خاطرات من و ام اس

سلاملیکم به دوستان و دشمنان گرام و گران نیشخند

یک مسئله ای ذهن کچل منو درگیر خودش کرده بدجور که احساس خفقان درونی می کنم ، حس می کنم در درونم آش دارن می پزن به مناسبت چیز

یادواره خودمو که با افکارم مرور کلی کردم به این نتیجه رسیدم چقده ما گاگولیم ! یا اونا گاگولن ؟ یا کلن هیشکی گاگول نیس همه عاقلن فقط مزاح می کنیم هر از چن وخ یک بار با هم

قضیه چیه ؟

اوناش ~>

راستش من سال 1389 به بیماری ام اس مبتلا شدم و بعد از یک دوره زمانی که بی حسی پا و دست و کوری موقت و بی اشتهایی و عوارض کورتون و ... رو تجربه کردم دکتر جان بهم آمپول داد خیال باطل

سال 89 شهریور که من برای اولین بار داروی بتافرون رو خریدم مبلغ این دارو 84 هزار تومن بود که تا آخر سال متداوم همین مبلغ افزایش نداشت

سال 90 که بنده مراجعه کردم برای تهیه دارو قیمت شد 98 تومان و منم گفتم به جهندم نیشخند خریدم !

شیش ماه بدش دارو یهو به طرز خفقان آمیزی شد 320 هزار تومان که دود از کلمون بلند نشد فقط دنبال تیغ می گشتم واسه خودزنی که لامصب تیغه کند بود دستمون رو خط خطی کرد به جا که رگمون رو بزنه

بدش وزارت دید بیمارا قاط زدن الآنه که همه بپاشن به هم گف آقو بیخیال بیا با هم ریفیق باشیم و فلان و خلاصه کله مارو گول مالوند اسفند 90 ما دارو رو خریدیم به 98 تومن دوباره ابله

باز فرتی اردیبهشت سال بعدش با ورود داروی ناز ایرانی به اسم زیفرون داروی ما شد 210 تومن و ما هم گفتیم به درک سیا رفتیم خریدیم

بعدش باز شیش ماه نگذش دارو شد 320 دوباره و دقیقا نوروز 91 دارو با قیمت 420 هزار تومن به بازار عرضه شد و تازه !!! دارو نبود و بود و نبود و بود و ... آخرشم قاطی پاتی یک بابایی پیداش شد دارو رو از ترکیه وارد کرد به قیمت خون بندناف نوه انگلستان بند کرد به توبره ما و بدش بشکن زنان رف که بیادش

خلاصه آخرشم نفمیدم این بابا کی بود که دارو رو وارد کرد و داد به ما و رفت ! ولی هر کی بود خدا عمر با عزت بهش بده

بدش دارو نیومدو نیومدو نیومد تاااااااااا نسل سومش وارد بازار شد و در سال 92 به سلامتی بیمه اش حذف شد و خلاصه دارو رو به قیمت 1 میلیون و 300 هزار تومن عرضه کردن ما هم مثلا خریدیدم و استفاده کردیم و نمردیم بسکه به من و امثال من توجه شد و ما از خجالت ذوب شدیم همگی خنثی

بدش وزارت بهداشت دید نه نمیشه به جان خودش قسم دید ماها به مشکل خوردیم و نصف کسایی که رفتن روی زیفرون الآن مشکلات بینایی چشایی حرکتی تعادلی و ... خفن آمده سراغ شون و خلاصه عذابی بوده !

حالا چند ماهه دارن دارو رو به قیمت 598 هزار تومن میدن که یک سری با تخفیف 50% معاونت غذا و دارو ، دارو رو می گیرن به قیمت 250 و بعدش میان میگن دست دولت مهرورز درد نکنه ، نَفَس بابا اینهمه تخفیف میده

خداییش من تو کار دولت مهر ورز موندم مهرش به جای اینکه به من ایرانی بورزه چرا داره به یکی دیگه می ورزه ؟ من دلمو خوش کنم به چی ؟

بازم گفتیم اشکال نداره هرقیمتی میدی بده فقط هوای منو هم داشته باش ، تو منو دوست نداری دولت جان ! ولی من دوستت دارم و آینده اینجا دست منه تو میری و دیگه نخواهی بود و من باید اینجا رو آباد کنم ...

خدایا شکرت که به حرفام گوش می دی

خدایا شکرت که به من توجه داری ، دوستت دارم

خدایا حواست به من هست و من از یادت غافل میشم ، لطفا اجازه بده همیشه فقط عاشق تو باشم و بس ...

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/٢٢ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

سلااااااااااااملیکم به همگی

شی لی لی لی لی لی نیشخند

آخرش ما هم چشم مون به جمال برف منور شد ! اونم چه برفی خنده در حد چند سانتی متر که نصفیش رو باد با خودش برد زبان

ولی هوا سرد شده خفن ! ینی تا فیها خالدونت یخ میزنه باید پالتو پوست بپوشی بری بیرون

البته خداروشکر ! چون تا چند روز قبل هوا یک طوری بود که به قول چند تا از دوستام منتظر بودیم به همین زودی ها اعلام کنن سال تحویل شد

خداییش خیلی ضایع بود با بلوز آستین کوتاه میشد بری بیرون و بسکه هوا گرم بود چند تا از اتوبوسهایی که سوار شدم کولر روشن کرده بودن ، به جان خودم !! نگران

به هر حال خداروشکر برف رو دیدیم زمستون مون رنگ برف گرفت

خداروشکر سرمای زمستون رو داریم حس می کنیم

خداروشکر اینهمه پول دادیم کاپشن و پالتو حروم نشدش

خداروشکر حالم خوبه و هنوز می تونم حس قشنگ دوست داشتن رو تجربه کنم

خداروشکر هنوز هم می تونم با صدای بلند داد بزنم ، خدایا شکرت

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/۱۳ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

Design By : Pichak