خاطرات من و ام اس

این روزها اصلا نه اعصاب دارم نه حوصله دارم از بس کد نوشتم به پیغام خطا خوردم مخم پخته شد دیگه واقعا حسش نیست دیگه بشینم کار کنم عیدمان که کوفتمان شد چون همش در حال رفع عیب برنامه بودم این استادم هم خدا بگم چی کارش کنه ؟ کلافه نه خداییش بگم چی کارش کنه ؟ اصلا برای دانشجوها اهمیتی قائل نیستن چون واقعا خودشون هم مخشون کار نمیکنه به جان خودم بلد نیستن بعد کلی ادعا می کنن که ...

چند روزه مثل خروس جنگی با همه می جنگم اصلا اعصاب ندارم تا این پایان نامه تموم شه ! به خدا دیگه تا یک سال نمیرم طرف مخش ( بخونید makhsh )  نیشخند ( البته دروغ میگم ها ! بیکار که بشم دیگه زبان )

ناراحتیم از این نیست که بشینم به خطا بخورم ناراحتیم از اینه که کسی نیست کمک کنه ! همه جا هم سوال میپرسم ولی خوب اون چیزی که من می خوام رو کسی کمک نمی کنه همه میرن دنبال چیز دیگه ای !

خوب بازم دست شون درد نکنه لااقل یک جوابی میدن ! استاد ... و ... و .... خودم که اصلا واسه من اهمیتی قائل نمیشه .

از تابستونه که دارم روی پروژه ام کار می کنم ! حالا به چی رسیدم ؟ ERROR کی کمک می کنه ؟ هیشکی اگر داخل mail box ام رو ببینید ، می بینید که چندین تا ایمیل بهش دادم که جواب نداده ناراحت با هر چی بگید ... yahoo , gmail , hotmail اووووووووووو ....

یک همسایه داریم که استاد ریاضی یکی از دانشگاههای بزرگ ایرانه وقتی رفته بودیم خونه اونها عید دیدنی به من گفت : میلو خانم وقتت رو واسه ی ایران تلف نکن اینجا کسی به فکر تو نیست که کمکت کنه یا خودشون بی سوادن یا اینکه اگرم سوادشون بالا باشه نمی خوان بهت کمک کنن که چهار روز بعد بری جای اونها رو بگیری خنثی مگر اینکه چی بشه و طرف چقدر استثنایی باشه قهر (البته خودش آدم خوبیه ) 

دارم کم کم به این نتیجه می رسم که راست میگه می خوام پروژه به درد نخوری بدم بهش و نمره ام رو بگیرم بعد بشینم سر فرصت و پروژه ام رو کامل کنم چون می دونم که می تونم

بازم خداروشکر اینترنت دارم می تونم کارم رو پیش ببرم قلب

خداروشکر هنوز چپر چلاق نشدم

خداروشکر که می تونم راهم رو پیدا کنم

خداروشکر که می تونم تلاش کنم

و خداروشکر که هنوز توانش رو دارم که مبارزه کنم

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/۱٠ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

Design By : Pichak