خاطرات من و ام اس

امروز با اینکه درد داشتم ولی سعی کردم بشینم و کار کنم و خودم رو سر گرم کنم ، چند خطی کد نوشتم و یادم اومد کم کم که چطوری برنامه می نوشتم و کد می نوشتم و فرم می ساختم و ...
خیلی خوشحال شده بودم ، ولی همش دلهره دارم ، همش می گم شنبه بعد از ام آر آی چی میشه ؟ ناراحت
امشب میرم همه آرزوهام رو به خدای بزرگی که اون بالاست می گم ، شاید بین اون همه کسانی که میان صدای من رو هم بشنوه و بهم جواب بده ...
کاش موقع گریه کردن چشمم درد نگیره ...

نوشته شده در ۱۳۸٩/٦/۱۱ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

Design By : Pichak