خاطرات من و ام اس

سلاملیکم نیشخند

من از سفر برگشتم و حالا در یک فرصت مناسب می شینم سیر تا پیاز ماجرای سفر رو تعریف می کنم این که چه کردم و چه شد و چه نشد نیشخند البته الحمدوالله این سری زیاد چیزی جا نزاشتیم من که عمرا کار بد نکردم ، تازه کلی هم حال دادم به بقیه خیلی خوش گذشت جای همه خالی بود ولی گرم بود مخم پخته شد

اما اصل ماجرای این پست :

طبق معمول پاشدم آمدم ببینم کسی نظری ارسال نکرده باز تایید کنم بعد دیدم چرا یک سه - چهار تایی هست دوتاش هم مثل قبلا ها از اون مدلهایی بود که باز دلم نمیاد خصوصی بگم !

دوست جان های گرام به جان خودم من نه حوصله ایمیل زدن و چک کردن ایمیل دارم نه اینکه اهل چت کردن هستم نگران

همین جا پاسخ را میدم لبخند

سوال اول :

سلام میلوی نازنین.
خاطرات قشنگتون رو خوندم.همین رو میگم که جزو سایتهای مورد علاقم هستش. من مهران هستم. چندی پیش با یک خانم آشنا شدم که حدود 10 سال پیش از ناحیه چشمها حمله ام اس داشتند.بعد از مدتی دکترو درمان و 2 سال تزریق آمپول آونکس, به دستور پزشکشون دیگه آمپولی تزریق نکردن. حالا 5 ساله که دیگه اصلاَ دارویی مصرف نمی کنن و هیچ حمله ای نداشتن. می خوام از شما بپرسم آیا این احتمال هست که دیگه خوب شده باشن؟
آیا ام اس میتونه بعد از چند سال دوباره عود کنه و این بار خیلی خطرناکتر باشه؟من خیلی تلاش کردم دکترا جواب منطقی ندادن...
درباره ام اس هم مطالعه زیادی کردم ولی درباره چیزایی که پرسیدم نتونستم هیچی بفهمم.
من دوستش دارم و میخوام باهاش ازدواج کنم .
اگه کمکم کنین ممنونتون میشم...
به امید روزی که داروی درمان کننده ام اس به بازار بیادو همه مبتلایان رو درمان کنه.مخصوصاَ جوانایی که حتی به کوچکترین آرزوهای زندگی شون نرسیدن...منتظر جوابتون هستم.

نویسنده: مهران

 

جواب اول : 

 

سلام به دوست جان محترم . والا چی بگم ؟ دکتر من هم به من گفته که بعد از چهارسال دیگه دارو نیاز نیست ولی خیلی ها رو می شناسم که با نظر پزشک شون تا حتی 15 سال هم میگذره ولی دارو مصرف می کنند. ام اس یک بیماری هزار چهره است و در هر کسی یک طوری بروز می کنه.

من راستش نمی دونم چی بگم ؟ سوال اگر بگم نه طوری نمیشه یا میشه به نحوی دارم کلک میزنم چون واقعا نمیشه آینده این بیماری رو پیش بینی کرد .

امیدوارم به هم برسید و با هم هزار هزار هزار سال خوشبخت زندگی کنید

 

 

سوال 2 :

سلام میلو جان به دوستی با تو افتخار میکنم البته اگر لایق بدونی. یک خواهر دارم  پدر و مادرمان سالهاست فوت شده همینطوری احساس تنهایی میکردیم.... تا اینکه فروردین امسال فهمیدیم خواهرم (که از من بزرگتره و 2 تا نی نی داره) مبتلا به ام اس شده
34 سالشه خیلی ناراحته بیشتر از آینده میترسه و سرنوشت بچه هاش......ما در شهر... هستیم اگه برات ممکنه اسم دکترت رو بگو و تجربیات یا اطلاعاتی که داری و به بهبودت کمک میکنه
تعداد پلاکهای مغزش 25 تا بود و چندین پلاک هم در نخاع داشت و من نمیدونم این تاثیری روی شدت بیماریش داره؟
میبوسمت ممنونم عزیزم برات آرزوی عاقبت خیری میکنم

نویسنده: دوست جون خوبه نیشخند

 

 

پاسخ 2 :

سلاملیکم نیشخند

اول که باعث افتخاره منم شما رو دوست می دارم تون خوشحال شدم که دوست خوبی مثل شما پیدا کردم .

مسئله بعدی اینه که دوست خوبم من تو شهری که شما هستین نیستم و کلی فاصله دارم واسه همین اسم و آدرس دکتر رو هم بدم فایده نداره. شما تشریق بیرید تهران پیش دکتر صحرائیان ایشون خیلی دکتر خوبی هستن با تعاریفی که من شنیدم البته چشمک پلاک نخاع و پلاک مغز هم مهم نیست ! اصلا شما فرض کن 50 تا پلاک ! مهم محل تشکیل پلاک هست که اگر جای خطرناکی باشه باعث بروز مشکل میشه که خداروشکر مثل اینکه خواهر خوب شما محل پلاکهاش جای دیگه ای بوده.

 

 

 

امیدوارم همگی موفق باشید .

شکر خدای برزگی که خالق همه ی موجودات زمین هست و همه بندگان و آفریگارش رو بسیار دوست داره بغل

شکر خدا چون واقعا کس دیگه ای تو این دنیا لایق شکر گذاری نیست قلب

 

خداجونم خیلی دوستت دارم ماچ همون قدری که خودت می دونی و بس


 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٦ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

Design By : Pichak