محل تزریق

سلام و کلی دست دست دست همین طوری الکی محض شاد شدن دوستان نیشخند

پس از طی شدن روز مـــــــــرد و رد و بدل شدن کلی کادو و هدیه و ... به پدران گرام و نامزدان محترم و ... رسیدیم به یک روز عادی و معمولی مثل همه ی روزهای خدا

ولی عجب کیفور شدیم این 3- 4 روز پشت سر هم هی تعطیل بودش ، گرچه واسه من که مهم نبود چون همیشه در خانه و کنار خانواده گرام به سر می برم ، ولی خوب حال می داد دیگه

گزارش روز جهانی مون رو هم گزاشتم در سایت مربوطه و کلی ذوق مرگ شدم خجالت زیرا پیام های بسیار خوشحال کننده از طرف رئیسان بالادست و زیر دست و وسط دست آمده بود که ایول ایول توت ِ گزارشگر ، ایول ایول توت ِ گزارشگر

خلاصه که الآن در پوست خودم نمی گنجیدم که یهو چشم افتاد به محل تزریق چند روز پیشم ، هفته ی گذشته بود روی ران پا تزریق نموده بودم و کلی سیاه و کبود شده انگاری چسبیده به قابلمه داغ سوخته چنان درد می کرد که نگو و نپرس به قول مادربزرگ جان خدا نصیب گرگ بیابون نکنه زبان

خواستم ازش عکس بگیرم بزارم اینجا دل همه ملت رو ریش و واریش کنم ولی گفتم نه نه نه نه تـــــــوت تو که بد جنس نبودی مادر قلب دیگه به ندای وجدانم گوش دادم و عکس نزاشتم

البته درد نمی کنه ولی خوب همون کبودیش خیلی ضایع می باشد چونکه تا میام لباس عوض کنم این ملت همیشه در صحنه یک صدا جیغشان میرود تا آسمان که هـــــــــــــــــای ای توت نامرد این چه کاریه با خودت کردی آخه ؟؟؟؟

خوب مگه من کردم ؟ خنده خودش شده دیگه تقصیر من چیه ؟ نیشخند خانم پرستار گفت حساسیت داده پوست اون قسمت بدنت به دارو تو حالا یک چند وقت اونجا نزن گفتم چش مژه

اندازه یک عدد دایره به قطر 5 سانت کبود می باشد دیگه تنها مشکلی که داره اینه که دامن کوتاه بی جوراب نمیشه بپوشم 

همین دیگه حالا تا بیاد خوب شه کلی زمان می بره کرم کالاندولا بتیس خریدم میزنم روش خوبه بد نیست کلی بهتر شده ، اینم پا هست من دارم آخه ؟؟؟

خدایا شکرت واسه که حداقل اطرافیانم می دونن واقعا بعضی وقتا درد دارم

خدایا شکرت به خاطر ..............

باز شکرت به خاطر ..................

خدایا شکرت که اینقدر دوستم داری که گاهی خجالت می کشم سرم رو به درگاهت بلند کنم و بگم شکرت

خدایا شکرت به خاطر همه ی روزهای قشنگی که واسم ساختی تو زندگی

شکرت به خاطر همه ی قشنگی ها

/ 31 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
saeed

سلام آن خوب میشه من رون پای چپم اینطوریه و هر وقت آمپول می زنم کبود میشه البته نه به آن بزرگی که شما نوشتید اما وقتی متوجه شدم که چند تا کبودی شده بود و من متوجه نشده بوده[ناراحت]

لیلا جان قربان

وقتی یکی دل ش خیلی نگران یکی می شه؛ دست هاش رو، رو ب خدا می کنه و می گه: خدایا ب خودت سپردم ش...

مهدی

وبلاگ قشنگی دارین اگر مایلین وبلاگ ما را قسمت لینکت قرار بده..

ستاره

سلامعلیکم بر توت جان دوست داشتنی...[نیشخند][قلب] اخی درد داره...؟؟[ناراحت] توت جان خوب مواظب باش عزیزم... بعدشم ! حالا مگه مجبوری این چند وقته دامن کوتاه بپوشی...؟[نیشخند] بی خیال شو تورو خدا اینقد دلبری نکن بندگان خدا گناه دارن... [قهقهه][عینک][نیشخند] منم اپپپپپپپپپپپپپپپم......[عینک]

شبانه

چه خوبه آدم از نوشته هات شادی و انرژی میگیره من هنوز گاهی که کتاب میخونم یاد اون جملهت میافتم و ناخودآگاه میخندم توت گزارشگر ازت ممنونمدوست من[گل]

یاس

چرا رسیده بود ممنون دستت درد نکنه [گل] حالا بخوام مثل اونباری مجله رو کامل داشته باشم باید چیکار کنم لینک این سریشم بهم میدی [گل]

بامعرفت

سلام سرکار توت فرنگی ببخشید مزاحم میشم . میخواستم ببینم شما چگونه متوجه شدین ام اس دارین ؟ من اکثر اوقات استخوان های دست و پام درد میکنه . گاهی هم بی حس میشه . نمی دونم. فیلم طلا و مس رو که دیدم . گفتم نکنه ام اس باشه . البته با یه تفاوت . این بار همسرم باید شوهر طلبه اش را جمع کند . ممنون میشم اگه راهنمایی کنید .

شبانه

تجربه ی خوبی بدست میارین به بقیه میگین خیلی عالیه کاش آدرس اون منطقه رو میگفتین از کاسب با انصاف حمایت بشه مثله همیشه از حضورم در اینجا خوشحالم[گل]

سعیده

سلام توتی جون ازدواج کردی؟ یعنی نامزد کردی توتی جون؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مبارکه !!!!!!!!!!!!!!!!1پس چرا تو پست هات چیزی نگفتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟[قهر]

سعیده

eeee توتی جون!چرا عجب؟حالا نامزد کردی یا نه توت عشیشم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟[چشمک]