خاطرات من و ام اس

سلاملکیم

با درس و مشق چطورین ؟

من که تقریبا از سال 89 که درسم تموم شد یکی دوبار هم کنکور ارشد دادم دیگه دنبال درس نرفتم خودمو هول دادم تو بازار کار نیشخند

الآن با یک پیر کار کشته بازار دارید صحبت می کنید خنده

خدا وکیلی چرا من یکماه تاخیر داشتم تو ارسال پست اینجا ؟

البته منم رفتم دنبال بدبختی خودم و یک لقمه نون حلال ولی نمی دونم چرا نون حلال میادش هاااااااااا ولی به سرعت نور از جیب مبارکم میره بیرون خنثی باید یک نشست با جناب پروردگار داشته باشم بهش بگم آخه خدا جان ما بیماران ام اس استثنا نیستیم تو پول درآوردن و خرج کردن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خو بی انصافیه دیگه مثلا حتی اگر ماهی یک میلیون هم دربیاری بعد بری بازار دو تا چیز بخری همش رفته قلم اول 500 هزار تومن قلم دوم هم 500 هزار تومن نیشخند

آخه ما جامعه ای داریم به شدت اسلامی که حق هیشکی خورده نمیشه واسه همین اینطوریه

بازم خداروشکر قدم برداشتن و به هدف رسیدن خیلی سخته ولی با توکل به خدا همه چیز آسون میشه

خداروشکر به خاطر توجه ویژه ای که به ما بیماران ام.اس داره

خداروشکر به خاطر اینهمه نعمت فراوان (از میوه و سبزی و ... بگیر تا آب و برق و ...)

خداروشکر به خاطر لحظه های خوش زندگی

نوشته شده در ۱۳٩٥/۸/٧ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

Design By : Pichak