خاطرات من و ام اس
امیدوارم لحظات خوبی در این سایت داشته باشید .....

کاربر مهمان، خوش آمديد!


درباره :من یک بیمار MS هستم که از اردیبهشت 89 متوجه بیماریم شدم ، با همه توانم دارم باهاش مبارزه می کنم و سعی می کنم آینده ای روشن تر از نور واسه خودم بسازم ... خدایا شکرت ...
پروفایل مدیر : توت فرنگی







برگه مهمان دانشگاه ...

نوشته شده توسط توت فرنگیدر تاریخ ۱۳۸٩/٦/٢٢

امروز روز خوبی بود واسم چون رفتم دانشگاه و دوستانم رو دیدم ، گرچه برای گرفتن برگه مهمان رفته بودم و از صبح 2 یا 3 تا دانشگاه رو سر زده بودیم ولی دیدنشون منو خیلی خوشحال کرد !
با ماشین یکی از آقایون این طرف و اون طرف می رفتیم ، نمی شد با اتوبوس بریم چون هم دیر می شد هم اینکه من نمی تونستم مدام سوار اتوبوس بشم ، بعد از کلی گشتن و زنگ زنگ بازی تونستیم فقط یک دونه از درسهایی رو که کم داشتیم گیر بیاریم که ساعتش با ساعت درسهای دیگه تو دانشگاه مون تداخل نداشته باشه ، من فقط از این ناراحتی دارم که چرا دانشگاهی که خیلی خیلی به خونمون نزدیک هست رو نتونستم برم اونجا چون خیلی واسم بهتر بود ، منتها اونجا این درس هایی که من می خواستم رو اصلا ارائه نداده بودند ...
خلاصه رفتیم یکی از دانشگاههایی که دوستم پیدا کرده بود و کارای مهمان شدن رو انجام دادیم ، بعد هم اون آقای هم کلاسیم زحمت کشید و من رو تا دم خونه رسوند ...
ازش ممنونم چون امروز بهشون خیلی خیلی زحمت دادم ...

فقط یکم جای سوزن تزریق سوزش داره که ط.ری نیست ، میشه تحملش کرد ، یکمی هم رگ گردنم درد داره که اونم باید نشینم زیاد و الا خوبم مژه

امیدوارم اونی که فکر می کنه خدا بزرگ نیست به عظمتش پی ببره و بدونه که اگر خدا نباشه هیچ چیزی نیست ...
خدایا بازم شکرت بغل


کلمات کلیدی :برگه مهمان، بیماری ام اس ( multiple sclerosis )، روز خوب، ms
نظرات ()




مطالب پیشین



Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by http://ruzegaran.persianblog.ir
Design By : wWw.Theme-Designer.Com