خاطرات من و ام اس

سلاملیکم دوست جان های گرام قلب

امروز به همراه دوست گرام مان پا شدیم رفتیم بازار به نیت نیگاه کردن و خرید نکردن

در درون هر مغازه ای که قدم گزاشتیم نمی دونم چرا با یک عدد نایلون در دست میامدیم بیرون

به جان خودم من نمی خواستم چیزی بخرم ، ولی اندازه 24500 تومن خرت و پرت خریدم تازه می خوام برم یک عدد مانتو هم خریداری کنم

فکرش رو بکنید !! چرا اینهمه قیمت ها متورم می باشد خوب ؟؟؟؟؟؟ آخ

البته من به یک چیزی پی بردم اونم منطقه مسکونی و خرید می باشد هرچی به طرف بالای شهر میره قیمت ها بالاتره و هرچی میاد پایین تر قیمت ها کمتر متفکر

چند وقت پیش رفتم از منطقه نصفه شهر نیشخند خرید نمودم دو عدد شلوار به قیمت 24000 تومن حالا همون شلوار رو در منطقه بالای شهر هر دونه 24000 می داد

روزگار عجیبی می باشد ها ! به قول آقای همساده یعنی داغون شدیم با این قیمت ها هااااااااا ینی له له شدیم

البته از اینم هم بدتر اینه که من 8 تیر برای خرید دارو بایس برم و متاسفانه باید قیمت 256 تومن بدم بابت دارو قهر آدم از درمان خودش هم ناامید میشه با این قیمت ها

حالا من هیچی ، فکر بابای طفلکم رو می کنم می بینم گناه داره این همه بایس واسه دارو درمان هزینه بده

حالا دوستان جان میایید می گید خوب نرو مانتو بخر  آره د ِ راس می گید ولی خوب مانتو بود قیمت 98 تومن مانتو هم بود قیمت 10 تومن خوب من نمی رم هیشوخ مانتو 98 تومنی بخرم که البته 10 تومنی هم نمی خرم خنده ولی یک قیمتی می گیرم که اندازه جیبم باشه !!! مژه

ولی متاسفانه بعضی این خانم ها میان خرید می کنن اندازه جیره 3 سال من رو بار می کنن از بازار می برن خونه اونم چی ؟؟؟؟؟؟ چیزایی که نیاز ندارن اصلا به هیچ عنوان

خدایا شکرت که تورو دارم

خدایا شکرت که هنوزم زبانی برای گفتن " خدایا شکرت " دارم

خدایا شکرت که می تونم همه ی زیبایی ها و زشتی ها رو ببینم 

خدایا شکرت به خاطر صبری که بهم دادی

خدایا شکرت به خاطر ....................................

خدایا ازت ممنونم به خاطر ..............

نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/٢۱ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

Design By : Pichak