خاطرات من و ام اس

سلاااااااااااااملیکم دوست جان های دوست داشتنی خودم قلب

پس از یک هفته و اندی درس خوندن آمدم نت و بسیار مسرور شدم  بسیار کامنت های خصوصی جالب ناکی فرستاده بودین تنکیو وری ماچ نیشخند

اول کلام که سرماخوردگی اینجانب بسیار خوب میشه و باز بسیار بد میشه و خلاصه بیخیال شدم دیگه زندگیه دیگه 

به سلامتی صدام چنان خشن شده که اون روز زنگ زدم انجمن گفتم واسم کاری انجام بدن رفتم لیست رو چک می کنم می بینم نوشته " آقای توت فرنگی "

گفتم آخه مرد حسابی من دیگه صدام اینهمه خشن نشده هـــــــــــــــــــا

خلاصه که از خودم نا امید شدم گریه

والا !! نیشخند

دوست جان هایی که کامنت دادین واسه شلغم ، بسیار سپاس شکل شلغم شدم بسکه مامان جان هر شب واسم سوپ شلغم پختید و من نوش کردم ، البته من لب به شلغم و مخلفاتش نمی زنم واسه که خوشم نمیاد ، حالم دگر گون میشه کلن سبز

به هر حال همون آبش هم بی تاثیر نیست ، ضمنی که بخور شلغم دادم همه سینوس هام باز شد و به سلامتی یک روز رفتم بیرون شالم نازک بود باز بسته شد

خلاصه که دیگه دم کشیدم بسکه مایعات خوردم

سرفه هم هنوز دارم به قولی بخاری نفتی ! ولی چه میشه کرد دیگه نیشخند

امروز هم کنکور دادم بسیـــــــــــــــــــــار ضایع

خداوکیلی آسون بود ، من نخونده بودم ، اگر یکمی تست بیشتر حل می کردم شاید میشد رتبه قابل توجهی بیارم ، ولی چشم آب نمی خوره بتونم به مرحله دوم برسم

دانشگاه آزاد هم با کمال اعتماد به نفس ثبت نام کردم ببینم چی میشه ؟؟؟ یکی امشب می گفت خدا بزرگه ، تو قبول شی پولش میرسه !

ولی من نقشه دیگه ای دارم عینک قراره به همراهی یکی بریم بانک بزنیم ، همین بانک سر کوچمون خوبه دیگه ، آشنا هم هستن ، شایس چون همسایه می باشیم لومون ندن

یکی از دوستام می گفت منم همرات میام مژه

گفتم : عمرا ببرمت ، برو واس خودت بانک پیدا کن

حالا از اینا بگذریم این ایرانسله پدر بیامرزه پول جارو کن ، اون چند وقتی که من با GPRS ایرانسل کار می کردم که چقدرم سرعت داشت بزن به تختـــــــــــــــه !!!!!!!یک عدد اس.ام.اس آمد که مشترک گرامی 1000 تومن شارژ کن تا بهت 100 کیلوبایت اینترنت بدیم خنثی

حالا به نظرتون بگیرم ؟؟؟

خدایا شکرت نمردیم جایزه رو هم دیدیم نیشخند

والا به خدا ! آخه آدم روز به روز از زندگی ناامیدتر میشه ، با این مدل جاییزه ها

خدایا شکرت هنوزم می تونم زندگی کنم و با افتخار بگم جز تو هیچ پناهی نیست واسم

شکرت واسه روزهای خوب زندگیم و حتی روزهایی که من فکر می کنم بد هستن، خوبی هاش واسه شادیم هست و بدی هاش واسه حکمتت

شکرت که اینهمه خوبی که هنوزم منو به عنوان بنده خودت می دونی و هنوزم تا صدات می کنم استجابتم می کنی

و شکرت واسه ...............................

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٢۸ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

سلاملیکم خواهران و برادران نیشخند

همین اول بسم ا... بگم ، شرمنده من خیلی خیلی خیلی شرمنده ام چون اینترنت نداشتم و مجبور بودم با اینترنت ایرانسل بیام نت و چک کنم و ... که خلاصه ماشاا... به سلامتی هرچی ISP هست این ایرانسل دست سرعت رو رو پیش گرفته و داره با سرعت مراحل ترقی را می نوردد

به خاطر همین بود که حتی نمیشد به وبلاگ دوستانی که نظرات دادن بیام و از خجالت شون در بیام واسه همین از امروز تک تک به همه سر میزنم قلب

اما از احوالات توت فرنگی چه پرسی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تا خرخره رفته زیر کرسی

این پیش درآمدش بود واسه خاطری که من الآن نزدیک 3 - 4 روزه سخت در بستر بیماری افتادم نیشخند الآن دارم از این تریبون براتون پیام میزارم ، الــــــــو ؟؟؟؟؟؟ صدا میاد ؟؟؟؟؟؟

به جان خودم به عمرم همچین سرمایی نخورده بودم پس از طی نمودن مراحل لرز و تب و بی اشتهایی و ... نوبت رسید به مرحله تشخیص و نوش جان نمودن 2 عدد آمپول پینیسیلین 633 ( بخونید شش سه سه ) و خلاصه که الآن تمامی اعضای درونیم درد داره درست مثل این معتاد های در حال ترک خنده ( البته تو فیلم ها دیدم صحنه هاش رو من تجربه ندارم نیشخند )

یاد این نظام آموزش و پرورش هم افتادم در ضمن که داره با اقتدار میره جلو همچنان 

در حال حاضر به صورت یک طرفی نشستم روی صندلی به دلیل دردناک بودن محل تزریق آمپول پینیسیلین صدای نازنینم هم که به سلامتی تبدیل شده به صدای خروسکی درست مثل زمانی که آقا پسر ها رو به رشد تشریف دارن ، دیشب با یکی از دوستان نزدیک جان صحبت می کردم گفتم من الآن اگر زنگ بزنم خونتون مامانت نمی فهمه منم !!! فکر می کنه اون یکی دوستت هست قهقهه

البته قبول دارم سیستم دفاعی بدن ما خیلی ضعیف شده ولی خوب دیگه چه میشه کرد غیر از زندگی در جوارش زبان

اما یک دوست جانی پیام گذاشتن که من پاسخ ایشون رو همین جا می نویستم راستش گفته بودم من دوست نمی دارم به کسی ایمیل بزنم لبخند

ایشون فرمودن : چرا نا امیدی و ... ؟؟؟ راجع به ام.اس بیشتر بنویس و ... خوب می تونید کامنت شون را در کامنت دونی پست قبلی پیدا کنید.

راستش بایس خدمت دوست گرامی عرض کنم : کو ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تعجب من کجام نا امید می باشد ؟؟؟؟؟؟

ضمنی که من بار ها و بارها و بارها گفتم ام.اس هرچی باشه بدتر از اونم و بهتر از اونم هست توی زندگی، نمیشه آدم بگه من بدترم یا من بهترم دووووووووووست جان مهربان

من راجع به ام.اس و روند بیماریم خیلی نوشتم ، اگر آرشیو وبلاگ منو مطالعه بفرمایید متوجه میشید من مدت یک ماه روی ویلچیر بودم و حالا دارم کارهام رو خودم انجام میدم.

حمله دوم و سوم ام به دست و پا بود ولی همیشه آخر هر پستم گفتم : خدایا شکر ...

به هر حال من هیچ وقت از ام.اس ناله نکردم ، همونطور که خیلی از دوستان میان و میگن توت جان وبلاگت رو دوست می داریم چون پر از انرژی هستی و ...

خلاصه که من آدم درست و درمونی نیستم که بخوام قضاوت کنم بیماری من در صدر بدترین بیماری ها قرار داره .

به هر صورت بسیار بسیار بسیار خوشحالم که به وبلاگ حقیر من تشریف آوردید و با من صحبت کردید و حرف دلتون رو بهم گفتید . من از حضور شما اینجا متشکرم دوست جان مهربان قلب

هفته آینده هم کنکور ارشد می باشد ، به اندازه 2 - 3 فصل از هر کتابی خوندم به نظرم MIT قبولم

زندگیه دیگه چه میشه کرد ؟ نیشخند

خدایا شکرت من دوستانی دارم که هر دونه شون به اندازه یک الماس بزرگ ارزش دارن

شکرت چون تو رو دارم

شکرت چون دوستت دارم

شکرت چون هیچ کس نتونسته تو رو از من بگیره

شکرت چون خدایی دارم که واقعا بی همتاست

شکرت واسه ............. 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/۱٩ساعت ٤:٢٩ ‎ب.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

سلاااااااااااااااااااااام بر جمیع دوستان و غیره

این غیره اش بماند حالا حس ندارم توضیحات واضحات بدم نیشخند

ای روزگار قریب ، عجب داستانی شد این برنامه ثواب من بدبخت که تبدیل شده به کباب

هفته ی پیش بنابر عادت هر ساله پا شدم رفتم مراسم سبزی پاک بنمایی واسه مراسمات نذری و ... خلاصه که به سلامتی افتادم زمین وسط آشغال سبزی ها و پای مبارکم خورد به کشو میز و ... بعله دیگه همونجا قرمز شد مثل  لبو ، فرداشتم کبود شد مثل قیر خنده الآنم خوبه حالش ، نه ورم داره نه هیچی ولی تو کفش بزارمش از درد میرم تا طبقه 7 آسمون بر می گردم

دمپایی هم نمیشه پام کنم ، کلن به دلیل اینکه استخوان کف پام ( نزدیک شست پام ) خورده به کشو درد داره بد جور اگر انگشت های وسطی بود باز طوری نبود میشد یک طوری تحمل کرد ابله

آخ آخ الآنم که دارم می نویسم از بس درد داره هر 10 دقیقه اشک تو چشم جمع میشه نمی دونم چه داستانی شده این پای من ؟؟؟؟؟؟؟

خلاصه که پام درد می کنه ننه گریه نمی تونم درست راه برم ، اونا که می دونن من ام.اس دارم می گن : آخ آخ دیدی ؟؟ نگران توت جان داره میره رو به مشکلات و ناتوانی و ...

آخه کی یهو سر دو روز ناتوان شده من نمی دونم ؟ مگر مثل این چیزای جادویی باشه جادوش کرده باشن

خدا وکیلی آمدم ثواب کنم از هفته پیش تا الآن کباب شدم رفته پی کارش ، چه داستانی شد به سر من طفلی 

حالا جالبه دختر عمه جان میگه خوبه چون سبزی نذری بوده طوریت نشد و الا الآن باید پات شکسته بود !!!

اینم از عالم عجایب ، می بینید تو رو خدا ؟؟؟؟؟

خدایا شکر ، نمردیم و عالم عجایب رو دیدیم

خدایا شکرت من هنوزم می تونم خوب زندگی کنم ، چون خود مواظبمی

شکرت اون بالایی و هوام رو داری نمی زاری آب تو دلم تکون بخوره

خدایا ........................

خدایا بازم شکر

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٩ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

سلام بر جمیع دوستان خوب

اول کاری بگم من به دلیل اینکه معمولا هر هفته آپدیت می کنم ، نوشته هام زیاد میشه ، دیگه به بزرگی خودتون ببخشید دوست جان های مهربان قلب

به سلامتی ، یکشنبه خانم پرستار تماس گرفت و گفت : توت جان پاشو بیا اون آمپولت که خراب شده بود ، آمده بیا ببرش

خلاصه که من روز دوشنبه پاشدم رفتم انجمن و یک رسید امضا نمودم و اون دونه آمپولم رو گرفتم و یک سری کار داشتم اونجا انجام دادم و آمدم خونه مژه

این آمپول همون داستان اون روز بود که گفتم : سر سوزنش بسته بود و رفتیم سورنگ انسولین خریدیم و ...

خلاصه که پشتی بانی را کیف کردم در حد تیم ملی

خبر دیگه هم اینکه به سلامتی قیمت دارو به همون 323 هزار تومن فعلا تو بازار اینجا تصویب شده و کلی هم دوستان تو انجمن ... ناراحت

با اینکه دارو به قیمت 180 هزار تومن تصویب شده بود نمی دونم چرا داروخونه های اینجا اینطوری هستن ؟

خیلی بده وقتی میرم و می بینم یک عده هستن که به دلیل نداشتن هزینه نمی تونن دارو رو تهیه کنن ! آخه جالبه خیلی ها هستن اصلا بیمه نیستن !!!!!!! بعد از مبتلا شدن به بیماری های خاص ، میرن خودشون را بیمه می کنن

خداوکیلی مگر بیمه سالی چقدر هزینه می گیره که بعضی از دوستان حاضر نیستن خودشون و خانواده شون را بیمه کنن .

وقتی بنده ی خدایی رو دیدم که داره واسه خرج آرایشگاه عروسیش میره قیمت می گیره در حد 700 -800 هزار تومن دلم آتیش می گیره

ای بابا روزگاره بدیه ، قیمت طلا و سکه و ارز و ... من اصلا حوصله پی گیری این جور چیزا رو ندارم اینقدر دلم میخواد بزنم برم تو یک جایی که نه آدمی باشه نه خبری از چیزی که استرس رو بیاره تو دلم

خسته شدم از بس منتظر شنیدن خبر بد بودم ، دارو های ایرانی که تا دیروز رایگان بود حالا امروز باید ملت هزینه بدن اونم به خاطر این داروهای آرژانتینی هست که من نمی دونم چطور می تونن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خدایا شکر ، دلم می خواست زوده زوده زود بیام همونجایی که خودت می دونی ، حداقل از همه چیز خلاص میشم ، غیر از اینه ؟

خدایاشکرت ، محرم و صفر هم تموم شد ، امیدوارم حداقل تو این ماه تونسته باشم اونطوری که تو می خواهی زندگی کرده باشم

شکرت به خاطر ............

امیدوارم همین آرامشی که داره فعلا ، پا بر جا بمونه گرچه هنوزم گاهی حرفایی میزنه که ...

خدایا خودت خوب می دونی که من ................................. گریه

خدایا بهم صبر بده ، فقط همین ...

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٤ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

Design By : Pichak