خاطرات من و ام اس

امروز نشسته بودم پای کامپیوترم و قصد داشتم یک سری از کارهای عقب افتادم رو انجام بدم یکم تو آلبوم موزیک ذخیره شده روی هاردم گشت زدم و یه شاخه را انتخاب کردم برای اجرای موزیک که هم زمان با انجام کارم به موسقی هم گوش بدم تا خوابم نبره خیال باطل
اما با گوش دادن بیشتر اون ترانه ها یاد چند ساله پیش افتادم که مهمان ناخوانده من هنوز وجود خارجی نداشت و من هم مثل سایر آدم های خوشبخت توی دنیا داشتم زیر سایه مهربونه مادر و پدر عزیزم زندگیم رو می کردم و برای آینده ام برنامه های زیادی داشتم
دلم برای روزهای خوب تنگ شد ، با همه روحیه خوبم نسبت به سرکوب کردن بیماریم اما گاهی دل تنگ روزهای خوب گذشتم میشم و دوست داشتم کاش می شد فقط برای چند دقیقه به گذشته برگردم آخ
همه سعیم و می کنم تا بتونم لااقل اون آینده ای که می خوام رو بتونم بسازم .
این تیکه از ترانه ها یه طوری بود که دلم رو به درد آورد : " گلی گم کرده ام می جویم او را         به هر گل می بویم او را ... "

امیدوارم روزی برسه که به ام اس بگم :‌ تو که رفتی به سلامت ، وعده ما به قیامت  ...

ای وای از اسیری که از یاد رفته باشد ، در دام مانده باشد ، صیاد رفته باشد ... 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/۱٠ساعت ٩:٥٧ ‎ب.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

Design By : Pichak