خاطرات من و ام اس

سلام به همه ی دوست جان های مهربانم

امروز اینقدر حالم گرفته است که دلم نمی خواد حتی یک دونه شکلک بزارم !!! حتی اونی که داره از ته دلش گریه می کنه که صداش به آسمون برسه ...

حیف ، من تا چند وقت پیش احساس می کردم بچه های ام اس هوای هم رو دارند و پشت هم رو خالی نمی کنند ولی امروز با همه ی وجودم نامردی رو حس کردم و فهمیدم این منم که از همه تنها ترم نه اونای دیگه ...

هی هی هی هی ، واسه ی دنیایی که واسه خودم ساخته بودم متاسفم که چه دل خوشی داشتم و دلم باز شکست. امروز هم از دست پزشک مدیر عامل انجمن شاکی ام هم از دست دوست گرامی خودمان که متاسفانه من نباید روی قولش هیچ حسابی باز می کردم.

شاید تو هفته های آینده بگم چی بوده داستان ولی همین قدر بدونید که من قصد انجام کاری رو داشتم که می تونست دنیای تاریک شناخت ام اس رو ، روشن کنه ولی متاسفانه هم انجمن ام اس هم باقیه اینهایی که هزار جور ادعا می کردن توت برو ما پشتت رو خالی نمی کنیم امروز قلبم رو شکستن ...

خدایا شکرت ، چون من می دونم بدون وجود بنده هات می شه زنده موند و زندگی کرد ولی بدون وجود تو هرگز !!!! پس شکرت که همیشه پیشمی ...

خدای خوبم ، هیچ وقت منو به حال خودم وا مگذار ، که اگر تو منو به حال خودم رها کنی دیگه برای شادی ها و غم هام در خونه ی چه کسی رو بزنم ؟

خدایا شکرت که هنوز امید به بودن رو از من نگرفتی ، پس بازم میرم جلو ، تنهام نزار ...

خدایا من بدون تو هیچی نیستم ، پس تورو به خودت قسم منو تو دنیای وا نفسا بی کس نکن ...

خدایا ......................

خدایا شکرت به خاطر ............................

شکر ..........

نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/٩ساعت ۱:٠٢ ‎ق.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

Design By : Pichak