خاطرات من و ام اس
امیدوارم لحظات خوبی در این سایت داشته باشید .....

کاربر مهمان، خوش آمديد!


درباره :من یک بیمار MS هستم که از اردیبهشت 89 متوجه بیماریم شدم ، با همه توانم دارم باهاش مبارزه می کنم و سعی می کنم آینده ای روشن تر از نور واسه خودم بسازم ... خدایا شکرت ...
پروفایل مدیر : توت فرنگی







اردیبهشت هم تموم شد

نوشته شده توسط توت فرنگیدر تاریخ ۱۳٩٤/٢/٢٦

سلام

چطورین شما ها ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من که رفتم سفر مثلا حالم خوب شه جاتون خالی واقعا کیفور شدم اینقد بهم خوش گذشت که 10 سال از عمرم کم شد

با دوستان گرامم رفتیم کیش و فقط کیف کردیم و هی پووووووووووول خرج کردیم خنده

ینی تو عمرم اینهمه پول خرج نکرده بودم، به جان خودم هرچی پس انداز کرده بودم فوت شد رفت تو آسمون حالا بی پول و بدبخت شدم، به من فقیر بی پول کمک کنین ثواب داره به جان خودم نیشخند

 

اما همچی که برگشتیم دیدم بابام از چهارپایه افتاده کمرش آسیب دیده و کلی غمگین شدم ناراحت

3 روز گذشت و یکدفعه مامانم حالش بد شد و بردیمش بیمارستان و کارش به جراحی کشید و کلی مسئله پیش آمد که اندازه کل وزن بدنم گریه کردم و همون 10 سالی که تو مسافرت از عمرم کم شده بود جوون شده بودم بهش اضافه شد باز پیر شدم آخ

ینی هرچی بهم خوش گذشته بود از دماغم در آمد و کلی هم به خودم فحش دادم که دیگه تفریح و خنده بهت نیامده توت فرنگی خانم برو بیشین سر جات گریه

ینی فکرش رو هم نمی کردم اردیبهشت من امسال تبدیل شه به اردیجهنم !!!

 

خدایا شکرت الآن پدر و مادرم سالم هستن کنارم

خدایا شکرت مواظب خانواده ما هستی

خدایا شکرت که بازم ناشکری نکردم و تو همون شرایط بازم چشمم به درگاه تو بود

خدایا شکرت من هیچوقت فراموشت نمی کنم

خدایا ..............................


کلمات کلیدی :شکر خدایی می کنم که بی هم تاست، بیماری پدر و مادر، مسافرت، تغییر روحیه با سفر
نظرات ()




مطالب پیشین



Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by http://ruzegaran.persianblog.ir
Design By : wWw.Theme-Designer.Com