خاطرات من و ام اس

سلام

چطورین همگی ؟

من که خوبم خداروشکر به قول یکی الحمدالله نیشخند

چند روز پیش یکجا دیدم نوشته صدای امواج در فضا که توسط ناسا ضبط شده و ... یکم گوش کردم خیلی شبیه آهنگ بود قلب

نمی دونم هر کسی تعبیری داره از این موضوع ولی من فکر می کنم امواج مثبت و منفی ای که ما از خودمون به اطراف پخش می کنیم باعث بوجود آمدن همچین صداهایی میشه!

یکی می گفت شاید صدای ارواح باشه که با هم دارن ارتباط برقرار می کنن، نمی دونم به هر حال چیز جالبی بود، البته بی ربط نیست که بگم یک فایل صوتی تقریبا در همین زمینه گوش داده بودم که یک آقایی می میره و بعد از نیم ساعت دوباره به زندگی برمیگرده! حالا به جزئیات توضیحاتش کاری ندارم ولی اونم تقریبا همین موارد رو تکرار می کرد که شما خودتون منبع پرتوهای انرژی هستید خشم و ناراحتی و خنده و ... وقتی به کائنات میره بازخوردش همونه که خودتون ساختید.

تو اون فایل صوتی ناسا من صداهای خشن و ناهنجاری می شنیدم که با خودم حدس زدم شاید ارتعاشات منفی و بدی هست که ما می سازیم مثل همین غیبت کردن خنثی یا مثلا جنگ و دعواهای بیخودی مثا سر اینکه چرا شبکه تلویزیون رو عوض کردن و ...

بیایید مثبت فکر کنیم لبخند

خدایا شکرت من دارم به هدفم میرسم

خدایا شکرت بخاطر زندگی خوب و آرومم

خدایا شکرت بخاطر وجود خودت در زندگیم که منبع انرژی مثبت و مایع آرامشی

خدایا ..........

خدایا ............................

نوشته شده در ۱۳٩٥/٦/٢٧ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

آقا سلاملیکـــــــــــــــــــــــم هورا

تولدم مباررررررررررک بغل

من امروز دیده به جهان گشودم

جهان را منور نمودم

کلی شادی وارد دنیا کردم خنده

آخ آخ اول بسم ا... که وارد دنیا شدم حال گیری کردم، از روز اول دلم می خواست همون باشم که خودم دوست دارم !!

کل فامیل و مادر و پدر و دوست و آشنا به مامانم می گفتن بچه تون پسره خنثی دنیا که آمدم همه ضایع شدن نیشخند

منو هیشکی نمی تونه بشکنه !!!

البته خیی وقتها غمگین شدم اما اجازه ندادم غم بهم غلبه کنه و رفتم جلو بیست بار هم شکست خوردم ولی دفعه بیست و یکم پیروز شدم و این عالیه

امروز روز تولدم هست من خیلی خوشحالم از دیشب همینطوری تند و تند کادو تولد واریز میشه به حسابم آقا شماره حساب میدم هرکی حال می کنه به حسابم وجه مورد نظر رو بریزه من پذیرا می باشم نیشخند

راستی کار جدیدم رو به خودم تبریک می گم ! از بس رفتم با حسن و حسین و تقی و نقی سر کله زدم و مصاحبه کردم و هی گفتن نه و نوچ و اینا خودم کار آفرینی کردم در منزل و بسیار هم خوب شد واسم چون تو خونه کار کنم حداقل پول رفت و آمد نمیدم و این کلی به نفع ام هست.

چارصد و چلو شیش بارم هی بهم زنگ زدن گفتن بیا نتورک مارکتینگ گیر سه پیچ داده بود یک بنده خدایی بیا تو انرژی داری تو پتانسیل داری فلان خنده آخه بابا من  الآن درآمدم خوبه زندگی خودم می چرخه تازه دارم حقوق هم میدم به ملت ...

چرا آدم باید بشینه منتظر تا یکی واسش کار درست کنه و همش چشمش به این باشه که حقوقش رو کی میدن ؟؟؟ خنثی اونم با این نظام کاری افتضاح که کارفرما ها اکثرا کلاه برداری می کنن نه بیمه رد می کنن نه حقوق درست درمون میدن تازه طلبکار هم هستن...

خدایا شکرت بخاطر اینهمه شادی های ریز و درشت زندگیم

خدایا شکرت بخاطر اینکه همیشه پشت و پناهم تو بودی و بس

خدایا شکرت بخاطر زندگی شیرینی که بهم دادی و من تازه می فهمم ام.اس چقدر هم خوب بوده واسم

خدایا .........................لبخند

خدایا ................................

نوشته شده در ۱۳٩٥/٦/٩ساعت ٦:٥۳ ‎ب.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

سلاااااااااااااااملیکم هورا

آقایون خانمها، امروز تولد وبلاگم می باشــــــــد من از همین تریبون اعلام می کنم خیلی خوشحالـــــــــــم و به مناسبت تولد وبلاگم رفتم کافیشاپ کیک و دمنوش به لیمو خوردم جای همگی خالــــــــــــی نیشخند

قالب وبلاگم رو هم واسه تولدش عوض کردم کادو تولدش می باشد قلب

خدایا شکرت بخاطر اینکه منو دوست داری و هنوزم برام پارتی بازی می کنی قلب

خدایا .............

خدایا ..........................

نوشته شده در ۱۳٩٥/٥/۸ساعت ۸:٠٢ ‎ق.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

سلام

حالم خوب نبود راستش فـــِسُردگی مزمن داشتم چند روز تا اینکه گفتم هی توووووووت پاشو ببینم تا کی می خواهی زانوی غم بغل بگیری ؟ هیشکی نمیاد کمکت دیوانه !!!

خلاصه از جایگاهم بلند شدم و رفتم دنبال تلاش مجدد واسه ساختن چیزایی که دیگران خرابش کرده بودن لبخند

البته من نه کسی رو نفرین می کنم نه می بخشم، فقط همه چیز رو میسپارم به دست خدا، خودش می دونه با بنده هاش چه کنه ...

مهم نیست چه مشکلی واسه ی من بوجود آورده بودن، مهم اینه که منو زدن و شکستن و تقریبا نابودم کردن، ولی من بعد از مدتی که گذشت تقریبا یک هفته و چند روز بلند شدم و تلاشی دوباره رو شروع کردم تا همه بفهمن تا من زنده ام کسی نمی تونه منو شکست بده مگر خدا !!! 

خدایا شکرت روحیه ام رو دوباره بدست آوردم

خدایا شکرت به خاطر اینکه تقریبا تو امتحاناتت پیروز میشم

خدایا .....................

خدایا ...........

نوشته شده در ۱۳٩٥/٤/۳۱ساعت ۸:٢۸ ‎ق.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

سلاملیکم

چطورین همگی ؟

من که کارم از ذوب شدن گذشته در حال تبخیر ام خنده

خداییش خعلی گرمه خنثی تابستون چیکار کنیم ؟؟؟؟

یکمی جدیدا گرمم که میشه چشم چپم شروع می کنه به تیر کشیدن و درد خفن، به دکترم گفتم برگشت گفت هیچیت نیست مشکلی نداری تو گرما نرو، یعنی در همین حد معاینه عمیق کرد منو نیشخند

نمی دونم دقیقا دکترها چرا اینقدر خلاصه اند ؟؟؟ کلن MP3 معاینه می کنن چرا؟؟؟

آقا من به علت بیکاری رجوع کردم به کسب و کار اینترنتی و یک سایت طراحی کردم خفن کلی چیز میز هم گزاشتم واسه فروش هیشکی چیزی نخرید تو فکرش بودم برم جمعش کنم بره پی کارش که یـــــــــــک فکر بکر رسید به کله ام، رفتم تو اینستاگرام واسش تبلیغ زدم خیلی خوب شد حداقل هفته ای یک خرید از سایتم انجام میشه نیشخند

بازم خدارو شکر که این خارجی ها هستن راههای کسب درآمد مون رو می تونیم با کمک اونها توسعه بدیم

 

29 اردیبهشت روز تشخیص ام اس من بود خنثی 5 خرداد هم روز جهانی مون بود و 7 خرداد هم جشنواره غذا !!!!

اینقدر استرس به من وارد کردن واسه جشن غذا که شنبه 8 خرداد یک سیناکتن نوش جان کردم. یکی نیست بگه به تو چه آخه می دویی دنبال اینطور کارا ؟؟؟؟

روانی ام دیگه کلن خوشم میاد برا خودم دردسر درست کنم

ولی تقریبا 5 - 6 میلیون پول جمع شد برای داروی بیماران و چسب زخم بستر و همچنین ایزیلایف برای بیماران ناتوان

خدایا شکرت که به من توفیق دادی تا بتونم به بیمارا کمک کنم

خدایا شکرت که کمی پول جمع شد تا بتونیم یکمی به بیمارا کمک کنیم

خدایا ............... 

خدایا ....................... 

نوشته شده در ۱۳٩٥/۳/٢۱ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

سلاااااااااااملیکم

چطورین ؟

بارون میاد هنوزم ؟ نیشخند

ایول تازه امسال بعد ار سالها معنای بهار رو واقعا حس کردم از ته عمق وجودم، بسکه بارون بارید خدا رو شکر قلب

امروز با همکاران عزیزم هوس کیک خامه ای کردیم خنثی حالا هیشکی هم نمیرفت کیک بخره خلاصه روز مون تموم شد و من مثل همیشه تنها رفتم کافیشاپ و به علت نداشتن بودجه مورد نظر فقط دمنوش سفارش دادم خنده

آقا پس از لحظاتی که دمنوش منو آوردن یکدفعه دیدم یــــــــــــــــک کیک خفن هم آوردن گزاشتن بیخ دمنوشم و گفت : این اشانتیون تون هست چشمک

یعنی خودمو کلی فحش دادم کاش یک چیز دیگه از خدا می خواستم قهقهه

خیلی حال کردم ولــــــــــــی !!!

این روزها وقتی آمپول میزنم بدجوری تب می کنم نمی دونم چرا ؟  گاهی دلم می خواد دیگه آمپولمو قطع کنم بزارم کنار دیگه نزنم ولی از یک طرف هم ترس از حمله های بعدی منو اذیت می کنه، واقعا گاهی از تب کردن های مکرر خسته میشم.

البته دیگه جا هم نمونده روی بدنم خنده همه جاش مثل قاشق شده گودی گودی ولی خوب چه میشه کرد ؟

فقط خدا رو شکر می کنم واسه تمام داده هاش و نداده هاش که داده هایش نعمت است و نداده هایش حکمت لبخند

خدایا شکرت به خاطر بارون بهاری

خدایا شکرت به خاطر اینکه مواظب دل من هستی

خدایا شکرت به خاطر اینکه خیلی هوامو داری

خدایا ....................

نوشته شده در ۱۳٩٥/٢/٢٢ساعت ٦:٥۳ ‎ق.ظ توسط توت فرنگی نظرات ()

Design By : Pichak