خاطرات من و ام اس
امیدوارم لحظات خوبی در این سایت داشته باشید .....

کاربر مهمان، خوش آمديد!


درباره :من یک بیمار MS هستم که از اردیبهشت 89 متوجه بیماریم شدم ، با همه توانم دارم باهاش مبارزه می کنم و سعی می کنم آینده ای روشن تر از نور واسه خودم بسازم ... خدایا شکرت ...
پروفایل مدیر : توت فرنگی







من و قمری ناز و مامانی

نوشته شده توسط توت فرنگیدر تاریخ ۱۳٩٠/۳/۳٠

امشب بابا وقتی رفته بود بیرون بعد یکی دو ساعت که دیدم برگشته یک چیزی تو دستش بود رفتم جلو ببینم چیه ؟ دیدم وااااااااااااااااااااااای یک عدد قمری خوشگل قلب جیگولی می گولی

گفتم : چیش شده بابا ؟ نگران

بابام گفت : فکر کنم بالش و پاش شکسته ناراحت

گفتم : ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا 

خلاصه بردمش تو یک قفسی که از قبل داشتیم واسش پنبه گذاشتم زیرش نرم باشه بعدش هم رفتم واسش گندم و آب گذاشتم تو قفسش .

کاشکی حالش خوب بشه پروازش بدم بره

اینقده حیوون دوست دارم اونم از نوع پرنده اش بغل

 

ای خدا شکر واسه که این همه چیزای خوب آفریدی که هم خودت هم بنده هات از زیبایی شون لذت ببرن

شکرت به خاطر اینکه حداقل با نشون دادن این پرنده های ناز و مامانی بیشتر به قدرت و دقت تو در آفرینش پی می برم

دلم می خواست خودم هم یک پرنده بودم مقل همین قمری ناز و پر می کشیدم به اونجاها که خودت می دونی

ای خدا شکر ماچ

شکر قلب

شکر بغل


کلمات کلیدی :قمری، بیماری ام اس ( multiple sclerosis )، بتافرون، بال شکسته پرنده
نظرات ()




مطالب پیشین



Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by http://ruzegaran.persianblog.ir
Design By : wWw.Theme-Designer.Com