خاطرات من و ام اس
امیدوارم لحظات خوبی در این سایت داشته باشید .....

کاربر مهمان، خوش آمديد!


درباره :من یک بیمار MS هستم که از اردیبهشت 89 متوجه بیماریم شدم ، با همه توانم دارم باهاش مبارزه می کنم و سعی می کنم آینده ای روشن تر از نور واسه خودم بسازم ... خدایا شکرت ...
پروفایل مدیر : توت فرنگی







اولین تزریقم عقب افتاد ...

نوشته شده توسط توت فرنگیدر تاریخ ۱۳۸٩/٦/٢٠

قرار بود امروز برم برای آموزش واسه نحوه تزریق ، ولی به دلیل تعطیل شدنه روز بعد از عید فطر خانمه تماس گرفت و گفت کارمون میوفته به یکشنبه ، خیلی استرس دارم ! چون گفت آمپول رو همراه تون نیارید ، البته مامانم اصرار کرد که می زاریمش تو یخ ، چون اگر پیش خودتون باشه موقع اولین تزریق خیلی بهتره !
خانومه هم گفت موردی نداره ...
حالا داره کم کم امروز هم تموم می شه و یکمی استرسم زیاد شده ...
مامانم پرسید چرا آقای دکتر براش دوباره پردنیزولون تجویز کرده ؟
خانمه گفت : واسه اینکه حالش بد نشه !
مامان گفت : پس می تونه نخوره ؟ آره ؟
خانومه گفت : اگر نخوره هم طوری نمیشه ولی بهتره بخوره ، مهمتر از اون استامینوفن هست که حتما باید مصرف کنه !
حالا دارم به این فکر می کنم که بازم خدا رو شکر چون یه راهی هست برای پیش گیری از حمله های بعدی و یک راه برای خوب شدن بغل
خدایا شکر قلب


کلمات کلیدی :بتافرون، ام اس، تاری دید، روحیه خوب
نظرات ()




مطالب پیشین



Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by http://ruzegaran.persianblog.ir
Design By : wWw.Theme-Designer.Com