خاطرات من و ام اس

سلاملیکم خدمت دوست جان های گرام

امروز صبح داشتم طبق معمول روزهای تزریقات ، تزریق می کردم که داخل دفتر یادداشت روزانه بیمار وقتی تاریخ اولین تزریق رو دیدم ، دیدم اووووووووووووووووووووو امروز که البته نه ولی دیروز سالگرد اولین تزریقم بوده نیشخند

می خواستم واسه تولد یک سالگی تزریقاتم هم تولد بگیرم آخه

حالا امروز یک روز گذشته فایده نداره که 

ولی پارسال دقیقا روز 21 شهریور 1389 با اینکه اون روز انجمن تعطیل بود با مامانم رفیتم و خانم " د " که عاشقشم قلب نحوه صحیح تزریق رو یادمون داد و اولین تزریق رو هم روی شکمم انجام داد واسم 

اون ماه اول من قبل از تزریق استامینوفن رو به همراه پردنیزولون 5 می خوردم که تب نکنم از ماه های بعد هم چون تب شدید می گرفتم 2 تا استامینوفن 500 قبل از تزریق 2 تا هم بعد از تزریق ولی وای که چه کشیدم اون ماه ها !!!!!!!!

به قدری حالم بد می شد که حتی توی خواب از شدت تب و لزر جرات نداشتم دستم رو از زیر پتو بیرون بیارم  با اینکه هوا گرم بود ولی زیر دو تا پتو می خوابیدم و اکثر مواقع آب و قرص استامینوفن رو بالای سرم میزاشتم که اگر از خواب بیدار شدم سریع فقط بخورم و بخوابم

اولین تزریق با 0.25 شروع شد و همین طوری 3 تا 0.25 بود و 3 تا 0.5 و 3 تا 0.75 تا اینکه واسه ی تزریق دهم رفتم تا بهم دستگاه تزریق دادن خیال باطل

با دستگاه که می زدم روی شکم تا 3 روز نمی تونستم راه برم چون شکم بد جوری هست و کافیه یک تکون بخوره که دیگه تمام !!!

والا !!! نیشخند

این شد که روی شکم رو با دست می زنم و از اونجایی که روی ران هم با دستگاه کبود میشد اون رو هم با دست میزنم ولی روی باسن و بازو رو با دستگاه می زنم چون نمی تونم با دست بزنم 

دستگاهش هم خیلی صدای بدی داره ولی بی از هیچی هست

آی آی یادم که میاد چه روزهای سختی رو پشت سر گذاشتم به خودم افتخار می کنم

ولی یادم نمیاد هیچ وقت برای اینکه ام اس گرفتم گریه کرده باشم یا ناراحتی ای داشته باشم  دوست خوبم " ق " بهترین دوست دنیا  خیلی کمک کرد باهاش کنار اومدم. گریه نمی کردم واسه ام اس فقط از تزریق می ترسیدم و اون خیلی کمک کرد تا به خودم مسلط شدم و ... بغل

دوستای گلی پیدا کردم که بعضی هاشون از دوستان یونی هم بهتر بودن و بعضی هاشون بدتر 

ولی کلن خوش گذشت و کلی هم سوء استفاده کردم و نمره گرفتم و ... اگر میشد واسه ارشد هم سر سازمان سنجش رو کلاه بزارم برم بدون کنکور داخل دانشگاه خیلی باحال می شد خنده

فعلا حوصله درس خوندن واسه ارشد رو ندارم ولی شاید دفترچه آزاد رو بخرم و اگر شهر خودم قبول شم احتمالا میرم چون من از شهرستان خوشم نمیاد عمرا حتی اگر روزانه باشه نمیرم چون مامانم همراهم نیست قهقهه

خلاصه که حساب کتاب کردم دیدم از این کتاب های یادداشت روزانه باید تقریبا سال آینده فروردین یکی دیگه بگیرم از انجمن چون مثلی که هر کتابش 1 سال و نیم بیشتر جا نداره 

تو این مدت چه چیزا که نگرفتم 3 مدل کیف دادن بهم ، خودکار آبی و مشکی ( قرمز هنوز نگرفتم باید اونم بگیرم  ) حوله دستی ، دستگاه تزریق ، انواع یخ ، کلی کتاب ، دستگاه سوزن بشکن خنده ( اسمش همینه به فارسی ؟؟؟    ) این واسه اینه که سوزن سورنگ رو بشکنیم بعد بندازیمش سطل که معتادها باهاش خود تزریقی نکنن نیشخند البته جعبه هاش یک طوری کسی نمی فهمه این توش چی داره ولی خوب زبان یادم نمیاد دیگه چی دادن بهم ولی اصلا هیچی هم ندن همین که میرم پیش کسانی که دوستشون دارم خیلی باحاله

درست مثل چند وقت پیش که رفتم با دوستای یونی بیرون و بستنی خوردیم هر دونه 4000 تومن ابله البته هرچی بود از اون بستنی تو برج میلاد ارزون تر بود ( همون 400 هزار تومنیه نیشخند )

همین دیگه 

تولدش مبارک ، حالی میده آدم بیماری با کلاس داشته باشه ، خداروشکر بیماری بی کلاس نگرفتم 

خدای مهربونم شکرت می کنم چون با کمک دوستان خوب انجمن ام اس سنتر هزینه داروها به قیمت سابق برگشت و فعلا همه راحت شدن

شکر می کنم خدای خوبم رو که بی همتاست و منو اندازه ی همه کهکشان ها دوست داره و منم هم اینقدر دوستش دارم که دلم نمی خواد لحظه ای ازش دور باشم قلب

خدا جون شکر که به من عقل دادی تا انتخاب کنم ، عشق بورزم و زندگی کنم ، مهر رو معنی واقعیش رو بفهمم ، دوستی های واقعی و غیر واقعی رو تشخیص بدم و ...

(خدایا ..................................   )

(خدا جونم ............................ )

 

(در ادامه مطلب صبت دخترانه می باشد آقایون نخونن نیشخند )


حالا از این مطالبی که در بالا گفتم بگذریم ! یک سوال فنی دارم از خانم ها نیشخند مش که به صورت سوزنی بخوان بزنن یعنی چی ؟

آخه رفتم یک جا پرسیدم گفتش 30 تومن می گیرم مش سوزنی دخترانه رنگ عسلی میزنم واست آخه موهام هم خیلی بلنده و یک تیکه اش هم دکولوره داره از های لایت 2 - 3 سال قبل مونده هنوز  رنگ خود موهام هم قهوه ای روشنه قیمت رو خوب گفته ؟؟؟؟؟؟؟؟ 

آخه سه - چهار تا عروسی پشت هم داریم واسه همین نمی خوام های لایت کنم !!! چون در سه - چهار ماه مختلف هست و های لایت هم که می دونید رنگش نمی مونه بعد یک ماه میره خیال باطل

یکی تو آبان یکی بهمن یکی اسفند و یکی هم سال آینده !!! رشد موهام هم خیلی سریعه یعنی تندی بلند میشه . چه کنم ؟ سوال

سوزنی دیگه چه صیغه ای هست ؟  خیلی سنم رو بالا می بره ؟  نمی خوام خیلی زنانه بشه !!!

یک رنگ دیگه هم گفت نسکافه ای اون چطوره ؟ روی موهای من که قهوه ای هست اصلا دیده میشه ؟

اصلا برم عروسی ؟ قهقهه

از آرایش خوشم نمیاد ولی مش و های لایت رو خیلی دوست دارم 

کلن خوشگل میشم با این چیزا ( ماشاا... اعتماد به نفس  )

همین دیگه نظرتون رو بگید چه کنم از همه بهتر باشه ؟ مژه

تنکیو وری ماچ دوست جون خوب های خودم

نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/٢٢ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

Design By : Pichak