خاطرات من و ام اس

سلاملیکم سلاملیکم به همگی دوست جان های گرام خودم نیشخند

حال تون چطوره ؟

ما خوبیم بد نیستیم شکر می گذره زندگیه دیگه خیال باطل ما باهاش نگذریم اون با ما می گذره ، والا !!!

آمدم یک خبر خفن بدم فقط که چند روز پیش با گروه ایکس رفتیم بینالود و برگشیم به منزل حالا گرچه نشد به دلیل کمبود وقت تا بالای قله بریم ولی تا ارتفاع 2900 متری که تقریبا میشه تا 200 متری جانپناه دوم رفتیم بالا و برگشیم.

بس خوشحالـــــــــــــــــــــــــم الآن دیگه در پوست خودم نمی گنجیدم واسه همین در مسیر برگشت پام رو گذاشتم روی یک سنگ خزه دار شالاپی افتادم تو جوهــــــه آب  ینی اگر بخوام بشینم روی زمین زانوم از شدت درد ...

ولی خیلی خوش گذشت قلب همه فکر می کردن نمی تونم برم چون همه گروه می دونن من ام اس دارم ! ولی من همراه شون رفتم و حتی یک ذره هم به مشکل نخوردم غیر از همین دم آخری ینی دقیقا شاید نیم ساعت مونده بود برسیم به ماشین که برگردیم خنثی

خدایا شکرت من تقریبا نصفه نیمه به آرزوم رسیدم

خدایا شکرت که دارم خودم رو جمع و جور می کنم و با مشکلات دسته پنجه نرم می کنم و تـــــــــــــــــو فقط کمکم هستی تو این راه

خدایا دوستت دارم ، تنهام نذار لطفا ، بازم کنارم باش، چون من عاشقتم

خدایا ...

نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/۱٦ساعت ٩:۳٧ ‎ق.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

Design By : Pichak