خاطرات من و ام اس
قالب وبلاگ

امروز نشسته بودم داشتم کارهام رو می کردم که با کمال تعجب دیدم که تلفن داره زنگ می زنه تعجب از زنگ تلفن تعجب نکردم از اینکه کی پشت خط بود بسیــــــــــــــــــــــار تعجب کردم ابله
آخه کسی از فامیل از ام اس من خبر نداره و فقط خالم و شوهر خالم می دونن اونم به دلیل اینکه از روز اول من با اونا تماس گرفتم برای راهنمایی ها شون . آخه اونها جراح مغز و اعصاب هستند . منتها اون روز هایی که من داشتم برای پلاسما فرز می رفتم و میومدم مادر شوهر خاله ام هم خونه اونها بوده و از قضیه من خبر دار شده بود. امروز زنگ زده بود تا بگه برای من نذر کرده بوده و حالا می خواد نذرش رو بده خجالت
بنده ی خدا برای من یک روز تمام رو از صبح تا شب نماز خونده بوده و کلی سفره نذر کرده و
راستش اینقدر خجالت کشیدم
آخه من اون روزها چشم چپم کاملا نا بینا شده بود و حتی با دو بار پالس کورتن هم برگشت نکرد ، یعنی توی یک ماه دوبار حمله و یکی از یکی بدتر
پلاسمافرز خیلی دردناک بود . هنوزم وقتی یادم میاد جای بخیه های گردنم درد می گیره و هنوزم نشده بعد از 2 ماه که پلاسمافرز تموم شده درد اش تسکین پیدا کنه یکم گاهی وقتها که می دو ام محل بخیه ها درد می گیره و خوب این برای من تقریبا شده یه عادت خیال باطل
دیشب اومدم سوپرمن بازی در بیارم ساعت 6:30 عصر بود که تزریق رو انجام دادم ولی هیچ نوع قرصی مصرف نکردم شیطان تا ساعت 12 حالم خوب بود ها ! بعد از اون کم کم لرز کزدم ، رفتم یک پرتقال برداشتم خوردم بیشتر لرزم گرفت چون پرتقال سرد بود از تو یخچال آورده بودم خنده
بعد تبدیل شد به تب ، باز محلش ندادم تبدیل شد به تب و لرز ! بعد باز محلش ندادم تب 38 شد 40 درجه ای که طوری بود پای کامپیوترم با اون شعله زیاد بخاری داشتم به شدت می لرزیدم نیشخند
خلاصه دیدم مثل اینکه این تب زورش زیاده ، واسه همین پا شدم رفتم یک استامینوفن 500 برداشتم نصف کردم و خوردم . فکر کنم تا حدود ساعت 1:30 شب دیگه تب قطع شد که تونستم بخوابم
نمی دونم تا کی باید قرص مصرف کنم ؟  ماه اول که شروع کردم به تزریق دکترم بهم پردنیزولون هم داده بود. که من کم کم قطعش کردم و بعد ها فهمیدم به دلیل جلوگیری از تب برام پردنیزولون نوشته بوده !  ماهه بعد هم استامینوفن 500 قبل و بعدش می خوردم ولی گاهی شب ها از شدت تب از خواب بیدار می شدم و دوباره یک استامینوفن 500 دیگه می خوردم ابله حالا باز خوبه اگر هم زمان با تزریق استامینوفن رو بخورم طوریم نمیشه ... فکر کنم دیگه اگر بسته بعدی رو بگیرم که میشه ماه چهارمی که دارم آمپول میزنم نیازی به خوردن قرص نیست مژه
بازم می گم خداروشکر چون فقط اونی که اون بالاست مواظب منه

 

[ ۱۳۸٩/٩/٥ ] [ ۱:٠٦ ‎ب.ظ ] [ توت فرنگی ] [ نظرات () ]

امروز تقریبا حالم بهتره ، فقط جای بخیه ها هنوز درد داره و روی قفسه سینم فشار میاره ، پانسمان رو دیگه باز کردم و با خیال راحت رفتم حمام ولی اینقدر بعدش دردناک شد گردنم که پشیمون کردم چرا رفتم حمام ، از صبح هم که بیدار شده بودم پشتم درد داشت ، الآنم که نشستم پای کامپیوترم پشتم بالش گذاشتم که دردش کمتر شه !
دست راستم از درد گردنم بی حرکت شده ، راستش یک ذره هوا هم سرد شده و توی دردها بی تاثیر نیست خیال باطل
فردا قراره با دوستای دانشگاهم بریم افطاری رستوران ، جوجه سفارش دادن و سرویس افطار تو یه رستورانه خوشگل ، فکر کنم تعداد پسرها بیشتر بشه از دختر ها ولی بازم بد نیست ، فکر کنم خیلی خوش بگذره نیشخند
یکم رو تحلیل سیستم برای پروژم کار کردم و دیاگرام های UML اش رو سعی کردم اشکالاتش رو تصحیح کنم ، فقط تو کشیدن کلاس دیاگرمش دچار مشکل شدم که می دونم می تونم حلش کنم گاوچران

بازم خدا رو شکر ، یک روز دیگه هم تموم شد و سعی کردم مفید تمومش کنم
واسه دوشنبه هم توکل کردم به خودش ، نمی دونم واسه روش درمان برای مرحله بعدی میخواد چه کنه ؟
دیگه راضی شدم به همه چی ، فقط خوب بشم ناراحت
خدایا شکرت ماچ

[ ۱۳۸٩/٦/٢ ] [ ٩:۳٠ ‎ب.ظ ] [ توت فرنگی ] [ نظرات () ]

امروز رفته بودم دنبال کارای پلاسما فریزس که تمومش کنم و انجامش بدم ، البته هنوز جواب آزمایش خونم حاضر نشده بود واسه همین مسئول بخش دیالیز که پلاسمافریزس رو انجام میده یک سری لازم و تجهیزات رو برام لیست کرد و گفت باید اینا رو تهیه کنید و فردا با جواب آزمایش تون بیایید تا کاراتون رو تموم کنم .
گفتم آقا هر سری که می خواهید این عمل رو انجام بدین حدودا چقدر طول میکشه ؟
گفت : زیاد نیمشه ، حدود دو یا سه ساعت .
بعد اومد و خواست رگ دستم رو پیدا کنه که تا آستینم رو دادم بالا و دید که چطور هر دو تا دستم کبوده یک مقداری دلش ...
گفت اگر رگت جواب نده مجبوری بری اتاق عمل تا از داخل گردنت رگ بگیرن تا بتونیم عملیات رو انجام بدیم !

یک دکتر دیگه ای هم اونجا بود که گفت باید یک سری آمپول به نام آلبومین رو تهیه کنی و یه سری نسخه دیگه ام برام نوشت .
راستش حسابی ترسیده بودم ، واسه همین گفتم : آقا دستم فقط درد داره و الا رگش خوبه ها

گفت حالا برو وسایل رو تهیه کن بعد بیا خدا بزرگه .
لیست رو گرفتیم دستمون و راه افتادیم تا ببینیم چه چیزایی رو باید تهیه کرد .
وقتی وارد مغازه تجهیزات پزشکی شدیم آقای فروشنده گفت نمی تونم 5 سری رو کامل بهتون بدم ، فقط می تونم 3 سری رو بدم تازه اینم به خاطر همکاری و پارتی بازیه و الا این لوازم رو معمولا خیلی اذیت می کنن تا به بیمار بفروشن !
بابام گفتن : آخه چرا ؟
فروشنده گفت : چون اینا تا قبل از این شلوغی های اخیر قیمتش حدود سی یا سی و پنج هزار تومن بوده ، ولی الان به دلیل اینکه ایران تحریم شده قیمت هر ست کامل پلاسما فرزیس شده حدود صد و سه هزار تومن !
برق از کله همه مون پرید !!!!!!!!!!
یکم از دنبال درمان رفتن پشیمون شدم ، نمی دونستم چرا من باید به عنوان یک بیمار خاص که فعلا زنده ام اینهمه هزینه بابت تجهیزاتی بدم که توی بیمارستان دولتی هزینش رو تقبل نمی کنن ...
تو دلم خدا رو شکر کردم ولی از ته قلبم ناراحتی داشتم که چرا ؟
بعد از اونجا رفتیم اداره بیمه تا داروها رو تایید کنه ، تا بگیرمشون .
قیمت آمپول های آلبومین حدود یک میلیون تومن در میومد که با بیمه شد 400 هزار تومن !
با خودم فکر کردم شاید بیمه تکمیلی بخشی از هزینه ها رو بده ، چون خانواده ام توی این مدت خیلی اذیت شدن بابت هزینه های درمانیه من
به یاد آدمهایی افتادم که نمی تونن اینهمه پول رو تهیه کنن ! یعنی اونا بیمارهاشون میمیرن ؟ چه بلایی سرشون میاد ؟ فلج میشن ؟ بعد از فلج چی ؟
همه اینا تو ذهنم بود ، با خودم زیر لب می گفتم خدایا آخه پس چرا من ؟
بازم گفتم خدایا شکرت که حداقلش می تونم خودم رو درمان کنم ، حالا با هرچی ...
نسخه اولی و لازم سری اول جور شد ، اما نسخه دوم رو هر جای شهر رفتیم نداشتن ، گفتن فقط داروخانه 22 بهمن یا امام رضا و یا هلال احمر ! هیچ جای دیگه ای این دارو ها رو نداره ، بیخود دور شهر دور نزنین.

خلاصه اومدیم خونه بازم توی راه خونه واسه ی اینکه بهش فکر نکنم نشستم یک نمودار دیگه از پروژه پایان نامه ام رو کشیدم و ته دلم گفتم بازم خدایا شکرت ...

شاید شب بخوام با فامیل برم پارک ، فقط حیف که اونا از ته دلم خبر ندارن که توش جز خون و آه و گریه چیزی نیست ...

نمیدونم هزینه کلاسم رو چطوری جور کنم ...

خدا بزرگه ... خدایا شکرت قلب

[ ۱۳۸٩/٥/۱٧ ] [ ٥:٠٦ ‎ب.ظ ] [ توت فرنگی ] [ نظرات () ]

بیماری ام. اس  ( Multiple Sclerosis )

 

 

مقدمه

 

  اسکلروز مولتیپل(ام.اس.)یک بیماری مزمن و بالقوه ناتوان کننده است که سیستم عصبی مرکزی شامل مغز و نخاع را درگیر می کند.پزشکان و محققین گمان می کنند بیماری احتمالاً یک بیماری خود ایمنی باشد،به این معنا که سیستم ایمنی شما قسمتی از بدنتان را بمانند یک جسم خارجی مورد حمله قرار می دهد.

  در اسکلروز مولتیپل،بدن بطور نادرست پادزهرها و گلبولهای سفید خونی راعلیه پروتئینهای غلاف میلین،که اعصاب موجود در مغز و نخاع را احاطه کرده اند، هدف می گیرد.این امر سبب التهاب و صدمه به غلاف و نهایتاًاعصابی که آنها را پوشانده می شود.نتیجه بصورت مناطق اسکار(اسکلروزیس)می باشد.نهایتاً،این آسیب سبب کندی یا توقف سیگنالهای عصبی که هماهنگی عضلانی،قدرت،حس و دید را انجام می دهند،می شود.

  اسکلروز مولتیپل بیش از 1 میلیون نفر را در سراسر جهان مبتلا می نماید- با در گیری زنان دو برابر مردان.بیشتر بیماران اولین علائم را بین سنین 20 و 40 تجربه می کنند.این بیماری قابل پیش بینی نیست و در شدت علائم متغیر است.در بعضی بیماران ،ام.اس. یک بیماری خفیف است،ولی برای دیگران منجر به ناتوانی می شود.درمان می تواند سیر بیماری را تغییر دهد و علائم را کم کند.

 

علائم و نشانه ها

 

  علائم اسکلروز مولتیپل بسته به محل درگیری رشته های عصبی بسیار متغیر است. علائم و نشانه های اسکلروز مولتیپل عبارتند از:

 

·      بیحسی یا ضعف در یک یا هردو اندام،که مشخصاً در یک زمان در یک سمت بدن یا نیمه تحتانی بدن رخ می دهد

·               از دست دادن بینایی بصورت کامل یا جزئی،معمولاً همراه درد حین حرکات چشمی

·               دوبینی یا تاری دید

·               مور مور یا درد در نقاط بیحس بدن

·               احساس هایی بصورت شوک الکتریکی که با حرکات خاص سر رخ می دهد

·               رعشه،عدم تعادل، یا قدم زدن نامتعادل

·               خستگی

·               سر گیجه

 

  در بعضی موارد،بیماران ام.اس. ممکن است دچار سفتی عضلانی یا اسپاستیسیتی،تکلم مبهم،فلج، مشکلات مثانه،روده یا عملکرد جنسی شوند.تغییرات ذهنی مثل فراموشی یا اختلالات تمرکز ممکن است رخ دهد.

 

علل

 

  سیتم عصبی مرکزی شما شامل میلیونها سلول عصبی است که بوسیله رشته های عصبی بهم متصلند.تکانه های عصبی در سلولهای عصبی منشاً می گیرند و در طول رشته های عصبی از مغز شما و بسوی آن حرکت می کنند.میلین یک ماده چربی است که این رشته های عصبی را در بر می گیرد و محافظت می کند،شبیه آنچه در مورد پوشش کابلهای الکتریکی می باشد.

  در بیماران ام.اس. سیستم ایمنی به غلط سلولهایی که غلاف میلین می سازند را نابود می کند.در نتیجه، میلین ملتهب و متورم شده،از رشته ها جدا می شود.میلین جدا شده ممکن است نهایتاً تخریب شود.تکه های بافت اسکاری سفت و سخت (اسکلروز)روی فیبرها تشکیل می شوند.وقتی تکانه های عصبی به منطقه آسیب دیده می رسند،برخی از آنها از حرکت به سمت مغز یا خروج از آن، متوقف شده یا حرکتشان کند می شود.نهایتاًاین روند منجر به تخریب خود اعصاب می شود،که احتمالاً مسبب ناتوانی های است که درام.اس.  رخ می دهد.

  پزشکان و محققین نمی دانند چه چیز سبب این واکنش خود ایمنی می شود.برخی شواهد نشان می دهد عوامل ژنتیکی بعضی بیماران را به ام. اس. مستعد تر می سازد.اما استعداد ژنتیکی تنها بخشی از توضیح مکانیسم است.به نظر می رسد چیزهایی سبب تحریک بیماری در افراد مستعد می شوند.بعضی محققین معتقدند بیماری به یک پروتئین مشابه با میلین مرتبط است،که ممکن است توسط یک ویروس وارد بدن شود.محققین دیگر معتقدند سیستم ایمنی در بیماران ام. اس. دچار اختلال است،که منجر به تمایل غیر طبیعی برای ایجاد بیماری خودایمنی می شود.بیماری می تواند بوسیله تغییرات هورمونی بعد از حاملگی تشدید شود.

  علت یا تحریک کننده هر چه که باشد،اسکلروز مولتیپل به چهار شکل اصلی دیده می شود:

 

·      عود کننده تسکین یابنده.این نوع ام.اس.  با شعله ور شدن بیماری بصورت کاملاً مشخص ،که با دوره های تسکین دنبال می شود ،مشخص می گردد.حملات معمولاً ناگهانی شروع شده چند هفته تا چند ماه ادامه یافته،و سپس تدریجاًناپدید می شود.بیشتر افراد با ام. اس.  در زمان تشخیص، این نوع را دارند.

·      پیشرونده اولیه.بیماران با این نوع ناشایع ام.اس.  بدتر شدن تدریجی بدون دوره های بهبودی را تجربه می کنند.بیماران با این نوع ام. اس.  معمولاً در زمان شروع علائم بالای سن 40 هستند.

·      پیشرونده ثانویه.بیش از نیمی از بیماران ِ نوع عود کننده تسکین یابنده نهایتاًوارد یک مرحله پیشرفت مداوم بنام ام.اس. پیشرونده ثانویه می شوند.عود های ناگهانی ممکن است رخ داده،بر سیر مداوم تخریبی که مشخصه این نوع ام.اس. است اضافه شوند.

·      پیشرونده عود کننده.همان نوع پیشرونده اولیه است که دوره های ناگهانی ازعلائم جدید یا بدتر شدن علائم قبلی به آن اضافه می شود.این نوع تقریباً نادراست.

 

علائم خطر

 

  فاکتورهای زیر ممکن است خطر ابتلای شما به اسکلروز مولتیپل را افزایش دهند:

 

·      وراثت.اسکلروز مولتیپل در افراد نژاد اروپای شمالی شایعتر است.اگر چه بیماری کاملاًارثی نیست ولی به نظر می آید اجزاء ژنتیکی برای آن وجود داشته باشد.محققین بر این باورند که تمایل به ایجاد ام.اس. وراثتی است،ولی بیماری زمانی که محرکهای محیطی موجود باشند خود را نشان می دهد.

 

·      عوامل محیطی. عوامل محیطی تا حدی بر ام.اس. تاًثیر دارند.بسیاری ویروسها و باکتریها مظنون به ایجاد ام.اس. هستند.برخی محققین معتقدند فاکتورهای محیطی ممکن است آغاز گر بیماری در افراد مستعد باشند.

 

·      عوامل جغرافیایی.اسکلروز مولتیپل در کشورهای مناطق معتدله،شامل اروپا،جنوب کانادا،شمال ایالات متحده،زلاند نو وجنوب استرالیا شایعتر است.

 

چه موقع مشاوره پزشکی لازم است

 

  یکی از اولین نشانه های ام.اس. کرختی و مورمور در دستها،پاها یاهر جای دیگر بدنتان است.گرچه کرختی بیشتر مواقع دلیل ام.اس. نیست،ولی اگر احساس کرختی یا مورمور ممتد برای روزها یا هفته ها دارید،به پزشکتان مراجعه کنیدـ بخصوص اگر قسمتهای بزرگی از بدنتان درگیر باشد.پزشکتان می تواند مشخص کند آیا ام.اس. یا بیماری عصبی دیگری علت این حالت است.همچنین اگر دوبینی ،عدم تعادل یا کاهش بینایی مداوم دارید با پزشکتان مشاوره کنید.

 

غربالگری و تشخیص

 

  تشخیص اسکلروز مولتیپل ممکن است دشوار باشد.پزشک شما ممکن است ام.اس. را بر اساس موارد زیر تشخیص دهد:

 

·               تاریخچه پزشکی

·               معاینه عصبی

·               اسکن تصویر برداری رزونانس مغناطیسی(ام.آر.آی.).

·      پانکسیون کمری.در این اقدام پزشک یا پرستار مقدار کمی مایع مغزی نخاعی رااز کانال نخاعی شما برای بررسی آزمایشگاهی بر می دارد.این نمونه می توانداختلالات  مربوط به ام.اس. مثل سطح غیر طبیعی گلبولهای سفید خون یاپروتئینها را نشان دهد.همچنین می تواند به رد نمودن بیماریهای ویروسی و سایر وضعیتهایی که ممکن است ایجاد علائم عصبی نمایند،کمک کند.

 

·      تست پتانسیل برانگیخته.این تست سیگنالهای الکتریکی که مغز در پاسخ به محرکها می فرستد را اندازه می گیرد. تست پتانسیل برانگیخته ممکن است تحریک بینایی یا تحریک الکتریکی ،که در آن تکانه های الکتریکی به پاها یا دستها اعمال می شوند، را بکار گیرد.

 

درمان

 

  اگر حملات شما خفیف یا نا شایع باشند،پزشکتان ممکن است روش "انتظار و تحت نظر" رابصورت مشاوره وتحت نظر گرفتن توصیه کند.با وجود این اگر شما نوع عودکننده بیماری را داشته باشید،پزشکتان ممکن است درمان با داروهای تعدیل کننده بیماری را هرچه زودتر شروع کند.این داروها اگر حامله باشید یا بخواهید حامله شوید،قابل استفاده نیستند.این داروها شامل:

 

·        اینترفرونهای بتا.اینترفرون بتا1- ب(بتاسرون)واینترفرون بتا1-آ(آوونکس،ربیف) معادل پروتئینهای طبیعی بدنتان هستند که به روش مهندسی ژنتیک ساخته می شوند.اینها در مبارزه با ویروسها و تنظیم سیستم ایمنی مفیدند.اگر بتاسرون مصرف می کنید،بصورت زیر پوستی یک روز در میان بکار گیرید.اگر ربیف مصرف می کنید،سه بار در هفته زیر پوستی تزریق نمایید.آوونکس را بصورت عضلانی یک بار در هفته به خود تزریق کنید.این داروها شعله ور شدن بیماری ام.اس. را کاهش می دهند.اینترفرونهای بتا نباید با همدیگر بکار برده شوند.تنها یکی از این داروها در هر زمان باید مصرف شود.

 

سازمان دارو و غذا(اف.دی.آ)اینترفرونهای بتا را تنها برای بیماران با انواعی از ام.اس.که هنوز می توانند راه بروند تاًیید کرده است.اینترفرونهای بتا آسیب را برنمی گردانندو ثابت نشده که بتوانند جلوی ناتوانی دائم را بگیرند.بعضی بیماران نسبت به اینترفرونهای بتا پادزهر تولید می کنند،که آنها را کم اثر می سازد.سایر بیماران قادر به تحمل عوارض ،که ممکن است شامل علائم آنفولانزا باشد نیستند.

 

پزشکان معمولاًاینترفرونهای بتا را برای بیمارانی که بیش از یک حمله بیماری ام.اس. در سال دارند و برای آنهایی که به خوبی از شعله ورشدن بیماری بهبود نیافته اند توصیه می کنند.همچنین درمان ممکن است برای بیمارانی که دراسکن ام.آر.آی آنها ضایعات جدیدی شکل گرفته، حتی زمانیکه علائم جدیدی از فعال بودن بیماری ندارند، بکار رود.

 

·        گلاتیرامر(کوپاکسون).این دارو جایگزینی برای اینترفرون بتا است، در صورتیکه ام.اس.عودکننده تسکین یابنده داشته باشید.پزشکان معتقدند گلاتیرامر با توقف حمله سیستم ایمنی به میلین عمل می کند.باید گلاتیرامر را روزانه زیر پوستی تزریق کنید.عوارض پس از تزریق شامل برافروختگی و نفس تنگی می باشد.

 

·        سایر داروها.میتوکسانترون(نووانترون) یک داروی شیمی درمانی برای بسیاری سرطانها است.این دارو نیز برای درمان فرمهای شدید ام.اس. عودکننده تسکین یابنده،و همچنین برخی فرمهای ام.اس. پیشرونده، توسط اف.دی.آ پذیرفته شده است.این دارو بطور معمول داخل وریدی هر سه ماه یکبار داده می شود.با وجود این میتوکسانترون ممکن است در دراز مدت،  عوارض جانبی خطرناکی مثل آسیب قلبی ایجاد کند،لذا بطور معمول بیش از دو سال استفاده نمی شود. معمولاً برای بیماران با حمله های شدید یا بیماری سریعاً پیشرونده که به سایر درمانها جواب نمی دهد بکار می رود.کنترل دقیق هرکس که این دارو را می خورد ضروری است.بعضی پزشکان همچنین سایر داروهای شیمی درمانی ،مثل سیکلوفسفاماید(سیتوکسان) را برای بیماران ام.اس. شدید سریعاً پیشرونده تجهیز می کنند.گرچه این داروها برای درمان ام.اس. ثابت نشده اند.

 

  بعضی داروها ممکن است علائم ام.اس. پیشرونده را تخفیف دهند.این داروها شامل:

 

·        کورتیکوستروئیدها.پزشکان بیشتر موارد دورهً کوتاهی از کورتیکوستروئیدهای خوراکی یا وریدی را برای کاهش التهاب در بافت عصبی و کاهش دوره شعله ور شدن بیماری بکار می گیرند.با وجود این  مصرف طولانی این داروها ممکن است عوارض جانبی مثل پوکی استخوان و فشار خون بالا(پرفشاری خون)ایجاد کند. 

·        شل کننده های عضلانی.باکلوفن و تیزانیدین(زانافلکس)داروهای خوراکی برای سفتی عضلات هستند.اگر دچار ام.اس. هستید، ممکن است سفتی یا اسپاسم عضلانی داشته باشید،بخصوص در پاها که ممکن است دردناک و غیر قابل کنترل باشد.باکلوفن اغلب ضعف پاها را تشدید می کند. بنظر می رسد زانافلکس  اسپاسم عضلانی را بدون احساس ضعف در پاها کنترل می کند، ولی ممکن است با خواب آلودگی یا خشکی دهان همراه باشد.

 

·        داروهای کاهش دهنده کوفتگی.به منظور مقابله با کوفتگی،پزشکتان ممکن است یک داروی ضد افسردگی،داروی ضد ویروسی آمانتادین(سیمترل)یا داروی ضد نارکولپسی بنام مودافینیل(پروویژیل) تجویز کند.همه اینها به واسطه خصوصیات محرکشان عمل می کنند.

 

  علاوه بر دارودرمانی درمانهای زیر ممکن است مفید باشند:

 

·        فیزیوتراپی و کاردرمانی.یک فیزیوتراپیست یا کارشناس کار درمانی می تواند تمرینهای تقویت عضلانی را به شما آموزش داده و نشان دهد چگونه وسایلی که کارهای روزمره را تسهیل می کنند بکار برید.این امر می تواندبه استقلال شما کمک کند.

 

·        مشاوره.مشاوره شخصی یا گروه درمانی میتواند برای کنار آمدن با ام.اس. و کاهش استرس عاطفی به شما کمک کند.همچنین اعضای خانواده یا مراقبین شما ممکن است از مراجعه به یک مشاور سود ببرند.

 

·        تعویض پلاسما(پلاسمافرز).تعویض پلاسما ممکن است در بیماران با ناتوانی ناشی از حملات شدید ام.اس. که به درمان با مقادیر زیاد استروئید جواب نمی دهند مفید باشد.این روش شامل گرفتن مقداری از خون شما و جداسازی مکانیکی سلولهای خونی از مایع پلاسما می باشد.سلولهای خونی سپس با یک مایع جایگزین،معمولاً آلبومین، یا یک مایع مصنوعی با خصوصیات شبیه پلاسما مخلوط می شود. سپس محلول مذکور همراه با خونتان به بدن شما تزریق می شود.

 

جایگزینی پلاسما میزان فاکتورهای تخریب کننده در سیستم ایمنی شما،شامل پادزهرهای حمله کننده به میلین، را رقیق می کند و به بهبودی شما کمک می نماید.تعویض پلاسما فواید ثابت شده ای بعد از سه ماه از شروع علائم عصبی ندارد.

 

مراقبت از خود

 

  این مراحل ممکن است در تخفیف برخی علائم اسکلروز مولتیپل کمک کند:

 

·        داشتن استراحت کافی.خستگی یک علامت شایع ام.اس. است و استراحت کردن ممکن است کمک کند احساس خستگی کمتری بکنید.

 

·        ورزش. اگر ام.اس. خفیف تا متوسط داشته باشید ورزشهای اروبیک منظم ممکن است مقداری کمکتان کند.فواید شامل بهبود قدرت،تون عضلانی،تعادل،  هماهنگی،و بهبود افسردگی می باشد.شنا یک انتخاب خوب برای بیماران ام.اس. است که باگرما اذیت می شوند.

 

·        مراقب گرما باشید.گرمای زیاد می تواند ضعف عضلانی شدید ایجاد کند،گرچه برخی بیماران ام.اس. بوسیله گرما اذیت نمی شوند و ممکن است از حمام گرم و دوش لذت  ببرند. قبل از تماس با گرمای زیاد، تا وقتی نمی دانید که چگونه واکنش خواهید داد،بسیار مراقب خود باشید.وارد وان داغ یا سونا نشوید مگر کسی نزدیک شما باشد که در صورت نیاز شما را بیرون بکشد.اگر متوجه بدتر شدن علائم و نشانه ها بر اثر گرما شدید،تنها چند ساعت خنک شدن شما را به حالت طبیعی بر می گرداند.

 

·        خنک سازی.بسیاری بیماران ام.اس. بدتر شدن علائم را با گرما تجربه می کنند.اگر شما در یک منطقه گرم و مرطوب زندگی می کنید،به داشتن تهویه هوا در خانه تان توجه کنید.حمام نیم گرم یا خنک نیز ممکن است کمی تسکین ایجاد کند.

 

·      خوردن غذای متعادل.خوردن غذای سالم و دریافت مقادیر توصیه شدهً ویتامینها در روز به تقویت سیستم ایمنی شما کمک می کند.

 

 

مهارتهای زندگی

 

  مانند سایر بیماریهای مزمن،زندگی با بیماری اسکلروز مولتیپل می تواند شما را در مسیر پرپیچ و خم هیجانات قرار دهد.اینها تعدادی پیشنهادات برای کنار آمدن با پستی بلندیها هستند:

 

·               فعالیتهای طبیعی روزانه را به بهترین شکل ممکن حفظ کنید.

 

·               با دوستان و خانواده در تماس باشید.

 

·               به سرگرمی هایی که لذت می برید و قادر به انجامشان هستید ادامه دهید.

 

  اگر اسکلروز مولتیپل توانایی شما را برای انجام چیزهایی که لذت می برید مختل می کند،با پزشکتان در مورد راههای احتمالی کنار زدن موانع صحبت کنید.

  به یاد داشته باشید که سلامت جسم شما می تواند مستقیماً روی سلامت روان شما اثر گذارد.عدم پذیرش،آشفتگی،و ناامیدی ناشایع نیستند وقتی بدانید زندگی با شما رفتار دردناک یا غیر منتظره داشته است.افراد خبره مثل پزشکان یا روان شناسان رفتاری ممکن است از این لحاظ به شما کمک کنند.آنها همچنین  می توانند مهارتهای مدارا و تکنیکهای آسوده سازی را به شما آموزش دهند که می تواند مفید باشد.

  گاهی اوقات ،پیوستن به یک گروه حمایتی ،جاییکه بتوانید تجارب و احساسات خود را با دیگر افراد سهیم کنید،روش خوبی است.از پزشکتان بپرسید چه گروههای حمایتی در منطقه شما وجود دارد.

  بسیاری بیماریهای مزمن،از جمله ام.اس. با خطر بالای افسردگی همراهند.این امر نه تنها یک ناتوانی در مدارااست بلکه ممکن است نشانه ای از اختلال در فعل و انفعالات شیمیایی - عصبی باشد که با درمان طبی مناسب قابل معالجه است.

 

  اگر یک بیماری مزمن مثل ام.اس. دارید،لازم به  انکار نیست که بر زندگی شما اثر می گذارد.اما اینکه چقدر به آن اجازه دهید کیفیت زندگی شما راتغییر دهد ،تا حدی بسته به راهی دارد که هر روز برای زندگی خود بر می گزینید.

 

منبع

[ ۱۳۸٩/٥/۱٦ ] [ ٦:٥٩ ‎ب.ظ ] [ توت فرنگی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یک بیمار MS هستم که از اردیبهشت 89 متوجه بیماریم شدم ، با همه توانم دارم باهاش مبارزه می کنم و سعی می کنم آینده ای روشن تر از نور واسه خودم بسازم ... خدایا شکرت ...
نويسندگان
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
امکانات وب

ایران رمان