خاطرات من و ام اس
امیدوارم لحظات خوبی در این سایت داشته باشید .....

کاربر مهمان، خوش آمديد!


درباره :من یک بیمار MS هستم که از اردیبهشت 89 متوجه بیماریم شدم ، با همه توانم دارم باهاش مبارزه می کنم و سعی می کنم آینده ای روشن تر از نور واسه خودم بسازم ... خدایا شکرت ...
پروفایل مدیر : توت فرنگی







حالم بهتره

نوشته شده توسط توت فرنگیدر تاریخ ۱۳۸٩/٦/۱

امروز حالم بد نبود ، فقط پشتم کمی درد داشت ، بازم بی خواب شده بودم و دیشب با قرص کدئین به زور خوابم برد ، دیگه تقریبا به این وضع عادت کردم و اگر طور دیگه ای بشه تعجب می کنم !
تا ساعت 10 - 11 بود که صبحانه رو خوردم ، آخه امروز دیگه از بیمارستان رفتن و بیرون دوییدن ها خبری نبود واسه همین خیلی ریلکس تر از قبل بودم و با آرامش صبحانه رو خوردم ...
تنها چیزی که امروز داشت اذیتم می کرد همین پانسمان گردنم بود ، چون واقعا چسبش سفت بود و داشت خفم میکرد !
نمی شد چیزی قورت بدم ، واسه همین نشستم تا بابا رفت گاز استریل تهیه کرد و مامان هم بتادین آورد و خواستن پانسمان رو تعویض کنن !
واااااااااااااااااای عجب چسب سفتی .. با هزار بد بختی کندمش و کلی پوستم قرمز شد ! ولی خوب دردی نداشت که بخواد خیلی بد باشه ، شکر خدا جای بخیه ها روی گردنم نمونده بود و پوستم تقریبا صاف مونده و رد چیزی جاش نیست ...
الآن که به خودم نگاه می کنم و با 11 - 12 روز قبل خودم رو مقایسه می کنم می بینم که واقعا گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی ...

خدایا شکرت قلب


کلمات کلیدی :بیماری ام اس ( multiple sclerosis )، پلاسمافرز، پلاسما فرزیس درمانی، روز خوب
نظرات ()




مطالب پیشین



Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by http://ruzegaran.persianblog.ir
Design By : wWw.Theme-Designer.Com