خاطرات من و ام اس

آقایون خانم ها سلاملیکم نیشخند

یک دست هستم از ایران خنثی

آقا حمله بهم دست داد و دست چپم از کار افتاد، البته خیلی هم مهم نیست ها ولی خوب یکم یک دستی زندگی کردن به آدم سخت می گذره خنده

البته بازم خداروشکر که دست چپم هست دست راستم نیست! باعث و بانی بوجود آمدن این مسئله هم هیشکی نبود جز خودم...

از بس استرسی هستم و نمی تونم خودم رو کنترل کنم. یک پیشنهاد به خودم میدم اونم اینکه قبل از درمان ام اس برم پیش مشاور بتونم استرسم رو کنترل کنم ام.اس خود به خود حل میشه از خود راضی

خدایا شکرت که حال اون دست دیگم خوبه

خدایا شکرت که حال کل بدنم خوبه فقط دستم مشکل داره

خدایا شکرت که من هنوز سرپام و می تونم و فعالیت کنم و تلاش کنم و از زندگی لذت ببرم

خدایا شکرت بخاطر کمک های بی دریغی که به من می کنی

خدایا .................. لبخند

خدایا .................................

نوشته شده در ۱۳٩٥/۸/٢٢ساعت ٤:٤٤ ‎ق.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

به قول یکی از دوستان درود خنده

چطورین همگی ؟ خوبین خوشین ؟ سلامتین ؟

خوب خدا رو شکر

البته مهم نیست مشکلات زندگی ! ولی خوب اون چیزی که مهمه اینه که این نیز نیگذرد ! پس مشکل نیامده که بمانه آمده که بره

خیلی فسلفی شدم این روزها خنثی

مهم نیست چه مشکلاتی دارم چون هرچی تعریف کنم و نکنم مایه ناراحتی و خستگی میشه، مهم اینه که خدا خیلی کمک می کنه بهم دقیقا جایی که بایس مچم رو بگیره دستم رو می گیره و من اینو با تمام وجودم حس می کنم، از رفتار و واکنشهای دوستان و اطرافیان که خیلی هوای منو دارن و همیشه بهم محبت می کنن.

یک روز پشیمون بودم از اینکه به کسی بگم من ام اس دارم اما حالا می بینم نه خیلی هم خوبه چون خیلی ها وقتی متوجه میشن من با وجود بیماری دارم تلاش می کنم برای زندگی خودم شرمنده میشن از رفتار خودشون با خودشون حتی رفتارشون با دیگران و توش تجدید نظر می کنن. این خیلی خوبه که حداقل می تونم نشون بدم ام.اس غول خطرناک و وحشی و سرکش نیست ام.اس یک دوست خوبه که خیلی جاها میاد و اجازه نمیده مثلا طرف سرت داد بزنه ...

خدایا شکرت به خاطر معجزه های زیادی که داری بهم نشون میدی

خدایا شکرت به خاطر اینکه داری راه از چاه بهم نشون میدی

خدایا شکرت به خاطر اینکه من هنوز زنده ام و فرصت تشکر کردن از تو رو دارم

نوشته شده در ۱۳٩٥/۸/۱٦ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

سلاملکیم

با درس و مشق چطورین ؟

من که تقریبا از سال 89 که درسم تموم شد یکی دوبار هم کنکور ارشد دادم دیگه دنبال درس نرفتم خودمو هول دادم تو بازار کار نیشخند

الآن با یک پیر کار کشته بازار دارید صحبت می کنید خنده

خدا وکیلی چرا من یکماه تاخیر داشتم تو ارسال پست اینجا ؟

البته منم رفتم دنبال بدبختی خودم و یک لقمه نون حلال ولی نمی دونم چرا نون حلال میادش هاااااااااا ولی به سرعت نور از جیب مبارکم میره بیرون خنثی باید یک نشست با جناب پروردگار داشته باشم بهش بگم آخه خدا جان ما بیماران ام اس استثنا نیستیم تو پول درآوردن و خرج کردن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خو بی انصافیه دیگه مثلا حتی اگر ماهی یک میلیون هم دربیاری بعد بری بازار دو تا چیز بخری همش رفته قلم اول 500 هزار تومن قلم دوم هم 500 هزار تومن نیشخند

آخه ما جامعه ای داریم به شدت اسلامی که حق هیشکی خورده نمیشه واسه همین اینطوریه

بازم خداروشکر قدم برداشتن و به هدف رسیدن خیلی سخته ولی با توکل به خدا همه چیز آسون میشه

خداروشکر به خاطر توجه ویژه ای که به ما بیماران ام.اس داره

خداروشکر به خاطر اینهمه نعمت فراوان (از میوه و سبزی و ... بگیر تا آب و برق و ...)

خداروشکر به خاطر لحظه های خوش زندگی

نوشته شده در ۱۳٩٥/۸/٧ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

Design By : Pichak