خاطرات من و ام اس

سلاملیکم به همگی دوست جان های گرام و نا گرام خودم قلب

چطورین همگی ؟

من بد نیستم فقط کمی تا قسمتی خسته کوفته ام خواب

نمی دونم چرا این روزها اینهمه خسته ام ؟ البته شده بعضی شبها به خاطر زیاد بودن کارم تا 2 - 3 بیدار موندم و از اون طرف 7 پاشدم و به سرعت رفتم تا به باقیه کارام برسم ، ولی خیلی روزا عصر ها می خوابم دیگه نمی دونم چرا اینهمه داغونم ؟

آقا ما چند روز پیش رفتیم یک جا مصاحبه برای کار ، آقاهه اومد کلی پرس و سوال کرد و سین جیم کرد و ...بعدش برگه آورد ازم امتحان گرفت وااااااااای منم که نصف اینا رو یادم رفته بود خو نیشخند یک چی نوشتم بهش دادم بعد گفت اشتباه نوشتی ! ولی میتونی بیایی 2 ماه کارآموزی اینجا باشی بعدش اگه ما حال کردیم باهات قرار داد می بندیم 3 ماهه بعدش باز اگه حال کردیم بیمه ات می کنیم و ...

گفتم خوب ساعت کاری چطوریه ؟

یک آقاهه مث مرغ سر کنده پرید وسط برگشت گفت : تو باید خودت رو فدای کار کنی !!! تو باید از 6 صب بیایی 12 شب بری !!! تو باید تفریح و استراحت و ... رو ترک کنی و ...

خلاصه ببخشید روم به دیفال خنده کلی چرت و پرت گفت.

منم بهش گفتم خو مرد حسابی مگه من می خوام زن و بچه نون بدم ؟ متفکر

روانی نیشخند فکر کرده من جونم رو از سر راه آوردم ، والا !!! ساعت کاری شون از 7:30 تا 4 عصر بود بهم میگه 6 بیا تا 12 شب قهقهه خخخخخخخخخخخخخ خنده

مردم همه عقل شون پاره سنگ بر می داره بوخوداااااااااااااااااااااا خنثی

بهش میگم تو مگه نمی خواهی کارت راه بیوفته ؟

می گه چرا !

میگم خو مرد حسابی من باید زنده بمونم که بشه برات کار کنم ؟

میگه نخیر زنده می مونی ، حرف نباشه تو باید وقتی میایی سر کار فکر و ذهنت فقط کار باشه و کار و کار ...

من نمی دونم این مردم واقعا اسمشون رو باید گذاشت انسان ؟ یا چیز دیگه ای هستن اینا ؟ زبان

خدایا شکرت که هنوزم تنهام نزاشتی

خدایا دوستت دارم بیشتر از همیشه ، امیدوارم منو ببخشی به خاطر ...

خدایا شکرت برای اینکه تقریبا دیگه دارم مسیر زندگیم رو پیداش می کنم و فقط تو کمکم بودی و بس 

خدایا ........... ناراحت

نوشته شده در ۱۳٩٢/٥/۳ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

Design By : Pichak