خاطرات من و ام اس
امیدوارم لحظات خوبی در این سایت داشته باشید .....

کاربر مهمان، خوش آمديد!


درباره :من یک بیمار MS هستم که از اردیبهشت 89 متوجه بیماریم شدم ، با همه توانم دارم باهاش مبارزه می کنم و سعی می کنم آینده ای روشن تر از نور واسه خودم بسازم ... خدایا شکرت ...
پروفایل مدیر : توت فرنگی







عمر من ؟

نوشته شده توسط توت فرنگیدر تاریخ ۱۳٩٤/٦/۸

سلام به همه

احوال پرسی نمی کنم چون می دونم همه تون ماشاءالله خوب و خوش و سلامتین قلب

منم هــــــــــــــی بدک نیستم !

دارو گرون شد باز ارزون شد باز گرون شد باز ارزون شد خدا وکیلی ما نفهمیدیم توافق هسته ای انجام شد که تأثیر بزاره روی داروی ما ؟ ابرو

آقا ما نخواستیم خوب بشیم ، بزار مردم تند و تند بچه به دنیا بیارن جمعیت کنترل شه مسئله مهم تری هست تا سلامت نیگه داشتن نسل جوانی که الآن باید فعالیت کنن!

بوخوداااااااااااااااااا اگه دروغ بگم ...

وارد جزئیات نمیشم فقط فعلا از اینکه دولت من اصلا به فکر من بیمار ایرانی نیست و داروی خارجی منو به بهانه وجود مشابه ایرانی هر جور دلش می خواد توزیع می کنه ناامیدم ...

خدایا شکرت من و خیلی دوست داری

خدایا شکرت به خاطر اون چیزایی که تو این یک ماهه بهم دادی

خدایا شکرت به خاطر همه ی امروز و روزهای گذشته ی زندگیم

خدایا ................


کلمات کلیدی :شکر خدایی می کنم که بی هم تاست، بتافرون گرون شد یا ارزون ؟، بتافرون 900 هزار تومن، بتافرون 550 هزار تومن
نظرات ()




من اومدم :D

نوشته شده توسط توت فرنگیدر تاریخ ۱۳٩٤/٥/٢۳

سلاملیکم

چطورین همگی ؟؟؟؟؟؟؟؟

من زنده ام خنثی

والا !!! به جان خودم داشتم اشهد ام رو می خوندم غزل خدافظی و از این چیزا ...

چند روز پیش رفتم استخر با اینکه اصلا خودم رو خیس نکردم و داخل آب نرفتم و دوش نگرفتم و ... فقط از وسایل بدنسازی استفاده کردم احتمالا اونجا از یکی سرما خوردگی گرفتم تب و لرز شدید خفن اصلا یک وضع داغونی بود یک ساعت با قرص استامینوفن خوب بودم دوباره تب و لرز و ... به حدی که دو تا لباس پوشیدم رفتم زیر پتو همه بدنم مثل بید مجنون می لرزید اصلا حالم خوب نبود سرمم گیج شده بود تب و گلو درد چرکی و خلاصه شب موقع خواب گفتم این دیگه چطور مردنی شد  ؟؟؟ گریه بدم میاد اینقدر از این مدل مردن ها که آدم درد بکشه !! چه کاریه خوب ؟؟؟؟؟ یهو بگیر بخواب صبح بیدار نشو دیگه نیشخند

خلاصه من صبح باز بیدار شدم ولی حالم بد بود سر کار نرفتم البته هنوز یک ذره داغ بودم و کپسول آنتی بیوتیک شروع کردم به مصرف کردن ولی تو عمرم اینهمه قرص مسکن نخورده بودم  خنده خیلی حالم ناجور شده بود ولی حالا خوبم هوراااااا هورا

با یکی صحبت می کردم فرتی بدون فکر برگشت گفت آمپول زدی تب کردی چشم خواستم بهش بگم آخ آخ خوب شد گفتی یادم نبود خنثی چرا ملت همیشه در صحنه اینقدر ادعای فضل می کنن خوب ؟ ابله

خدایا شکرت من زنده شدم باز بیام شکرت کنم بهت غر بزنم

خدایا شکرت من الآن حالم خوبه

خدایا شکرت بخاطر شرایط فعلی زندگیم

خدایا شکرت بخاطر ..................

خدایا ..........................


کلمات کلیدی :گلو درد چرکی، تب و ام اس، تب و لرز و ام اس، بیماری ام اس ( multiple sclerosis )
نظرات ()




تولدش مباررررررررک :D

نوشته شده توسط توت فرنگیدر تاریخ ۱۳٩٤/٥/۸

سلاااااااااملکیم بغل

چطورین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من خوبم ویک جورایی دارم اساس کشی می کنم البته بماند از کجا به کجا ولی تقریبا نیمه خوشحالم خنده

البته اساس کشی به اون صورت که در اصطلاح عامیانه است، خیر از یک نوع دیگش !!!

خلاصه هی می شینم زانوی غم می گیرم بقلم گریه می کنم تند تند هی شاد می شم ذوق مرگ بلند میشم می رقصم متفکر

خدا شفا بده همه بیماران رو نیشخند

قرض از آپدیت کردن :

 

آقــــــــــــــــا خانــــــــــــــــم وبلاگم امروز تولدش می باشــــــــــــــــد هورا

لی لی لی لی لی لی لی هوراقلب

هورااااااااا نمی دونم چند سالش شد  ولی به نظرم 5 ساله شده و این عالیه عالــــــــــــی که 5 ساله این دختر خوشگلم رو دارمش قلب

خیلی دوستش دارم تو یکی دو روز آینده هم به علت پنجمین سالگرد تولدش قالب وبلاگ رو عوض می کنم کاری که همیشه می کردم.

توت دوستت داره وبلاگ عزیزم عاشقته با تو زندگی می کنه ، پس مواظب خودت باش خانم کوچولو مژهبغل

 

خدایا شکرت بخاطر اینکه اینهمه حواست به منه و منو از همه بنده هات بیشتر دوست داری

خدایا ازت ممنونم بخاطر همه روزهای قشنگی که واسم ساختی

خدایا شکرت بخاطر اینکه داری قدرت مبارزه کردن با این قضیه رو بهم می دی

خدایا شکرت بخاطر ..................

خدایا .....................................


کلمات کلیدی :تولدت مبارک، تولدت وبلاگم مبارک، وبلاگ خاطرات من و ام اس، وبلاگ دوست داشتنی من
نظرات ()




در مصرف آب صرفه جوییم ؟؟؟

نوشته شده توسط توت فرنگیدر تاریخ ۱۳٩٤/٤/٢۸

سلاملیکم

آقا من امروز از سر کله سحر تا الآن کلی داستان واسم پیش آمده متفکر

داستان شماره 1: تو خواب ناز بودم نمی دونم خواب چی می دیدم کلن یادم نیست ولی فهمیدم ساعت 5 صبح هست بیدار شدم از خواب چون عادت دارم صبح تزریق کنم آمپول رو آماده کردم بزنم دیدم صدای شُرشُر آب میاد احساس کردم شاید همسایه مون داره حیاط میشوره یا رفته حمومی چیزی نیشخند

تزریق کردم آمدم بخوابم دیدم نه مثل اینکه کلن لوله ای چیزی ترکیده !! رفتم تو اتاق مامان بابام دیدم شدید غرق خواب هستن دلم نیامد بیدار کنم رفتم با گوشیم زنگ زدم به اتفاقات آب میگم لوله ترکیده پاشید بیایید نیگاهی کنید ببینید چی شده ؟

برگشته میگه چون خونه شخصی هست ما کاری نمی تونیم بکنیم از تماس شما سپاسگزارم خنثی

منم برگشتم گفتم خوب پس بنر به در و دیوار شهر نزنین که 5 دقیقه دوش بگیر و فلان ...

نمی دونم این دیگه صیغه ای هست ؟

خلاصه که ساعت 7 رفتم مامان بابام رو بیدار کردم دیگه پاشدن یک کاری کردن آخر و باز مامانم زنگ زد اتفاقات آب که دیگه این سری آمدن آب خونه طرف رو بستن کل ساختمون 6 واحدی هیشکی توش نبود چشم

دلم خنک شد و خوابیدم باقیه داستانهای هم باز پشت بندش واسم پیش آمد خیلی مهم نیست ولی خنده دار که اندازه یک استخر قشنگ آب رفت تو چاه هیشکی هم هیچ کاری نکرد ...

خدایا شکرت حداقل بازم تونستم جلو هدر شدن بیشتر آب رو بگیرم لبخند

خدایا شکرت منو بیدار کردی قلب

خدایا شکرت واسه اون اتفاق دومی چشمک

خدایا شکرت بخاطر ............. ناراحت

خدایا ....................... ناراحت


کلمات کلیدی :آب را گل نکنید، مصرف آب، صرفه جویی در مصرف آب، ترکیده گی لوله آب
نظرات ()




من و بازارچه غذا مون

نوشته شده توسط توت فرنگیدر تاریخ ۱۳٩٤/۳/۱۱

سلاملیکم به همگی نیشخند

من خوشحالم می دونید چرا ؟

چون بالاخره موفق شدم بعد از 5 سال ابتلا به ام اس با همت خودم و یکی از دوستان گلم (ن.ط) و گروه کوهنوردی که باهاشون میرم کــــــــــــــوه یک بازارچه غذا راه بندازم و کلی فروش داشته باشیم ...

ایــــــــــــــــــول به همت خودم و دوستام و کمک خدای بزرگ که اینهمه دوستم داره قلب

حالا بماند چند میلیون تومن فروش داشتیم ولی مهم این بود که بازارچه ام راه انداختم و کلی هم حال داد و کلی هم ام اس رو به مردم معرفی کردیم و کلی هم خوش گذشت ینی اینقدر خوب بود که از جشن روز جهانی مون هم بهترتر بودش خنده

خدایا شکرت این برنامه ام هم به خوبی تموم شدلبخند

خدایا شکرت که همیشه مواظبم هستیلبخند

خدایا شکرت با اینکه من گاهی ازت گله می کنم ولی تو بازم پیشم می مونی و دوستم داریلبخند

خدایا شکرت که شش دنگ حواست به منه لبخند

خدایا ........................ لبخند


کلمات کلیدی :شکر خدایی می کنم که بی هم تاست، جشنواره غذا به نفع بیماران ام اس، من و اهدافم، بیماری ام اس ( multiple sclerosis )
نظرات ()




خرداد و روز جهانی ما !!

نوشته شده توسط توت فرنگیدر تاریخ ۱۳٩٤/۳/٧

سلااااااااملیکم

خوبین همگی ؟؟؟؟؟

ایول که خوبید نیشخند

آقا روز چهارشنبه همین هفته روز جهانی من بود ، روز جهانیم مبارک زبان

منو دوستم دیوانه شدیم برای جشن، هزار دفعه رفتم بازار اینو بخر اونو بخر دو تا رول روبان خریدیم و کلی از این شرشره های برقی برقی رنگی رنگی خنده جشنواره غذا هم راه انداخیتم و ....

خلاصه اندازه یک عروسی خرج کردیم واسه جشن و جشنواره غذا مون ابله

جشن روز جهانی مون که به سلامتی و خوشی تموم شد و خیلـــــــــــــــــــــی هم خوشگل برگزار شد، همه لباس نارنجی و روبان نارنجی و ... خلاصه که یکدست و خوب بود و هماهنگی بی نظیری بود قلب

باز واسه جشنواره غذا مون میام اخبارش رو درج می کنم نیشخند

خدایا شکرت جشن مون به خوبی تموم شد

خدایا شکرت ما رو اینهمه دوست داری

خدایا شکرت به خاطر همه ی آزمون هایی که از من می گیری

خدایا .............................


کلمات کلیدی :زندگی با ام اس، روز جهانی ام اس، جشنواره غذا به نفع بیماران ام اس، ام اس و غذا
نظرات ()




مطالب پیشین



Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by http://ruzegaran.persianblog.ir
Design By : wWw.Theme-Designer.Com