خاطرات من و ام اس

چند روز پیش با دوستانی که داخل انجمن ام اس باهاشون آشنا شدم رفتیم پارک ، هوای خیلی خیلی خوبی بود ، جای همه دوستانم رو خالی کردم و دوست داشتم که ای کاش هم با هم اونجا بودیمقلب
همه چیز داشت روال عادی خودش رو طی می کرد که روز انتخاب واحد رسید ، قرار بود با همه دوستام در یک ساعت خاصی آنلاین بشیم و با اینکه از قبل هماهنگ کرده بودیم که چه کد هایی رو برداریم ولی بازم قرار بود با هم چک کنیم ! ساعت 6 صبح انتخاب واحد شروع میشد ، من موبایلم رو کوک کرده بودم که به موقع بیدار شم که کلاسها پر نشه ! به موقع از خواب بیدار شدم و اومدم پا کامپوتر ولی هر چی سعی کردم اینترنت من قطع بود و وصل نشد ! به دوستام اس ام اس دادم که برای منم کار رو انجام بدن که جواب دادن سایت داشنگاه هم باز نمیشه ، با کلی استزس هر 1 ساعت یکبار من سعی می کردم کانتک بشم که جوابی نگرفتم ، واسه همین به دوستم زنگ زدم گفتم بیا بریم از داخل خود دانشگاه ببینیم میشه کاری کرد ؟ کلافه
رفتیم داخل دانشگاه ، اینقدر دانشجو جمع شده بود که برای گرفتن کامپیوتر خالی حدوده 20 دقیقه توی صف بودیم ، انتخاب واحد مون رو انجام دادیم و باز رفتیم توی صف پرینت ، پرینت مون رو هم گرفتیم و رفتیم حسابداری ، وای که چقدر شلوغ بود ولی حسابداری هم سیستم شبکه اش قطع بود و همه برگه ها رو می گذاشت روی هم ولی کاری واسه انجام دادن نداشت چشم
چاره چی بود ؟ ابله با دوستانم برگه های انتخاب واحد مون رو توی نوبت گذاشتیم و قرار شد فرداش بریم برای ادامه کار ، در همون حین هم به دوستم گفتم حالا که اینجا کارمون راه نیوفتاد بریم دانشگاهی که مهمان شدیم و برگه های مهمان رو بهشون تحویل بدیم و بقیه کاراش رو بکینم .
دوستم قبول کرد و با هم رفتیم اونجا ، متاسفانه شبکه اینترنت اونجا هم قطع بود چشم با خودم گفتم حتما یک مشکل سراسری برای شبکه اینترنت بوجود اومده ، البته دوستانم بعضی ها شون ADSL ها شون توی خونه وصل وبد و مشکلی نداشت ولی ADSL من قطع بود و همه شرکت ها و سازمان هایی که از اون شرکت حساب کاربری گرفته بودن خنثی
فقط خیالم راحت شده بود چون دیگه انتخاب واحدم رو کرده بودم و جاها پر نشده بود ...
ساعت حدوده 11:45 شب بود که من به صورت امتحانی وارد اینترنت شدم و دیدیم خوشبختانه وصل شده و هم زمان با آنلاین شدنه من همه دوستام دونه دونه آنلاین شدن خندهنیشخند
تا یک ساعت بعدش با همدیگه صحبت کردیم خوشحالی بیشترم به خاطر این بود که دوست خوبم ( ق ) هم آنلاین شده بود و با هم صحبت کردیم خجالت
فرداش رفتیم دانشگاه تا فیش های صادر شده رو ببریم بانک ولی متاسفانه فیش من و دوستانم رو صادر نکرده بود !؟!؟! منتظر
دیدیم اونجا موندن فایده ای نداره واسه ههمین دوباره اومدیم خونه و تصمیم گرفتیم فرداش بریم برای ادامه کار !
فرداش که امروز باشه اول رفتیم سراغ دانشگاهی که مهمان گرفته بودیم و کارامون رو اونجا انجام دادیم و بعد هم رفتیم به طرف دانشگاه خودمون ، خوشبختانه خیلی خیلی خلوت بود و برگه های من و دوستم رو هم فیش هاش رو پرینت کرده بود . رفتیم بانک و شهریه این ترم رو پرداختیم و اومدیم دانشگاه ، منتها چون من کار داشتم دوستم ادامه کارش رو تنها انجام داد و من اومدم خونه ...
دیشب هم با کمک یک دوست خوبه دیگه ای که دارم سعی کردم بانک داده پروژم رو تکمیل کنم ، خیلی با حوصله و دقت دونه دونه مراحل تولید بانک رو برام توضیح داد و منم با توجه به توضیحاتش بانک داده پروژه رو ساختم . ممنون دوست خوبم قلب
الان فقط خوابم میاد چون در طی این چند روزه واقعا کم خوابی پیدا کردم خمیازه

نوشته شده در ۱۳۸٩/٦/۳٠ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

Design By : Pichak