بازم مشکل محل تزریق

سلاملیکم دوست جان های مهربانم

امروز باز نیگاهی به محل تزریقات قبلیم انداختم و دیدم به به کلن قرمز و متورم شده متفکر من نمی دونم چرا جدیدا اینطوری میشه ؟

به مامان که اصلا نشون ندادم استرسولی رفتم داروخونه یک عدد هیدروکورتیزون گرفتم با این یکی پماد کالاندولا بتیس قاطی پاطی می خوام بکنم بزنم به محل تزریق شایس حالش خوب شد

تازه یکی از دوستام دیروز به من تماس گرفت و گفت : توت کجایی که دکترت به ملکوت اعلا پیوسته واسش تسلیت نوشتن و ... خلاصه دیروز مهمونی که رفته بودم کوفتم شد

امروز پاشدم رفتم تو این گرما مطب دکترم دیدم از همه سالم تر نشسته داره مریض ها رو معاینه می کنه مطبش هم مثل همیشه شلوغ بود ابرو

خداییش عجب آدم های بیکاری پیدا میشن تو این زمونه به خداااااااااااا منتظر

عصری هم یک دوست جان مهربانی به من گفت : آدما وقتی بزرگ میشن چقدر بیخیال میشن !!

خوب می دونید آدم بزرگا ( گرچه من خیلی هم بزرگ نیستم ) وقتی دغدغه هاشون چیزایی فراتر از نمره و درس و مدرسه و دیر رسیدن به مدرسه و ... هست.

دیگه واسشون اهمیتی نداره که مثلا فلانی چند تا شغل داره ؟ چقدر حقوق می گیره ؟ به چه چیزایی علاقه داره و از چی متنفره و ... اهمیت ها واسشون تفاوت پیدا می کنه دست خود آدم هم نیست

مثلا من وقتی بچه بودم همه ی غصه هام این بود که چرا موهای عروسکم رو شونه کردم خراب شده ؟ رفتم مدرسه غصه می خوردم چرا جعبه مدادرنگی من باید 6 رنگ باشه ؟ رفتم راهنمایی غصه می خوردم چرا مانتو و شلوار ما بایس سورمه ای باشه ولی مدرسه دوستم رنگش چیز دیگه ای بود !! آمدم دبیرستان همش منتظر تعطیلی ها بودم برف بیاد بارون بیاد من بمونم خونه تلویزیون تماشا کنم

رفتم دانشگاه غصه هام واسه پول شهریه بود رفتم مقطع بالاتر غصه هام کارم بود و دعوایی که با کارفرمام می کردم گاهی ، حالا چی ؟ تقریبا دارم به سن 30 سالگی نزدیک میشم با یک راه طولانی شایدم کوتاه پیش روم و یک دنیا خاطرات تلخ و شیرین پشت سرم

اینقدر سخته آدم ها وقتی بزرگ میشن شکست های سنگین رو تو زندگی شون تجربه می کنن خیلی ها دوست می دارن دکمه back رو بزنن برگردن عقب خیلی ها دوست میدارن forward رو بزنن از این مرحله رد بشن به سرعت فقط !!! خیلی ها هم دوست دارن همین جا زندگی شون stop شه دیگه جلوتر نرن خنثی

اما خوب زندگی سخته تنها بودن و تنها شدن تو یک برهه زمانی ممکنه اینقدر روی روان آدم بزرگها فشار بیاره که مرتکب کارای وحشتناکی بشن

به هر جهت تنها چیزی که این وسط می مونه واسه آدم همون خدای بزرگ و مهربونی هست که قدرت همه چیز رو داره و می تونه آنی یک آدم رو بیچاره کنه و آنی یک آدم رو پادشاه

خدایا شکرت که زندگی من هم مثل همه ی بندگان دیگت بالا و پایین داره و یکنواخت نیست

خدایا شکرت که منم تجربه بزرگ شدن رو با همه ی وجودم حس کردم

خدایا شکرت واسه .............. 

/ 35 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مسعود

سلام واقعا نظر دادن در پرشين بلاگ سخت شده نيم ساعته ميخوام نظر بذارم نميشه [گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل] دوست عزيزم دو حكايت با عناوين .......آهنگر و خدا...... & ......قورباغه و زن...... را در دل نوشته ها بخوانيد.

الی

توت عزیز تو توی چه وضعی هستی؟این امپولی که میگی چییه؟خیلی درد داره؟فایده هم داره؟ راستش دکترم بهم هیچی نمیگه .میگه این جوری برات بهتره. یه کم راهنماییم کن لطفلاااااااا

شبانه

یارو تو 60 سالگی میگه جوونم اونوقت تو هنو 30سالت نشده... سرتو بالا بگیر توت گزارشگر![لبخند]

رضا

چرا بعضی از خواننده های وبلاگت احساس میکنند خیلی می فهمند؟ تو از درد تورم میگی،یکی از کوری و فلجی می پرسه تو از مشکلات میگی یکی از پیری میگه تو از آمپول میگی،یکی از تاثیر داشتن یا نداشتن میگه عجب رفقایی داریم مااااااااا[افسوس][اوه]

تاکیدا میگم " پالس تراپی باعث عود بیماری ام اس است " شاید اولش یه شش ماهی حالشون بهتر بشه ولی تا یکسال بعدش حتما حمله‌ای جدید از جای جدید بدنشون خواهد آمد تروخدا من خودم اینو امتحان کردم نمیخوام کسی بدتر بشه من چهار سال قبل به این نتیجه رسیده بودم ولی سال 90 به اصرار اطرافیان دوباره زدم ولی با اینکه بدون عصا راه میرفتم بعد از پالس با عصا هم نمیتونم راه برم این یه اشتباه بزرگ پزشکیه ایمیل منو ننویسید ولی حتما اطلاع بدین من برای این موضوع حتی طی 15 سال از وضعیت جسمیم نمودار هم کشیدم تا حرفم رو ثابت کنم به دکترم هم گفته‌ام رو ثابت کردم خلاصه : کورتون باعث سوختن غلاف سلولهای عصبی است و بس !!! این ریسک رو نکنید

پانی

.•*..*•. .•*..*•. .•. .•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*... .•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .• .•*...•*..*•. .•*..*•. ..•*..*•. من آپــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم .•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*. .•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. . -´´´´#####´´´´´´####.•*..*•. .•*..*•. ´´########´´#######.•*..*•. .•*..*•. . زودباش بیاااااا ´############´´´´###.•*..*•. .•*..*•.. #############´´´´´###.•*..*•. .•*..*•. ###############´´###..•*..*•. .•*..*•. ############### ´###..•*..*•. .•*..*•.. ´##################.`.•*..*•. .•*..*•. ´´´###############..•*..*•. .•*..*•. بدو بيا ´´´´´############.*.•*..*•. .•*..*•. ´´´´´´´#########.`.•*..*•. .•*..*•. ´´´´´´´´´######..•*..*•. .•*..*•.

سعیده

سلام توت فرنگی جون تو خیلی خوبی کاش بهم ایمیل میزدی آخه خیلی دوست دارم ازت انرژی بگیرم

سعیده

خب توتی جو عزیزم سلام من امروز مووفق شدم خوندن کل وبلاگت رو تموم کنم.خدا رو شکر میکنم که این عمر رو به من داد که بتونم این کارم رو به پایون برسونم.وبلاگ خوبی داری.از وبلاگت خیلی انرژی گرفتم برا همین خدا رو شکر میکنم که خدایا دایره مسائل دنیا رو طوری جلو پام گذاشت که با ولاگ تو آشنا بشم بازم میگم خدایا شکرت.خیلی از تیکه کلام هات رو کلا برداشتم(دوست جان های گرام،خدایا شکرت و....) اما الان نوبت این رسیده باهام خوب بشی.بیا یه کاری کن،اصا من میگم اشتباه کردم میگم غلط کردم که آی دی و شماره دادم خوبه؟؟؟؟؟؟تو هم فراموش کن و مثه بقیه باهام خوب باشه به زودی آدرس وبلاگم رو برات میذارم و خوشحال میشم عین دو دوست و همکار با هم باشیم.فحشم ندی ترو خدا.منظورم از دوست و همکار اینه که شما یه وبلاگ داری منم یه وبلاگ(من غلط بکنم به شما پیشنهاد دوستی بدم)[خنده]همون یکبار برا هفت پشتم کافیه[نیشخند] شوخی میکنم بازم خوشحالم توت عزیزم. بیا برا همه مریضا از جمله مادر بزرگ منم دعا کنیم خصوصا که دم ماه مبارک رمضون التماس دعا دوست عزیزم فعلا بای