خاطرات من و ام اس

سلاملیکم دوست جان های مهربانم قلب

حال و احوال تون چطوره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نیشخند

عید خوبی بود ! نه ؟ زبان

من برخلاف هر سال امسال 400 تا جا رفتم عید دیدنی نمودم و از اونجا که هنوز در عالم تجرد دارم به سر می برم ملت همیشه در صحنه کلی عیدی واسم دادن

خلاصه که دل همه ی اونهایی که عیدی نگرفتن آب بشه که من اندازه حقوق یک ماه شاگردی تو شیرنی فروشی عیدی جمع کردم

به جان خودم امسال خیلی سال با حالی میشه واسه همه نیشخند البته منزل یکی از اقوام بودیم که ایشون گفتن در تاریخ فلان ، قراره فلان اتفاق بیوفته که من زیاد از این مدل پیشگویی ها خوشم نمیاد ، گرچه یکم روانم رو پریشان کرد با حرفش ولی خوب دیگه نمیشه به اون یک حرف بگم کل عیدم خراب شده که !  والا

اواخر عید بود جایتان خالی رفتیم سفر ، اول شمال بعدش هم یک شهری همین دور و اطراف ایران زبان

شمال که همش بارون بود و تگرگ چشم

تو اون شهر دیگه هم یک شب بارون بود باقیش هم آفتاب بود عوضش سرد بود و ما هم چون می خواستیم زودی برگردیم به شهر و دیارمون به جای سیزده به در رفتیم 12 به در که بازم عین همون 13 به در جا واسه نشستن کم بود ولی بساط جوجه کباب مون طبق معمول همه ی بیرون شهر رفتن ها به راه بود

هوا هم به شدت سرد بود و من طفلی فقط با یک عدد سویی شرت نشستم در دل طبیعت ، یک عالمه هم عکس گرفتم از درخت و گل و بلبل و ...

خلاصه که دارم به عکس هام نیگاهی می کنم می بینم نه مثلی که یکمی هم حرفه ای شدم ، کارم بد نیست

14 فروردین هم رسیدیم به وطن

وطن = شهر محل سکونتم نیشخند

تو راه هم به سلامتی آقا پلیسه گواهینامه بابا رو گرفته بود بهش نمی داد ول کن هم نبود !

می گفت چرا صندلی کناریت آفتاب گیر زده ! آدم می مونه تو این قبیل مواقع چه کنه ؟

البته خوب گوهینامه بابا هم تاریخش گذشته بود خنده من مجبور شدم بشینم اندازه نصف راه رو با سرعت 120 تا آمدم بابا هم به دلیل اینکه در اون مقطع زمانی فقط می خواست از اون منطقه درو شه چیزی واسه سرعت رفتن من نمی گفت

بعدش دیگه ماشین را تحویلش دادم و خسته و کوفته خوابم برد

واقعا رانندگی کردن آدم رو خسته می کنه ! داغونم کردن آقا با این رانندگی داغون شدم قهقهه

خدایا شکرت امسال اولین خبر خوبی که شنیدم مربوط به ازدواج یکی از دوستان بود که بسیار خوشحال شدم ، امیدوارم خوشبخت باشه و عاقبت به خیر قلب

خدایا شکرت واسه خاطر .... 

خدایا شکرت برای اینکه هنوزم می تونم زندگی کنم ، سالم رفتیم و سالم برگشتیم

خدایا شکرت واسه ............

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/۱٥ساعت ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

Design By : Pichak