خاطرات من و ام اس

سلاملیکم دوست جان های مهربان نیشخند

چه می کنه این زمستـــــــــــــون ، یکمی بیشتر پیش بره می تونید میلو یخ زده را از فروشگاه های معتبر خرید بفرمایید

امروز بعد از مدتها تصمیم کبری گرفتم برم یونی ( یا همون دانشگاه ) برای انجام مراحل فارغ التحصیلی

( آقایون و خانم ها به دلیل خشن بودن صحنه از گزارش تصویری معذوریم استرس)

دیدم که به به آقایون و خانم های حسابدار و مدیر و مدبر و ناظر کیفی و دوست و آشنا و ... همه جمع شون جمع هست و به سلامتی هرچی دانشگاهه دارن تند تند کار ملت رو ردیف می کنند و دوستان های ترم 1 و 2 و 3 و ... دارن گل میگن و گل میشنون

خلاصه که رفتم پیش مسئول محترم حسابداری عزیز و بعد از سلام و احوال پرسی و دادن هندوانه های به چه بزرگی به زیر بغل گفتم : این پرونده من که واسه فارغ التحصیلی اقدام کرده بودم هست خدمت تون ؟

حسابدار در حال تایپ گفت : نه بردم دادم خانم فلانی ولی مشکل مالی داشتین شما!!!!

رفتم پیش اون خانومه گفتم : برگه من پیش شماست ؟ سوال

خانمه هم در حال حرف زدن با خاله خان باجی بود گفت : شما مشکل بدهی داشتین برگه تون دست آموزش هست یول

رفتم پیش آموزش و به مسئول جان گفتم : سلاملکیم نیشخند برگه من اینجاست ؟

دیدم ا ا ا ا ا ا ا ای دل غافل برگه منو انداختن رو میز به امان خدا

گفتم این چیشه ؟

با یک حالتی که انگاری خوشش بیاد اذیت کنه گفت : مشکل مالی داشتی مثلی که بدهیت به دانشگاه خیلی زیاده ه ه ه ه ه

گفتم واس چی ؟

گفتش دیگه ما نمی دونیــــــــــــــــم شیطان

خلاصه که برگه را بردم پیش حسابدار محترم گفتم : این کجاش بدهی داره آخه ؟

گفت مبلغ فلان قدر بدهی دارید از ترم 4 !!!

گفتم : جـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــان ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یعنی اندازه شهریه یک ترم واسه من هزینه بدهکاری نوشته بود منتظر

گفتمش : هی داداش من ترم 4 ، 50% تخفیف داشتم هــــــــــــا !!!!! اسنادشم موجوده

( البته به این بدی نگفتم یکمی احترام سن و سالشو داشتم )

بعد رفت تو کمد و زیر میز و کامپیوتر و خونه همساده بغلی و ... گشت و آمد و هیچی نگفت که من بهش گفتم نامه از انجمن دادم به شما که رئیس دانشگاه هم امضاش کرده بود که نوشته بودن 50% تخفیف !!!!

بعدش گفت : کو نامه ؟ اینجا که چیزی نیست

یعنی می خواستم بزنم جوان ناکامش کنم در اون مقطع زمانی ولی به خودم مسلط شدم نزدمش نیشخند

بهش گفتم خونه است ، بیارم ؟

گفت : پـ نه پـ قاب بگیر بزار رو دیوار خونتون ابرو

( البته اگر اینو می گفت که با یک کف گرگی حسابشون می رسیدم )

خلاصه که پاشدم این همه راه آمدم خونه باز فردا بایس برم خدا از باعث و بانیش نگذره خنده

برگه ما نصفه امضا اومدم خونه کنار بخاری که باز فردا برم تو این هوای سرد فارغ التحصیل شم قهقهه

تازه داشت بهم خوش می گذشت چون چند روز پیش تو سایت آقای ADSL دیدم نوشته فرم رو پر کنید تا به قید قرعه بهتون جاییزه بدیم ، منم پرش کردم و به مناسبت اعیاد واسم 500 مگابایت !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! جاییزه دادن

500 مگابایت !!! فکر کـــــــــــــن چه همه میشه نیشخند

خلاصه که امروز از دماغم در اومد ، ای روزگار به ما خوشی نیومده

 

بازم خداروشکر آب به زاینده رود بازگشت همه خوشحال شدن جشن گرفتن تو خونه ها به نظرم از فردا میرن ملت شیرجه آزاد تمرین می کنن

خدایاشکرت واسه برف و بارون چون بهترین نعمت های دنیا هستن که به ما میدی

شکرت به خاطر اینکه هنوزم با منی و من هنوزم با تو

شکرت به خاطر اینکه هنوزم به اندازه قبل دوستم داری ، خودت می دونی چی میگم

خداجونم ممنونم به خاطر .........    

نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/۱٧ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

Design By : Pichak