خاطرات من و ام اس

امشب می خوام برم مراسم احیا نمی دونم می تونم مثل سالهای قبل تا آخرش بشینم یا نه ؟ ناراحت
یک مقداری دستام می لرزید و مور مور کف پاهام بیشتر شده بود مخصوصا وقتی پای کامپیوترم می نشستم ، می دونم هیچ طوریم نیست و همه اینا به خاطر کم خونی و کم شدن پروتئین و ... است که بعد از پلاسما فرز بوجود اومد .
امشب واسه همه اونایی که دوستشون دارم دعا می کنم ، همه دوستانم ، همه اونایی که میشناسمشون لبخند

هنوز چشمم درد داره و نمی تونم اشک بریزم تا دلم خالی بشه گریه
خدایا ، خدای مهربونم یعنی میشه بعد از اینهمه دردی که کشیدم یک شادی بزرگی بیاد تو زندگیم ؟

بازم شکرت

نوشته شده در ۱۳۸٩/٦/٧ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

Design By : Pichak