خاطرات من و ام اس

یکسال دیگه از عمرم تموم شد
فکر می کردم بشه توی این سال به خیلی از آرزوهام برسم ولی نشد

کلی چیز از دست دادم، کلی خواسته هام رو له کردم تیکه تیکه کردم ریختم دور ولی یک سری چیز میز بدست آوردم که هی بد نبود !
حالا چی از دست دادم بماند ولی اونایی که بدست آوردم باحال تره

مثلا اینکه دو جفت گوشواره خریدم :))
گوشیم رو عوض کردم نوکیا ایکس دو سیم کارته تمام لمسی خریدم 350 حالا شده 280 خنده
تابلو گرفتم واسه انجمن مون 10 تا !!! مفتی با چاپ و نصب رایگان آخر سالم یک بیلبورد جاده ای گرفتم و بعد 1 ماه و نیم تلاش نصب شد

یک حمله خفیف داشتم که کارم به کورتون کشید ولی نزاشتم از پا بندازه منو
تلاش کردم آخرش تونستم یک برنامه اندروید بنویسم خیلی ساده و خنده دار ولی نوشتم همین ینی من می تونم !!! نیشخند
کاغذ دیواری اتاقم رو طراحی و چاپ کردم و نصبش کردیم تخت و لحاف و تشک و ... رو عوض کردم
تونستم چهار تا چیز ببافم ( شال + شالگردن + بلوز + دستکش ! )
یاد گرفتم چطوری میشه با پنج میل بافتنی کنم
تونستم جلو خودمو بگیرم و به دو تا از حسابهای بانکیم 1 ساله که دست نزدم ابله
روی خودم کار کردم تا تونستم به بیماریم غلبه کنم و اینقد ضعیفش می کنم که سال دیگه داروم رو هم قطع می کنم 100%
یک جاهایی کم آوردم ولی اون کم آوردن ها منو نا امید نکرد
من هنوزم انرژی دارم و می دونم سال دیگه نشه سال بعدش حتما به خیلی از آرزوهای دیگه که خیلی بزرگ هم هستن واسم میرسم 100%
من سرسخت تر از زندگی ام
سلام سال 1394

عید همه ی دوستای بسیار بسیار خوبم مبارک قلب

خدایا شکرت به خاطر بندگی من ماچ

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱٢/٢٩ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

سلام و صد سلام به دوستان گرام قلب

چطورین همگی ؟ خوبین ؟

خدا رو شکر

هــــــــــــــــــــی اینم از سال 93 مثل برق تموم شد با همه ی هیجاناتش و همه ی خوبی هاش و همه بدی هاش

البته واسه ی من یکی که سال خوبی نبود گرچه یک سری خوبی هایی هم داشت ولی چی فکر می کردیم چی شد ... ؟!

بد نبود اولش با سرماخوردگی شروع شد که اونم از یکی از دوستام گرفتم 3 ماه اول سال درگیرش بودم خنده

سه ماه دوم سال یکی از دوستام رو آوردم جایی که خودم کار می کنم با فحش و دعوا رفت طلب ارثیه پدریش رو از من داشت طفلی قهقهه فکر می کرد من مانع پیشرفتش هستم با اینکه ازدواج کرده بود و زندگی خوشی داشت با همه ی زندگی من حسادت می کرد خدا وکلیلی تو عمرم دختر به این شدت حسود و بخیل ندیده بودم اینم از سه ماه دوم سالم نیشخند

البته تو اون سه ماه دوم سال مامان بزرگ عزیزم و داماد عمه ام و یکی دو نفر دیگه هم از بستگانمون به رحت خدا رفتن ناراحت و خوب مسئله بد دیگه اینکه وضع بازارها خراب شد و تقریبا بازار خوابید و بعضی کسبه ها مگس می پروندن !

سه ماهه سوم سال یکی از آشناهامون که سرباز هست آمد شیفت عصر محل کار من شروع به کار کرد و یکسره با صاحابش دعوا می کرد و باز اون یکی با این یکی می جنگید و من طفلی باید میرفتم شیرینی می خریدم آشتی کنون راه بندازم خدا رو شکر آخر پاییز همه ی مشکلات حل شد ولی همچنان مشکلات بازارها حل نشد که نشد نیشخند

سه ماهه چهارم سال هم تقریبا شبیه سه ماهه دوم سال بود با این تفاوت که برف تقریبا نیامد و منم کوه کمتر رفتم چون یک سری مشکلات درون خونه ای موجود بود که نمیشد برم و خلاصه زمستون خیلی خوبی نبود

ولی به طور کلی اگر خوبی ها و بدیهای سال 93 رو بخواهیم بزاریم تو کفه ترازو بدیهاش بیشتر بود تا خوبی هاش و هیــــــــــــش سال خوشی نبود خیلی هم ذاقارت و بد بود

حالا این آخر سالی یکی از دوستام که طراح هستش یک پیام جالبی برامون فرستاده بود به این مضمون :

" سال عروس تون مبارک"

« برای اولیـــــن بار »

داشتم تقویم 1394 طراحی می کردم که برام جالب شد سال 1394 توی تایپ فارسی کاملا شبیه کلمه " عروس " میشه ... ( مثل عکسی که می بینید )

امیدوارم سال عروستون سالی باشه پر از خبرهای خوشحال کننده ...

 


 

خدایا شکرت بخاطر اینکه من امسال شرمنده هیچ احدی از بندهات نشدم گرچه شرمنده تو هستم همیشه

خدایا شکرت منو هنوز زنده نگه داشتی تا گناهانم رو ببخشی و بعد

خدایا شکرت بخاطر اینکه همیشه مواظبم هستی

خدایا شکرت بخاطر برکت هایی که از دریچه غیب برام می فرستی

خدایا ...................

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱٢/٢٢ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

Design By : Pichak