خاطرات من و ام اس

سلاملکیم دوست جانهای مهربان و عزیز تر از جان قلب

این به عنوان آخرین پست امسالم می باشد دیگه تا سه شنبه هفته آینده ساعت 8 و 44 دقیقه و 27 ثانیه که سال تحویل میشه .

داداشم خیلی ایرانی بودنش رو باهاش حال میکنه که همه جشن ها و اعیاد مختلف ایرانی رو حفظه. ناشده که عید برسه داداشم سفره 7 سین نندازه نیشخند

خلاصه لباس عید هم همیشه می خره و کلی به برو روی خودش میرسه کلن روح زندگی میده به آدم ، گاهی بهش می گم داداش جان بیخیال بابا چه حالی داری تو بــــــــاز

میگه : منتظر

خلاصه که به سلامتی منم امسال ترقیب شدم برم یک عدد مانتو بخرم حالا مامان میگه تو هزار تا مانتو داری برو به جاش شلوار لی بخر ولی خداییش دم عید اجناس بسیار گرون می باشد آدم حرصش در میاد بره خرید. یک مانتویی که مثلا 3 ماه پیش بوده 15 تومن حالا زدن 60 تومن خداوکیلی انصاف نیست !

شاید هم اصلا نرم برای خرید ، همون اردیبهشت برم خرید انجام بدم آخه هرچی هم نیگاه می کنم می بینم همه چی دارم همش هم نو و دست اوله

سر گیجه هام هم خوب شد رفت پی کارش خودم واسه خودم طب سنتی انجام دادم دمم گرم

من که می دونستم حمله نیست هی به من می خواستن تلقین کنند توت جان حمله می باشد خنثی

سال خوبی بود ، برکت ، صفا ، مهربانی ها ...

سال نو همگی مبارک ، امیدوارم در این سال جدید زندگی تون همه اونچه که بهترین بوده از نظر تون خدای مهربون قسمت تون کنه

و اما آخرین کلام های امسال :

دوستان زیادتری پیدا کردم ، زندگیم هم رنگ دیگه ای گرفت به خودش

با اینکه این دم آخری یک سری مشکلات داشتم ولی بازم خدا رو شکر که به من قدرت تحملش رو داده ، اگر مشکلات داشتم و قدرت تحملش رو نداشتم نمی دونم چی میشد ؟

خدایا شکرت به خاطر برف ، باران ، اینا رو بهش میگن برکت های زندگی و آسمانی تو ، کاش بتونم به شایستگی از تو بخاطر همه ی اینها شکر گذاری کنم

شکرت واسه خاطر اینکه آرزوی بزرگم رو داری واسم بر آورده می کنی

فقط باید صبر کنم ، اونم به  موقش ....

شکرت واسه اینکه امسال هم با همه خوبی هاش داره به خوبی تموم میشه ، کاش بشه سال آینده بنده ی بهتری واست باشم

خدایا .....................................

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/٢٢ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

سلاملیکم دوست جان های مهربان قلب

بعد از یک مدتی که دوباره سرگیجه و تهوع و ... آمده بود به سراغم و اصلا نمی تونستم تکون بخورم !! فعلا خوب شدم و زنده ام نیشخند

چند شب پیش ایرانسل واسم SMS داد که مشترک مهربان شما 100 کیلو بایت حساب GPRS برنده شدید .

منم دیگه نمی تونستم جلو خندم رو بگیرم خدا وکیلی آخـــــــــــــــــه 100 کیلو بایت را رو چه حسابی به مشترکان دادن ؟؟؟؟

آخه دقیقا مثل این می مونه که زنگ بزنی یک شهر دیگه فوقت کنی قطع کنی ابله

خلاصه من آمدم یک صفحه گوگل باز کردم و یک کلمه جستجو نمودم و 2 تا لینک باز کردم تموم شد

به جان خودم 2 تا لینک باز کردم هـــــــــــا

جالبه که واسه همین 100 کیلوبایت مهلت گذاشته بــــــــــــود تا 7 فروردین نیشخند حالا مهم نیس چون این پیام ها رو واسه همه میده یکی هم مثل من آخرش یافت میشه دیگه استفاده کنه !!

حالا باز 500 کیلوبایت دیگه داده گفته تا اردیبهشت وقت هست

ینی من با این 500 کیلو بایت چی کار کنم آخه ؟؟؟ نگران وااااااااای خیلی هیجان دارم استرس

رفته بودم انجمن ، به من گفتن سرت گیجه حمله است بدو برو کورتون بگیر خنثی ، منم گفتم خانـــــــــــــم من خودم می دونم چیم شده چیم نشده که حمله ور شدن یا نشدن خودم تشخیص میدم ده ه ه ه ه ه ه

نمی دونم چه گیری دادن هر کی هر طوریش میشه می چسبونش به MS بیچاره ! به خدا من خیلی وقتا شده اصلا فراموش کردم چی به چی شده و من ام.اس دارم.

گرچه الآن در حین نگارش بازم سرم داره مثل چرخ و فلک می چرخه

ولی از دیشب شروع کردم خوردن " عدس " خوشمزه چنان تاثیری داشت که خودم با قدرت خدا حالی کردم آخه نمی دونم چرا چند وقتیه جیگر تو دسترس نیست ؟

البته بابا از مکان های دولتی دارای پزشک خرید می کنه از مغازه های معمولی خرید نمی کنه ، خو ما هم حســـــــــــــــــاس

خدایا شکرت آب در اختیارمون هست می تونیم حمام کنیم و رفع تشنگی و غذا بپزیم و خیلی کارای دیگه

خدایا شکرت به خاطر وجود خورشید و آفتاب که می تونیم از گرماش استفاده کنیم و لذت ببریم

خدایا شکرت به خاطر وجود شب که مایه آرامشه و مهتاب که زیباست

خدایا شکرت واسه ...........................

خدایا متاسفام واسه ...............................

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/۱٧ساعت ۸:۱٤ ‎ب.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

سلام عرض شد دوست جان های گرام تر از گرام قلب

هوا شده بهاری ، بسیار دلنشین ، منتها خونه ما چون اطرافش آپارتمان زیاد شده آفتاب تو خونمون کمتر از سابق هست تقریبا سرده توی خونه !

حالا طوریش نیست ، من فقط روزهایی که تزریق دارم یکمی سردم میشه ، و الا که هوا تقریبا گرم هم شده

دیروز به سلامتی نوبت دکتر داشتم و بر خلاف همیشه مطب خلوت بود من همیشه اندازه 2 یا 3 ساعت معطل میشدم مثل روزهایی که می ریم پیکنیک با خودم کلی چیز میز می برم از گشنگی تا عصری نمیرم قهقهه ( حالا نه اینکه خیلی غذا می خورم !!!! نیشخند )

خلاصه دیروز ، مطب خلوت بود و وقتی منشی دکتر جان منو صدا زد  با کمال تعجب دیدم من یکی تو اتاق بودم فقط  آخه همیشه 40 نفر رو با هم صدا می زنه میرن تو اتاق

خلاصه که دیروز کلی معاینه کرد و خوشحال شد و گفت: به به به به توت فرنگی جان بسیار خوشحال می باشم حالت خوبه

منم ذوق مرگ شدم در حد تیم ملی

بعد بهم گفت : چند وقته آزمایش خون ندادی ؟

گفتم : یک سالی میشه !

گفت : ای بابا متفکر یک عدد آزمایش خون نوشت واسم و از اونجایی که فشارم 8 بود قرص ففول هم برام تجویز کرد و ویتامین D3 .

بهش گفتم : آقای دکتر جان ، نمیشه به جا قرصش بهم آمپولش رو بدی ؟؟؟ هی قرص بخورم خوشم نمیاد

گفت : نُچ  منتظر

خوب من در اون مقطع زمانی : استرس

طبق معمول هم سه تا هم نسخه بتافرون واسم نوشت و آمدیم به طرف دارو خانه محترم.

داروهام رو گرفتیم قیمتش به سلامتی هرچی اعتراضه شده باز 93400 تومن زبان

به جان خودم آخرش ما روانی می شیم از بس هر سری رفتیم یک قیمت خریدیم.

حالا خداروشکر بازم قیمتش کم شده

حالا نمیدونم چرا جدیدا وقتی آمپول میزنم شست پای چپم تب می کنه !!! به خـــــــــــــــدا  خنده

آخه امروز نوبت تزریقم بود ( من صبح ها میزنم آخه ) شست پای چپم چنان داغ شده عین این آدم های تب دار آنفولانزایی که بدن درد می گیرن شست پام درد می کنه و تب کرده و داغه قهقهه

 

خدا جونم خیلی دوستت دارم ، خیلی عزیزی ، همه ی برکت زندگیم به خاطر شکر کردنت هست ، خدایا برکت رو از زندگیم دور نکن

خدایا کمک کن تا روز قیامت شرمنده تو نباشم ، به خاطر گناهانم منو ببخش

خدایا شکرت ، هنوزم می تونم ، هنوز نفس می کشم و تا وقتی هستم تو رو فراموش نخواهم کرد

خدای مهربانم ، تا اینجاش که همراهم بودی ، ازت می خوام تا آخرش بازم همراهم باشی ، تنهام نزار

خدایا شکرت واسه ....................

خدایا ...........................

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/۱۱ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

سلاملیکم جمیع دوستان مهربان و خوبم

به سلامتی هر چی آفتابه هوا یکمی خوب شده و کمی تا قسمتی گرم که سرماخوردگی منم خوب شده هنوز یکمی گاه گاهی سرفه می کنم ولی به شدت قبل نیست هورا

چند وقته افتادم تو خط بازی های Hidden Object ، بعضی هاش هیجانی هست خوشم میاد ولی بعضی هاش خیلی دیگه باید فکر بنمایید تا حل کنید !

3 یا 4 تا دانلود کردم و باهاشون سرم گرمه ، البته در کنارش روزی چند ساعتی درس می خونم بر عکس دانشگاه سراسری مصمم شدم حتما آزاد شهر محل سکونتم قبول شم چون واقعا از بیکاری بهتره ، واسه هزینش هم به قولی خدا بزرگه نیشخند

آخه وقتی کار ندارم و ایضا زندگی مستقل بهترین روش سرگرمی همون درس خوندنه ، والا !! خیال باطل

دیگه روش دیگه ای به ذهنم نمیرسه ، البته گاه گاهی میرم انجمن و سر میزنم و حال و احوالی و ... خلاصه که چند وقته با یک بنده ی خدایی چپ افتادم حس انجمنمون رو هم ندارم

ولی چه زود دیر شد ها !!!  آخه 14 فروردین بایس شارژ ADSL بدم و یک سری کارای دیگه یعنی کلن امسال نمیشه عیدی هام رو خرج کنم

فقره دیگه ، چه میشه کرد ؟ نیشخند

با یکی از دوستام نقشه کشیدیم بریم یک شرکت ثبت کنیم بشینیم هاست و دمین بفروشیم و کم کم که شرکت توسعه داده شد بریم سراغ گرفتن پروژه و نصب CMS  و طراحی قالب و ... که خلاصه آخرش باید یک نفر مرد  همراهمون باشه دارم رو این فکر می کنم برم مخ کدوم مرد رو بزنم بیاد با دو تا Lady همکار بشه عینک

احتمال خیلی زیاد ولی بعد از عید میرم یک جا به عنوان تحلیل گر سیستم شروع به کار می کنم ، یکی از آقایان همکلاسی تماس گرفت و منم رو هوا قبول کردم. درآمدش خوبه از برنامه نویسی خیلی بهتره ، البته کار تیمی هست حدود 10 یا 12 نفریم که سیستمی رو تحلیل می کنیم و یک سری هم برنامه نویس بانک اطلاعاتی می خوان و یک سری هم برنامه نویس Application و خوب حالا موارد دیگه که من در جریان نیستم ، ولی چون اونا شریط منو می دونن خیلی خوب می تونم باهاشون کنار بیام ، آخه من به همه دوستام گفتم MS دارم ، نمی دونم چرا بعضی ها نمی گن خوب ؟؟؟

فامیل رو مامان نمیزاره بگم ولی دوستام همه می دونن از خود راضی

خیلی هم مبارزه کردم با این فیلم طلا و مس که الآن همه دوستام تا می گم طلا و مس کلی به کارگردانش حرف بد میزنن ( تاثیر رو دارین جان من ؟؟؟ )

 

به هر حال بازم خداروشکر ، حتی اگر کارم جور نشه و تو خونه بمونم تصمیم دارم 100% ارشد آزاد رو قبول شم ، مطمئنم خدای مهربونم کمکم می کنه

خدایا شکرت که توان مبارزه با سختی رو تقریبا به من دادی تا بتونم شرایط رو به نفع زندگی خودم تغییر بدم

خدایاشکرت که هنوزم دوستم داری ، اینو از ته دل حس می کنم

خدایا ..................   

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/٦ساعت ٢:٥٠ ‎ب.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

Design By : Pichak