می خوام برم مراسم احیا ...

امشب می خوام برم مراسم احیا نمی دونم می تونم مثل سالهای قبل تا آخرش بشینم یا نه ؟ ناراحت
یک مقداری دستام می لرزید و مور مور کف پاهام بیشتر شده بود مخصوصا وقتی پای کامپیوترم می نشستم ، می دونم هیچ طوریم نیست و همه اینا به خاطر کم خونی و کم شدن پروتئین و ... است که بعد از پلاسما فرز بوجود اومد .
امشب واسه همه اونایی که دوستشون دارم دعا می کنم ، همه دوستانم ، همه اونایی که میشناسمشون لبخند

هنوز چشمم درد داره و نمی تونم اشک بریزم تا دلم خالی بشه گریه
خدایا ، خدای مهربونم یعنی میشه بعد از اینهمه دردی که کشیدم یک شادی بزرگی بیاد تو زندگیم ؟

بازم شکرت

/ 4 نظر / 15 بازدید
filiCti

من واست دعا می کنم، شما هم واسه من حتما دعا کنین[نیشخند]

filiCti

سیلام[نیشخند] مرسی ک لینکیدین:دی فخط می خوام بگم این تیتر وبلاگ من هر چن وخ ی بار عوض میشه :دی اگه دوس داشتین یا با اسم فیلیسیتی یا با اسم دهکده ی کوچک ذهن من بلینکین:دی فک کنم اینطوری بهتره:دی حالا بازم هر طور خودتون راحتین:دی بوس،فهلا[ماچ][نیشخند]

سعیده

چرا که نه[خنده][قهقهه][خجالت]

سعیده

نه اینکه میگی بعدش به شادی و خوشحالی میرسم یا نه خنده داره برام.خب معلومه که میرسی[ماچ]