خاطرات من و ام اس

امروز روز خوبی بود تقریبا ، گرچه دیشب نتونستم خوب خوابم و باز ساعت حدود 2 از خواب بیدار و بساط هر شب تکرار شد ، ولی توی طول روز حالم زیاد بد نشد ، درد پشتم تقریبا ساکت بود و حالت دو بینی چشمام رو به کاهش بود ، منتها هر چی به طرف شب نزدیک میشم دو بینی باز بر میگرده ولی نه به اندازه  قبل که شدتش اونقدر زیاد بود که 2 تا دنیا می دیدم به جای یکی !

امروز یک چیزی نگرانم کرده بود ... پای راستم رو نمی تونستم حرکت بدم ، انگار شده بود اندازه یک کیسه برنج 100 کیلویی به هر جوری بود انگشتام رو تکون دادم و کمی باهاش بازی کردم و کمی ورزشش دادم و تا راه افتاد ، راستش یکم من و ترسونده ، چون از قبل مشکل داشت ولی حالا چندین برابر شده و ورم بزرگی کرده و کاملا مشخص که یک مشکلی داره ، فکر نکنم به ام اس ربط داشته باشه چون پای راستم و من حمله هام همه از طرف چپ بوده نگران
فردا باید به یکی از پزشک های بخش بگم تا ببینم مشکل اصلی از چیه و چه باید بکنم ؟

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/٢٤ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

Design By : Pichak