خاطرات من و ام اس

اول که سلام به دوستان خوبم که تو این مدت که نبودم نتونستم پیام ها تون رو جواب بدم ! قلب
ممنون از لطف همگی

موضوع انشاء : امتحانات
این ایام امتحانات کلن ایام خوبی نمی باشد  کلن از همان روزهای کودکی با این ایام امتحانات من مشکلات فنی داشتم نمی دانم چرا نمی شود به جای نمرات برای ما دانشجویان این مرز و بوم هم مثل کلاس اولی ها و دبستانی ها A , B , ... بگذارند ؟ نیشخند
مامان دوستم می گفت : این که نمی شود که نمره بچه را ندانیم ، شما ها همین قدر مهندسین و دکتر های بی سوادی به اندازه کافی هستید ... دیگر بیایند برایتان از این قرتی بازی ها هم بکنند دیگر مملکت می شود نهضت سواد آموزی
خلاصه که کلی به رگ غیرت من برخورد شد و من هم رفتم و کتاب های دانشگاه را همراه با نمونه سوالات کنکور ارشد خواندم و رفتم امتحان دادم . خدا عاقبت نمره های من را به خیر کند نگران زیرا فقط در یک درس می شود RC یا همان معرفی به استاد را بگیریم .
کلن دانشجویان ترم آخر بسیار استرسی هستند و معمولا نصف بیشتر جمعیت شان از نظر ناخن کمبود دارند . ( مثال ~> استرس)
هنوز تمامی نمرات من اعلام نشده است و هنوز 2 تا امتحان دیگر نیز دارم ولی از این انشاء نتیجه می گیریم که کلن ایام امتحانات ایام خوبی نمی باشد و کلن نباید برای اینکه بخواهی روی مامان دوستت را کم کنی بروید و تست کنکور ارشد حل کنید
این بود انشاء من



خدایا من دوستت دارم و می دانم تو هم من را دوست داری ، نه اونقدر که من تو را دوست دارم ، بلکه آنقدر که من نمی توانم در ذهن خود بگنجانم

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٢٩ساعت ٢:٥٦ ‎ب.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

Design By : Pichak