خاطرات من و ام اس

امروز حالم نه خوب بود نه بد !
فقط دلم از بعضی مسائل گرفته بود که نشستم کلی گریه کردم و همین باعث شد چشمم تار ببینه و درد داشته باشه ، واسه همین سعی کردم بشینم روی تکمیل پروژم کار کنم ...
نمی تونم چیزی قورت بدم گردنم ورم شدیدی داره و جای زخم بخیه ها می خاره ، البته خارش به معنیه خوب شدنه ، جوش های بدی که بعد از پالس دوم رو صورتم زد هم امروز به خارش افتاده که اونا هم دارن خوب میشن و این یکم من رو خوشحال می کنه ولی حرفای بعضی آدم ها بد جوری دلم رو می شکنه و روحم رو می ریزه به هم ...

هر چی اون بخواد همون میشه و بس ...

نوشته شده در ۱۳۸٩/٦/٤ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

Design By : Pichak