خاطرات من و ام اس

سلاااااااااااملیکم

چطورین ؟

بارون میاد هنوزم ؟ نیشخند

ایول تازه امسال بعد ار سالها معنای بهار رو واقعا حس کردم از ته عمق وجودم، بسکه بارون بارید خدا رو شکر قلب

امروز با همکاران عزیزم هوس کیک خامه ای کردیم خنثی حالا هیشکی هم نمیرفت کیک بخره خلاصه روز مون تموم شد و من مثل همیشه تنها رفتم کافیشاپ و به علت نداشتن بودجه مورد نظر فقط دمنوش سفارش دادم خنده

آقا پس از لحظاتی که دمنوش منو آوردن یکدفعه دیدم یــــــــــــــــک کیک خفن هم آوردن گزاشتن بیخ دمنوشم و گفت : این اشانتیون تون هست چشمک

یعنی خودمو کلی فحش دادم کاش یک چیز دیگه از خدا می خواستم قهقهه

خیلی حال کردم ولــــــــــــی !!!

این روزها وقتی آمپول میزنم بدجوری تب می کنم نمی دونم چرا ؟  گاهی دلم می خواد دیگه آمپولمو قطع کنم بزارم کنار دیگه نزنم ولی از یک طرف هم ترس از حمله های بعدی منو اذیت می کنه، واقعا گاهی از تب کردن های مکرر خسته میشم.

البته دیگه جا هم نمونده روی بدنم خنده همه جاش مثل قاشق شده گودی گودی ولی خوب چه میشه کرد ؟

فقط خدا رو شکر می کنم واسه تمام داده هاش و نداده هاش که داده هایش نعمت است و نداده هایش حکمت لبخند

خدایا شکرت به خاطر بارون بهاری

خدایا شکرت به خاطر اینکه مواظب دل من هستی

خدایا شکرت به خاطر اینکه خیلی هوامو داری

خدایا ....................

نوشته شده در ۱۳٩٥/٢/٢٢ساعت ٦:٥۳ ‎ق.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

Design By : Pichak