خاطرات من و ام اس

امروز از صبح حالم بد نبود ، چشمم هنوز درد داشت و این نشانه خوبیه ، چون حالا می دونم عصب بیناییم داره کاملا درست کارش رو انجام می ده و فقط ملتهب شده ! چون وقتی به چپ و راست نیگاه می کنم درد بدی داره و شده عین همون روز اولی که به خاطر دردش رفتم بیمارستان تخصصی چشم و فهمیدم ام اس دارم ...
از صبح نشستم کارای دیگه ای غیر از کارای کامپیوتری انجام دادم فقط دیشب قبل از اینکه بخوابم حدود ساعت 12:30 بود که تولد یکی از آشناها رو بهش تبریک گفتم ، واسه همین وقتی ساعت حدود 1:30 بود که کامپیوترم رو روشن کردم و وارد اینترنت شدم دیدم که چقدر خوشحال شده بود و از من تشکر کرده بود !
همه چیز خوب بود ، یکی از دوستان نزدیکم به نام ق آنلاین بود و شروع کردم باهاش به صحبت کردن ، راجع به همه چیز ، بهش گفتم قرص های کورتونی که مصرف می کردم رسیده به روزی یک دونه و از پس فردا میشه روز در میون و بعدم هم دو روز در میون و همین طوری میره تا کلن قطعشون می کنم و الآن بیشتر دارم داروهای تقویتی مصرف می کنم ، چون بعد از پلاسما فرز دیگه واقعا بنیه بدنیم از بین رفته و روزای اول به سختی راه می رفتم ، گردنم ورمش کمتر شده و امروز می تونستم تند تر از دیروز راه برم و ...
خیلی خوشحال شده بود و کلی بهم تبریک گفت بعدش به اون دوست مشترک مون ( ص ) اس ام اس داد که اونم آنلاین بشه و با من حرف بزنه ... خیلی خوشحالم کرد ، اونقدر خوشحال شدم که نهایت نداشت ...
همونی که دیشب تولدش رو تبریک گفته بودم ، باهاش از حال رو روزم گفتم و حال دوستان دیگه رو پرسیدم ، منتها نمی دونم چرا ق ناراحت شد و به من گفت گریه نکنم ! من گریه نمی کردم ولی اون حرف من رو باور نکرد و به من گفت : ببین من برای اینکه تو رو خوشحال کنم به ص اس ام اس دادم آنلاین بشه تا با هم حرف بزنین ، بعد هم آف
شد و هر چی بهش گفتم اشتباه می کنی ، من گریه نمی کنم دیگه جوابی به من نداد
نمی دونم چرا همچین کرد ؟؟؟؟؟؟؟؟
از اون طرف هم برنامه ترم جدید رو اعلام کرده بودن که وقتی بهش نیگاه کردم دیدم ای داده بر من ! نمی تونم ریاضی مهندسی و ریاضی گسسته رو بردارم چون با بانک داده و طراحی صفحات وب ام کلن تداخل داره و مجبورم برم یه دانشگاه دیگه ای مهمان شم ! البته برنامه دانشگاه تا زمانیکه انتخاب واحد برسه حتما ساعت هاش تغییر می کنه و جابجا میشه ، یک مسئله خنده داره دیگه ای که هست اینه که کد تربیت بدنی رو به صورت مختلط ارائه دادننیشخند دیگه نمی دونم این چه مدلشه ؟؟؟؟؟؟

نمی دونم این ق آشتی می کنه یا نه ؟ دوست خوبیه ، این مدت اگر نبود من روحیم رو کملا از دست می دادم ، می تونم بگم غیر از دو نفر دیگه اون تنها کسی بود که به من کمک کرد تا با بیماریم کنار بیام ...

خدایا مواظبش باش ناراحت

نوشته شده در ۱۳۸٩/٦/٥ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

Design By : Pichak