خاطرات من و ام اس

سلام

خوبین همه ؟

خداروشکر قلب

این پستم رو خیلی کوتاه می نویسم ، چون راستش نه زیاد خوشاینده نه زیاد غمگین !

تولدش رو می خوام تبریک بگم بهش ولی دلم نمیاد، چراش رو خیلی ها می دونن ...

چهار سال پیش تو همچین روزایی بود که چشمام دردناک شد و تار شد و بدش رفتیم بیمارستان تخصصی چشم و اونجا بعد از معاینه فرستادنم MRI و بعدش مشخص شد بـــعله من مبتلا شدم به ام اس لبخند

عذابم داد و میده ! ولی گاهی دوستش دارم، مثلا تو دانشگاه از طفلی چقد سوء استفاده کردم نمره بگیرم خنده یا مثلا باعث شد کوهنورد بشم !

ولی توی زندگی اجتماعی من به شدت عذابم میده ، گاهی مردم از من فاصله می گیرن گاهی ترحم بیجا می کنن گاهی حس می کنن من دارم خودمو بهشون آویزون می کنم و به من میگن پر رو و ...

ولی چه میشه کرد، من با همه نداشتنهای تن سالم و مغز خط خطی ای که دارم، بازم به زندگیه سخت خودم افتخار می کنم کاش آدما میفهمیدن ، ولی افسوس که فقط چون اسم ام اس رو یدک می کشم احساس های ناجور میاد سراغ شون.

خدایا شکرت منو داری سخت امتحان می کنی

خدایا ممنونم از تو بخاطر اینکه اینقدر منو دوست داری

خدایا منو تنها نزار و همیشه با من بمون

خدایا شکرت به خاطر همه ی زندگی

نوشته شده در ۱۳٩۳/٢/٢٤ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

سلام و صد سلام به همه آدمای گرام

چطورین ؟

خوبین ؟

خدا رو شکر

من که حال و روز درست و حسابی ندارم ولی دارم سعی می کنم خودمو از تو چاه بکشم بیرون بیارم تو چاله

خداییش جدیدا زندگیم تبدیل شده به زندگی زامبی وار

بیخیال ارزش نداره بخوام خودمو بخاطر چرت و پرت ها اذیت کنم ! والا !!!

جمعه ها میرم کوه و همین واسم عالیه بهترن هدیه ای که ام اس بهم داد همین بود! کوهنورد شدم ...

یک جایی خوندم نوشته بود : " ام اس منو از زندگی عقب نگه نمی داره ! همونی میشم که همیشه آرزوش رو داشتم "

بعله ، ما اینیم ...

خداروشکر هنوز داره هم از آسمون بارون میاد هم از ...

خداروشکر من هنوز روی پای خودم می ایستم

خداروشکر من زندگی کردن رو تجربه کردم

نوشته شده در ۱۳٩۳/٢/٩ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

Design By : Pichak