خاطرات من و ام اس

سلاملیکم به همه دوست جان های گرام خودم

این روزها یکمی عصبی شدم راستش دلیلش رو خوب می دونم ولی نمی گم چون از اینجا خانواده رد میشه خوب نیست خنده

خلاصه که همش منتظرم یکی بهم بگه بالاچشت ابروئه ، چنان پاچش رو می گیرم که طرف میگه عجب توت بد اخلاقی نگران مثلا چند روز پیش تو پمپ بنزین ماشین ما پشت سر یک وانت بد قواره ای بود که خیلی ریلکس داشت سوت زنان به کارش میرسید که ما هم بنزین مون زده شده بود منتظر حضرت آقا بودیم بره ، آقا یک ماشین 206 سفید رنگ از این صندوق دار ها ( من متنفرم ) پشت کله من هی بـــــــــــــــوق دستش رو هم بر نمیداشت ، آخرش کلم رو کردم بیرون گرفتمش به باد چیز !؟!؟! عصبانی اونم شروع کرد به حرف زشت زدن منم فقط یک کلمه بهش گفتم اگر کور نباشی می بینی جلو ماشین واستاده کور جان ! خاک بر سرت

خلاصه که دیگه مهلت ارسال پاسخ بهش ندادیم و گازش رو گرفتیم رفتیم اونم نمی دونم اصلا چی شد ولی دلم می خواست برم گردنش رو بگیرم از تو شیشه ماشین عین تو این فیلم ها بکشمش بیرون بوقش رو بزنم با سیم چین قطع کنم یک چند تا هم کف گرگی نثارش ( نسار ؟ ) کنم دلم خنک شه 

به جان خودم اصلا اعصاب درست و حسابی ندارم این روزهای آخر تابستونی نیشخند فکر کنم به علت تاثیر گرما روی سیستم اعصابم باشه

روز شنبه هم اینقدر کار داشتم پشت کامپیوتر تا ساعت 3:30 صبح در حال انجام کار بودم ، بعد با خودم گفتم حالا چه فرق داره من ساعت 6 صبح آمپولم رو بزنم یا 4 صبح ؟ 

به خودم گفتم هی توت پاشو برو آمپولت رو بردار بزن بره ! دیگه رفتم آوردمش اینقدر هم که هوا مثل کوره نونوایی داااااااااغ بود این آمپول مان در عرض نیم ساعت داغ شد خیال باطل منم تندی زدم و خوابیدم تا ساعت 8 باز پاشدم باقیه کارام را انجام دادم.

یعنی این روزها اینقدر نشستم روی صندلی استخوان دنبالچه ام دردناک شده ، بدجور به نظرم مهره 8 و 9 کمرم هم از جاش در آمده چون خم که میشم چنان ترق ترق صدا میده که نگو

یک چیز عجیب هم هست اونم اینکه ایرانسل این سری عجب خفن برخورد کرد با من خودم یک مدت تو رودخانه ای از کف فرو رفته بودم قهقهه به پدر مهربانم گفتم : Dady جان یک عدد شارژ واسم بخر می خوام GPRS شارژ کنم بعد پدر هم رفت یک عدد شارژ 5000 تومنی خرید بعد من شارژ که کردم زد 100 هزار و خورده ای تومن شارژ داری شماااااااااا یعنی اندازه 10 بار چک کردم نوشته بود شارژ GPRS شما اینقدر تومن می باشد !!

یعنی ایرانسلم داغون شده هااااااااااااااااا یعنی له له شده این روزها به نظرم اونم مثل من قاط زده خنده

خدایا شکرت به خاطر اینکه شب رو آفریدی واسه ی آرامش

خدایا شکرت که روز رو آفریدی واسه ی تلاش و کوشش

خدایا شکرت که زنده ام و هنوز می تونم بگم " خدایا شکرت "

خدایا شکرت به خاطر ...........

خدایا ............................

نوشته شده در ۱۳٩۱/٥/۳٠ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

سلاملیکم دوست جان های گرام و عزیز قلب

یادش به خیر یک زمانی ماه رمضون که میشد می رفتم سحری می خوردم بعدش میشستم به مخش نوشتن

تازه گاهی خوشحال بودم امتحان داریم صبح بعد از خوردن سحری دیگه نمی خوابیدم تا موقع رفتن به سر جلسه میشد و میرفتم واسه امتحان

حالا چی ؟ روزه که نمیشه بگیرم ، یعنی ترسیدم به خاطر تاری دیدم حالم بدتر بشه و الا که پارسال یک روزش رو گرفتم طوریم نشد

امسال هم نیت کردم یکی از روزهای قدر و شهادت رو روزه بگیرم که اونم الآن نزدیک دو ماه شده چشمم مشکل دار شده و نمی شه ریسک کرد ناراحت

حالا اشکال نداره به قول خودم اینم ســــــــــــــهم ما هست از زندگی دیگه چه میشه کرد ؟

راستش این چند وقته داشتم پول جمع می کردم گوشی بگیرم که به هدفم رسیدم خفن

یک عدد گوشی دو سیم کارته خریدم تمام لمسی با اسم " نوکیا آشا " حالا چه رده ای از آشا هست بماند ولی خیلی باهاش حال می کنم ، اولش مشکلات داشتم ولی الآن کلن همه مواردش رو کشف کردم و دیگه می دونم چطوری باهاش کار کنم به قول یارو گفتنی صفحش در حین انجام عملیات بسته نشه خنده

ایول هوراااااااااااا به من میگن مرفه بی درد چشم به جان خودم دارم الآن دنیا رو با یک چشم و نصفی می بینم ولی سعی می کنم از همین مدلیش هم حداکثر لذت رو ببرم

خدایا شکرت به خاطر اینکه همه ی زیبایی ها رو بهم داری نشون میدی

خدایا شکرت به خاطر وجود درخت که بودنش نشانه جریان داشتن زندگی هست

خدایا شکرت به خاطر نعمت شنوایی که اگر نبود دنیای پر از سکوت خیلی سخت میشد

خدایا شکرت به خاطر ...............................

خدایا .............................

نوشته شده در ۱۳٩۱/٥/٢٠ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

سلام و صد سلام به گرمی آفتاب مهربان این روز های گرم تابستانی که خوشبختانه نیازی به کولر نداره نیشخند

دیروز به اتفاق 100 نفر دیگه از دوستان انجمن رفته بودیم افطاری یک جایی خارج از شهر آب و هوای صاف و بدون دود و دم و سر و صدا و قیل و قال شهر

وای که عجب هوایی بود ، کیف می کردید وقتی تو اون هوای صاف نفس می کشیدین ...

البته من راستش به خاطر مشکل بیناییم یکمی اعصابم سر جاش نبود و کلن همه ی سعی خودم رو کردم که 1 چشم و نصفی از مهمونی لذت ببرم

اول راه که من و چند نفر دیگه از دوستان همیشگی با مینی بوس رفتیم و کلی هم خوش گذشت و همه گفتن توت جان چیت شده ؟ چرا اینهمه بیحالی آخه ؟ سوال

منم داستان کورتون و بی اشتهایی و ... رو براشون گفتم و خلاصه چون همه مثل هم بودیم با هم کلی خندیدیم و گفتیم بیخیال این نیز بگذرد زبان

کلی عکس گرفتیم و فیلم گرفتیم و رسیدیم اونجا و خلاصه که جای همه ی اونهایی که حس می کردم شایس اگر باشن خوش میگذشت بیشتر ، خالی کردم

البته از بچه های انجمن اکثرا روزه دار نبودن و فکر می کنم توی اون جمعیت حدود 100 نفری شاید کلن 10 نفر روزه بودن

به هر جهت روزهای کله گنجشکی مون را باز کردیم و جای همه خالی خوش گذشت ، در آخر سر هم یک سری آقایون رقاص انجمن رفتن وسط و دست دست دست برای ختم مجلس شروع کردن به زدن و رقصیدن

خلاصه که دیشب هم مثل همه ی شبهای زندگیم شب به یاد موندنی و خوبی بود قلب

خدایا شکرت که به فکر ما هم هستی

خدایا شکرت که نمی زاری یاد بعضی چیزا منو از یاد تو غافل کنه

خدایا شکرت که هنوزم به من اجازه شکر کردنت رو می دی

خدایا .........................

خدایا شکرت به خاطر ..............

نوشته شده در ۱۳٩۱/٥/۱۱ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

سلام و صد سلام به همه ی دوست جان های گرام هورانیشخند

هوراااااااا بالاخره روز تولد وبلاگم شد و من همچنان منتظر رسیدن این لحظه ی تاریخی بودم چــــــــــــــون واسش جشن گرفتم

دوست جون خوبیه خیلی دوستش دارم وبلاگم رو ، تو همه ی لحظه های سخت و غیر سخت پیشم بوده قلب

منم واسه که خوشحال شه واسش جشن می گیرم هر سال

امسال هم قالبش رو عوض کردم ، خوشحال شه ماچ

چطوره این به نظر شما ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

وای که چقدر احساس خوبی دارم الآن که دو سال از تولدش می گذره انگاری نی نی هـــــــــــــوشـــــــــــــــولوی خودمــــــــــــــه

دوستش دارم می خوام همینطوری ادامه بدم باهاش کنارش زندگی کنم ، از روزی که متولد شد تا الان کلی پست گذاشتم و کلی دوست جان های گرام و مهربانم واسم کامنت های محبت آمیز نوشتن و منو کلی با نظرات لطف شون شرمنده کردن خجالت

همتون رو دوست می دارم ، چه دوست های نتی و مجازی عزیز چه دوست های دنیای حقیق که همیشه وبلاگم سر می زنن و واسم کامنت میدن

تولدت مبارک وبلاگ خاطرات من و ام اس خوبم که همش واسم سنگ صبوری کردی تو این دو سال

لی لی لی لی لی

تولد تولد ، تولدت مبارک

مبارک مبارک

تولدت مباررررررررررررررک

 

 بیا شمع ها رو فوت کن که صد سال زنده باشی

 

خدایا شکرت که آب هست برای ادامه ی زندگی

خدایا شکرت که اینهمه نعمت خوب بهم دادی مثل چشم ، دست ، پا ...

خدایا ............

نوشته شده در ۱۳٩۱/٥/٧ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

Design By : Pichak