خاطرات من و ام اس
قالب وبلاگ

سلاملیکم چشم

آقا من از دست این مسئولین گریه کنم ؟ بخندم ؟ برقصم ؟ قر بدم ؟ دست دست دست هورا

آقا من از دست مملکت زار بزنم ؟ روضه بخونم ؟ سرمو بکوبم به دیفال ؟ فحش بدم ؟ چه کنم ؟

شما بگو ! جان من شما بگو !!!

خدا وکیلی برم از دست کی به چه کسی شکایت کنم ؟ کلافه

نه خدا وکیلی دیگه !

آخه یکی نیست بگه خوب فلان فلان شده ی پدر آمرزیده ، تو با خواهر مادر خودت همچی می کنی ؟

نه جان من راستشو بگو ناراحت

آقا ما یک حمله که نمیشه گفت یک نیشگون از ام اس بعد از مدتها خوردیم دکترمون بهمون سیناکتن داد داروخونه هم زارت بهمون سیناکتن ایرانی داد که به طور کلی کاش نمیزدم !

ینی تمامی فیهاخالدونمو زد پاشوند به هم و بعد سه روز هم دستام از کار افتاد که حتی نمی تونستم موس رو بگیرم دستم گریه

بازم خوبه من هنوز زنده ام !!!!!!!! چند تا از بچه های انجمن مون زدن تشنج کردن !

آقا من همون شب که داروخونه دارو رو داد آمدم خونه دادم مادر گرام واسم تزریق کرد گفتم حالا چه فرق داره ؟؟؟ ولـــــش کن همین هم خوبه ایرانی خارجی نداره که بزن بش بده بره حوصله داری ؟ بیخیال خیلی هم با حاله و ...

خلاصه خودم سر خودمو گول مالوندم و زدم و در طی روزهای بعدی بن کلن ناک اوت شدم خنثی

بعدش دکتر مون نبودش مجبور شدم زنگ زدم پرستارم اوشون هم گفت برم یک سیناکتن دیگه بزنم ، منم رفتم داروخونه با کارت انجمن یک سیناکتن خارجی گرفتم تزریق کردم و 20 عدد هم گاباپنتین خارجی خریدم و خلاصه یک چیزی حدود 30 تومن پیاده شدم چون کل وجودم دچار مشکل شده بود ...

بازم خدا خیرش بده داروخونه فهمید من حالم خرابه داغونم زیاد گیر سه پیچ نداد بهم سریع آمپول رو داد.

منتها بنده یادم نبود، نشستم تخمه خوردم باد کردم 8 کیلو اضافه وزن پیدا کردم ولی الآن وزنم باز کم شده، البته 10 کیلو کم کردم به جا 8 کیلو خنده

خدایا شکرت این سیناکتن خارجی اثر کرد

خدایا شکرت داروخونه بهم دارو رو داد

خدایا شکرت من فعلا بهترم قلب

خدایا ............. افسوس

خدایا ...................... لبخند

[ ۱۳٩۳/۱۱/٢٩ ] [ ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ ] [ توت فرنگی ] [ نظرات () ]

سلاملیکم

حوصله ندارم هاااااااااا منتظر

نه خدا وکیلی چرا استرس با من همچین می کنه ؟ متفکر

هیچی دیگه رفتم یک کار ثوابی انجام بدم کباب شدم خفن نیشخند در حال انجام ثواب بودم خوردم زمین پای چپم از مچ به پایین شروع کرد به مور مور کردن که سه چهار روزی تحملش کردم بعدش دیگه دیدم فایده نداره رفتم دکتر بهمون کورتون داد خنثی

البته کورتون از نوع سیناکتن !

هر کی ام اس داره و یا از کورتون استفاده می کنه می دونه سیناکتن خیلی خفن نیست ولی من این سری افتضاح شدم با همین یک فینگیلی ابرو

دهنم که کلن تلخ شده ! خوابم مختل شد تازه کلی هم دچار فِسُردِگی مزمن شدم ضمن اینکه اشتهامم کور شده ناجور که فقط میل دارم نوشابه بخورم اونم از نوع سون آپ یا همون اسپرایت ! خنده

خلاصه که این چند روز بسکه تزریق بتافرون و تزریق سیناکتن داشتم نشیمنگاهم یک دچار درد شده قهقهه

 

نخند آقا نخند !!!

 

خدایا شکرت من هنوزم سرسخت ام و باید به اونچه که می خوام برسم

خدایا شکرت که هنوز اندازه کل آسمونا دوستم داری

خدایا شکرت بخاطر اینکه حمله نبود و یک هشدار کوچیک بود

خدایا شکرت به خاطر سرما و برف

خدایا ................

[ ۱۳٩۳/۱۱/٩ ] [ ٩:٤٦ ‎ب.ظ ] [ توت فرنگی ] [ نظرات () ]

سلااااااااااملیکم

به شما

به شما

و به شمــــــــــــــــــا دوست عزیز نیشخند

چطورین همه ؟ خوبین ؟؟؟؟

خدا رو شکر

الحمد ا... قلب

منم خوبم ! ینی خوب شدم ، از کی ؟ از وقتی رفتم کوه و چشمم به جمال خوش برف منور شد هورا

ینی اینقد ذوقمرگم که نگو خنده

حالا داستان :

جمعه 19 دی با گروه ایکس رفتیم کوه یک برنامه سبک دره نوردی و خلاصه من صبح چون خسته بودم چشام رفت رو هم و خوابیدم داغــــــــــون !! بعدش بیدار شدم رسیده بودیم مقصد، پیاده شدم دیدم بـــــــــــــــــــــــــــــــــه که چه برفی اومده و در حال بارش می باشد از خود راضی

همینطوری رفتیم و رفتیم رسیدیم به محل صبحانه همچنان در حین صبحانه خوردن هم برف می بارید و ما بساط صبحانه مون پر از برف هم میشد علاوه بر وسایل صبحانه نیشخند خلاصه که بعد از صرف صبحانه باز رفتیم و رفتیم و رفتیم تا رسیدیم به آبشار که فوق العاده زیبا بود و وقتی کنارش می ایستادیم که عکس بگیریم آب همچین می خورد به سر و صورت مون که احساس می کردیم تگرگ داره می باره !!!

منطقه بکر و دوست داشتنی و بسیار زیبا و از همه مهم تر هوای پاک و بدون دود و عالی که اصلا هیچ کجای شهر همچین هوایی نداره . . .

منظره های فوق العاده زیبا و دوست داشتنی و برف فراوون و مه رقیق و لذت بخش و بعد از کلی عکس گرفتن و چند دقیقه ای کنار آبشار موندن به یک منطقه رسیدیم که میشد راحت برف بازی کنیم و عالی بود اون قسمت برنامه خنده

خیلی کیف داد ، ینی توی عمرم اینهمه خوشحال نشده بودم قلب

بعد از اینکه برفها رو خوب به هم ریختیم دوباره برگشتیم جایی که صبحانه خورده بودیم و ناهار رو آماده کردیم و خوردیم ولی عجب هوای داغون سردی بود و من اشتباه کردم کفشهام رو در آوردم پاهام یخ زدش خنثی

خلاصه فکر می کنم ساعت 4 عصر خونه بودم و یک دوش آب گرم حسابی خستگی ها رو از بدنم خارج کرد.

البته چون گروه می دونه که من ام اس دارم متاسفانه گاهی حرفای مسخره ای بهم میزنن ولی کیه که تحویل بگیره ؟؟؟ نیشخند

خدایا شکرت که بازم منو بردی به طبیعت بسیار زیبا و دوست داشتنی ت لبخند

خدایا شکرت که به من اجازه می دی توی کوه نفس بکشم قلب

خدایا شکرت که توی همه ی شادی هام از یادم نمی ری و توی غمهام بیشتر پیشمی بغل

خدایا شکرت به خاطر وجود .......... لبخند

خدایا ........................................ لبخند

[ ۱۳٩۳/۱٠/٢٠ ] [ ٦:۳٥ ‎ب.ظ ] [ توت فرنگی ] [ نظرات () ]

مهر رخشا نکوترین چهر است
شب یلدا تولد مهر است
این همایون شب خیال انگیز
هست درآخرین شب پاییز
بیخ وبن در حماسه گستردست
در نهادش حماسه پرور دست
لفظ یلدا اگر چه سریانیست
شب مهرآفرین ایرانی ست . . .
شب یلدا ، این شب زایش مهر و میترا ، شب زایش نور و روشنائی
بر تو ایرانی مبارکنیشخند

[ ۱۳٩۳/٩/۳٠ ] [ ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ ] [ توت فرنگی ] [ نظرات () ]

سلام به همگی

چطورین ؟ خوبین ؟

خدا وکیلی من که خوبم صدها هزار برابر شکر که به کوری چشم بعضی ها هنوز شادم نیشخند

اینقد شادم کلن این چند وقته اتفاقات خوشایندی واسم افتاده در حد مرگ خوشحالم کرده خنده

اول اینکه دو هفته پیش رفتم قله فتح کردم ذوق دارم الان چون به هیچ احدی اجازه ندادم واسم دل بسوزونه و وسایلم رو واسم بیاره بالا و خودم وسایلمو بردم و آوردم خنثی

 

دوم هم اینکه هوراااااااااااااااااااا دستگاه جدید تزریقم رو روز پنج شنبه هفته گذشته ینی 13 آذر تحویل گرفتم و بعد از 4 سال دوباره میخوام برخی از نقاط رو با دستگاه بزنم نیشخند

اینم عکسش :

 

این خوبیش این هست که عمق تزریق رو تعیین می کنه آدم بعدش با خیال راحت میزنی و ...

البته من هنوز یکدفعه بیشتر ازش استفاده نکردم چون کلن دستگاه سوزن رو یکدفعه پرت میکنه بیرون ولی مراحل تزریق با آرامش انجام میشه آخرشم زنگ میزنه خنده بعدش سوزن رو میکشه بیرون 

خلاصه باحاله منم باهاش حال کردم همون یکدفعه هم که زدم

خدایا شکرت بخاطر ینکه امروز بهم قدرت دادی تا اون کار خاص رو انجام بدم قلب

خدایا شکرت که بهم اجازه میدی شکرت کنم لبخند

خدایا بسیار سپاس برای اینکه بهم اجازه میدی به تو تکیه کنمماچ

خدایا .............. ناراحت

[ ۱۳٩۳/٩/٢۱ ] [ ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ ] [ توت فرنگی ] [ نظرات () ]

سلاملیکم به ملت همیشه در صحنه

خوبین شما ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

به جان خودم من موندم آخه چرا این همه ماها مُرده پرستیم ؟؟

خدا وکیلی من موندم واسه چی آخه ؟

همه ایران دیگه می دونن آقای مرتضی پاشایی عزیز فوت شدن منتها خود بنده به شخصه اصلا ایشون رو نمیشناختم چون اینقدر این چند ماه اخیر درگیری های روحی و جسمی و مسائل مختلفت واسم پیش آمده که وقت اینکه بخوام دنبال بکنم اخبار رو نداشتم به قول یکی از دوستان زندگی خودم کلی اخبار هیجانی داشت خنثی

به هر جهت خدایش بیامرزد امیدوارم خدا از سر تقصیرات ما هم بگذره ...

اینقدر گیجم و چشمم درد داره دیگه اصلا حال و حوصله هم هیچی رو ندارم

راستش این روزها بیشتر حسرت زندگی آدم های سالم رو می خورم، به قول یک دوست جانی کامنت گذاشتن واسم خدا می خواسته امتحانم کنه ولی حقیقتش منم گاهی خسته میشم ...

کلن وقتی آدم زیاد می خنده همه احساس می کنن غم توی زندگیش نداره طرف اصلا مهم نیست من حتی به اونم می خندم بزار بگن دلم غم نداره خنده

خدایا شکرت خندیدن رو ازم نگرفتی لبخند

خدایا شکرت هنوزم دوستم داری و مواظبمی قلب

خدایا .............. ناراحت

خدایا دلم واسه تو می سوزه که همه ی شب و روز حواست به منه و من گاهی غافلم از تو ناراحت

خدایا .............. نگران

[ ۱۳٩۳/۸/٢٦ ] [ ٩:۱٦ ‎ب.ظ ] [ توت فرنگی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یک بیمار MS هستم که از اردیبهشت 89 متوجه بیماریم شدم ، با همه توانم دارم باهاش مبارزه می کنم و سعی می کنم آینده ای روشن تر از نور واسه خودم بسازم ... خدایا شکرت ...
نويسندگان
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
امکانات وب

ایران رمان