خاطرات من و ام اس

سلاملیکم به همگی دوست جان های گرام خودم نیشخند

به قول یارو گفتنی : حالــــــــــــ تون چطوره ؟

ما که خوبیم ، در سلامتی کامل به سر می بریم منتها کمی تا قسمتی سوخته شدیم خنده

با اجازه شما رفتیم قله فتح نمودیم این سری !

گرچه زیاد بلند نبود ولی خیلی حال داد قلب

تقریبا 2700 متر ارتفاع داشت ، فقط من دستکش نداشتم دستم به شدت سوخته خنثی یک ذره اذیت می کنه ولی خوب رفع میشه .

 

از همه مهم تر این بود که آقای ایکس ضایع شد

آخه از اول راه هی میامد می گفت توت جان تا همین جا بسه ! دیگه نیا ! حالت بد میشه و ... خنثی

منم گفتم نه حالم خوبه چرا بد باشم آخه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

خیلی جالب بود که من از همه دخترایی که اومده بودن بالا بهتر بودم ولی نامرد آخر کاری بهم گفت تو خیلی خوب صعود نکردی

خداییش من از همه سریعتر بودم اونا نفس نفس می زدن و 40 بار کوله هاشون رو دادن به آقایون براشون بیارن

ای خدا شکرت کسی هنوز منو نمی بینه ناراحت

خدایا شکرت که دارم بالاخره کوهنورد می شم

خدایا خودت نجاتم بده

خدایا ............

نوشته شده در ۱۳٩٢/۳/٢٥ساعت ۱:٠٥ ‎ق.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

Design By : Pichak