چقدر تمیزی خوبه

امروز تقریبا حالم بهتره ، فقط جای بخیه ها هنوز درد داره و روی قفسه سینم فشار میاره ، پانسمان رو دیگه باز کردم و با خیال راحت رفتم حمام ولی اینقدر بعدش دردناک شد گردنم که پشیمون کردم چرا رفتم حمام ، از صبح هم که بیدار شده بودم پشتم درد داشت ، الآنم که نشستم پای کامپیوترم پشتم بالش گذاشتم که دردش کمتر شه !
دست راستم از درد گردنم بی حرکت شده ، راستش یک ذره هوا هم سرد شده و توی دردها بی تاثیر نیست خیال باطل
فردا قراره با دوستای دانشگاهم بریم افطاری رستوران ، جوجه سفارش دادن و سرویس افطار تو یه رستورانه خوشگل ، فکر کنم تعداد پسرها بیشتر بشه از دختر ها ولی بازم بد نیست ، فکر کنم خیلی خوش بگذره نیشخند
یکم رو تحلیل سیستم برای پروژم کار کردم و دیاگرام های UML اش رو سعی کردم اشکالاتش رو تصحیح کنم ، فقط تو کشیدن کلاس دیاگرمش دچار مشکل شدم که می دونم می تونم حلش کنم گاوچران

بازم خدا رو شکر ، یک روز دیگه هم تموم شد و سعی کردم مفید تمومش کنم
واسه دوشنبه هم توکل کردم به خودش ، نمی دونم واسه روش درمان برای مرحله بعدی میخواد چه کنه ؟
دیگه راضی شدم به همه چی ، فقط خوب بشم ناراحت
خدایا شکرت ماچ

/ 3 نظر / 15 بازدید
دنیا

سلام خوشحالم که بهتر شدی هر وقت وبلاگ تو را می خونم بدجور به فکر می رم . نمی تونم بهت بگم که دعا میکنم خوب بشی یا از این حرفا چون من با هیچی کنار نیومدم . به هیچی اعتقاد ندارم از این که تو را می بینم که فقط خدا را شکر می کنی شرمنده می شم . من حتی خدا را سعی نکردم بشناسم .

سعیده

خوش بگذره توت فرنگی جونم[زبان][خجالت]

مرضیه

من 4روز پیش پلاسما شدم،از درد هنوز استامینوفن 500 میخورم وپام صاف نمیشه،آخه کتتر تو فمورال بود،قبل از این کار نوشته های بقیه رو خونده بودم وقتی به دکتر اشتری گفتم گفت نمیدونم چرا مریضا الکی این چیزا رو مینویسن!!!!ولی هر چی درمورد درد و زجر حین وبعدش مینویسن کاملا درسته،همچین عذابی رو تو تمام عمرم تچربه نکرده بودم.راستی من به خارطرداروهای گیاهی یه تبریزی که اسمشو دکتر فیروزی گذاشته بود به این روز افتادم،میگفت چون مشکلی ندازیM.RI هم خوب میشه،MS.nut ،کپسول مغزو اعصاب و2تا مایع بهم داد،حالام ناپدید شده!