خاطرات من و ام اس

سلام به همگی دوستان

این روزها یکم نا امید میشم باز یکم امیدوار میشم باز نامید و باز امیدوار خلاصه تو چرخه امید دارم سبپری می کنم روزگارمو خنده

یک کاریو شروع کردم که به لطف دولت مهرورز خدای خودمو جلو چشام دارم می بینم و همه جد و زندگیم جلو چشام دارن رژه میرن بسکه این دولت به مردم خودش لطف مکرر اعطا می کنه قهقهه

خداوکیلی هر قدمی برداشتم یک سنگ گنده اندازه اندازه کوه دماوند جلو پام انداختن که فلان و بهمان خنثی

خوب برادر من خواهر من مشکل داری با اقدام به کارآفرینی (حالا از هر نوعی خانگی و صنعتی و شرکتی و ...) بیا بگو آقا شغل راه ننداز برو یک قبر بخر بخواب توش تا مرگت سر برسه بیخود هم خودتو مشغول نکن واسه این کار !

والا به جان خودم تو عمرم اینهمه مشکل نداشتم که تا دهنم رو باز کنم کلی پول از جیبم بکشن بیرون بعدشم هیچی به هیچی !!

ولی من از اونی که فکر می کنن سرسخت ترم اینقدر مقاومت می کنم تا خودشون از رو برن ، والا به خدا !!! منتظر

خدایا شکرت یکم دستم رو گرفتی و اجازه ندادی خورد شم

خدایا شکرت منو اینهمه دوست داری

خدایا شکرت که منو تنها نمی زاری هیچوقت

خدایا ..............

خدایا ....................

نوشته شده در ۱۳٩٤/۸/٢٥ساعت ٩:٥٧ ‎ب.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

Design By : Pichak