خاطرات من و ام اس

امروز تقریبا حالم بهتره ، فقط جای بخیه ها هنوز درد داره و روی قفسه سینم فشار میاره ، پانسمان رو دیگه باز کردم و با خیال راحت رفتم حمام ولی اینقدر بعدش دردناک شد گردنم که پشیمون کردم چرا رفتم حمام ، از صبح هم که بیدار شده بودم پشتم درد داشت ، الآنم که نشستم پای کامپیوترم پشتم بالش گذاشتم که دردش کمتر شه !
دست راستم از درد گردنم بی حرکت شده ، راستش یک ذره هوا هم سرد شده و توی دردها بی تاثیر نیست خیال باطل
فردا قراره با دوستای دانشگاهم بریم افطاری رستوران ، جوجه سفارش دادن و سرویس افطار تو یه رستورانه خوشگل ، فکر کنم تعداد پسرها بیشتر بشه از دختر ها ولی بازم بد نیست ، فکر کنم خیلی خوش بگذره نیشخند
یکم رو تحلیل سیستم برای پروژم کار کردم و دیاگرام های UML اش رو سعی کردم اشکالاتش رو تصحیح کنم ، فقط تو کشیدن کلاس دیاگرمش دچار مشکل شدم که می دونم می تونم حلش کنم گاوچران

بازم خدا رو شکر ، یک روز دیگه هم تموم شد و سعی کردم مفید تمومش کنم
واسه دوشنبه هم توکل کردم به خودش ، نمی دونم واسه روش درمان برای مرحله بعدی میخواد چه کنه ؟
دیگه راضی شدم به همه چی ، فقط خوب بشم ناراحت
خدایا شکرت ماچ

نوشته شده در ۱۳۸٩/٦/٢ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

Design By : Pichak