خاطرات من و ام اس
امیدوارم لحظات خوبی در این سایت داشته باشید .....

کاربر مهمان، خوش آمديد!


درباره :من یک بیمار MS هستم که از اردیبهشت 89 متوجه بیماریم شدم ، با همه توانم دارم باهاش مبارزه می کنم و سعی می کنم آینده ای روشن تر از نور واسه خودم بسازم ... خدایا شکرت ...
پروفایل مدیر : توت فرنگی







فصل خوابیدن :))

نوشته شده توسط توت فرنگیدر تاریخ ۱۳٩٤/٦/۱٢

سلاملیکم

حالتون چطوره ؟ منزل خوبن همه ؟ نیشخند

من که خوبم هی بد نیستم ایول زندگی واستاده هر هر به من می خنده منم واستادم هو می کنم بهش خنده والا بوخودااااااااااااا چکار کنم خو ؟ هرچی به مبارزه می طلبمش وامیسته مثل جغد بهم زل می زنه بعد یهو همچی می کوبه نفهمم از کجا خوردم ! ولی من اینقدر سرسخت ام بلافاصله پامیشم حالشو می گیرم اساسی متفکر

چه سرد شد یهو ؟؟؟ من نفهمیدم تابستون چی شد اینقدر دچار هیجان های فراوان بودم نفهمیدم چی به جی شد ؟ روز تولدم خواستم واسه ی خودم جشن بگیرم عدل عروسی دعوت شدیم همون شب خنثی یعنی هیچی از این بهتر یا بدتر نیست آدم شب تولدش عروسی دعوت بشه خنده

خوب بود هااااااااااااا ولی هیشکی بهم کادو نداد منتظر

فقط همین که شهریوری ها بیسیار بیسیار انسانهای شریفی اند هیشکی مثل ما خوب نیست و احساسات مون رو الکی خرج نمی کنیم و در ضمن هر کس از چشم مون بیوفته دیگه هر کار کنه فایده نداره افتاده رفته دیگه !

مث همین MS از چشم افتاد کلن هر کاری هم بکنه محلش نمیدم هی ضایع میشه از خود راضی

خدایا شکرت یکم هوا سرد شد به جان خودم 10 کیلو وزن کم کردم تابستونی نیشخند

خدایا شکرت به خاطر همه ی هیجانهای تابستونم

خدایا شکرت به خاطر مراقبت هات

خدایا شکرت به خاطر آرامشی که بهم دادی و هیچکس نمی تونه از من بگیره

خدایا ................


کلمات کلیدی :تولدم مبارک، شهریوری های خوب، من و ام اس و تولدم، شب تولد و عروسی ؟
نظرات ()




مطالب پیشین



Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by http://ruzegaran.persianblog.ir
Design By : wWw.Theme-Designer.Com