خاطرات من و ام اس
امیدوارم لحظات خوبی در این سایت داشته باشید .....

کاربر مهمان، خوش آمديد!


درباره :من یک بیمار MS هستم که از اردیبهشت 89 متوجه بیماریم شدم ، با همه توانم دارم باهاش مبارزه می کنم و سعی می کنم آینده ای روشن تر از نور واسه خودم بسازم ... خدایا شکرت ...
پروفایل مدیر : توت فرنگی







یکمی درد د ارم

نوشته شده توسط توت فرنگیدر تاریخ ۱۳٩٠/٥/۱٥

سلام ملیکم به جمیع دوستان ها .

راستش این پستم رو خیلی کوتاه می نویسم چون واقعا حام خوش نیست نمی تونم بشینم حتی ! اگر تنها برم جای می خورم زمین چون سرگیجه شدیدی دارم و اصلا نمی تونم جلوم رو ببینم آخ

البته به این بدی نیست ولی حالم خیلی خرابه همش هم تقصیر این قرص های لعنتی بود که می دونستم حتما یک طوریم می کنه !!!!

این دکی آمد مثلا پام رو درست کنه زد همه ی اعما و احشا درونم رو پاشوند به هم گریه

فکر  نکنم اصلا تا چند روز بتونم بیام بشینم پای کامپیوترم چون واقعا سرم گیجه اینگاری توش رو خالی کردن داره بال می زنه بره تو هوااااااااااااااا

دیروز هم که مرگ رو به چشمم دیدم واقعا اشهدم رو خوندم گریه

فقط بعدا میام واستون تعریف می کنم چی شد و چی نشد تا یک چند روزی که حالم بیاد سر جاش واقعا دارم الآن از روی صندلی میوفتم پایین .

این پست استثناء دارای تایید نمی باشد .

ولی یکی پسورد این اکانت من رو داره میاد کامنت ها رو می خونه بهم گزارش می ده .

فعلا بای بای تا یک چند روز دیگه حلال کنید اگر فتم اون دنیا از تو آسمون می بینمتون گریه

 

 

فقط خدا روشکر می کنم چون فعلا هنوز زنده ام و می تونم شکرش کنم ...

 


کلمات کلیدی :بای بای، خدا نگهدار، خدا رو شکر که زنده ام، بتافرون
نظرات ()




مطالب پیشین



Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by http://ruzegaran.persianblog.ir
Design By : wWw.Theme-Designer.Com