خاطرات من و ام اس

سلااااااااااااملیکم به همگی

شی لی لی لی لی لی نیشخند

آخرش ما هم چشم مون به جمال برف منور شد ! اونم چه برفی خنده در حد چند سانتی متر که نصفیش رو باد با خودش برد زبان

ولی هوا سرد شده خفن ! ینی تا فیها خالدونت یخ میزنه باید پالتو پوست بپوشی بری بیرون

البته خداروشکر ! چون تا چند روز قبل هوا یک طوری بود که به قول چند تا از دوستام منتظر بودیم به همین زودی ها اعلام کنن سال تحویل شد

خداییش خیلی ضایع بود با بلوز آستین کوتاه میشد بری بیرون و بسکه هوا گرم بود چند تا از اتوبوسهایی که سوار شدم کولر روشن کرده بودن ، به جان خودم !! نگران

به هر حال خداروشکر برف رو دیدیم زمستون مون رنگ برف گرفت

خداروشکر سرمای زمستون رو داریم حس می کنیم

خداروشکر اینهمه پول دادیم کاپشن و پالتو حروم نشدش

خداروشکر حالم خوبه و هنوز می تونم حس قشنگ دوست داشتن رو تجربه کنم

خداروشکر هنوز هم می تونم با صدای بلند داد بزنم ، خدایا شکرت

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/۱۳ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

Design By : Pichak