خاطرات من و ام اس
قالب وبلاگ

سلاااااااااملکیم بغل

چطورین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من خوبم ویک جورایی دارم اساس کشی می کنم البته بماند از کجا به کجا ولی تقریبا نیمه خوشحالم خنده

البته اساس کشی به اون صورت که در اصطلاح عامیانه است، خیر از یک نوع دیگش !!!

خلاصه هی می شینم زانوی غم می گیرم بقلم گریه می کنم تند تند هی شاد می شم ذوق مرگ بلند میشم می رقصم متفکر

خدا شفا بده همه بیماران رو نیشخند

قرض از آپدیت کردن :

 

آقــــــــــــــــا خانــــــــــــــــم وبلاگم امروز تولدش می باشــــــــــــــــد هورا

لی لی لی لی لی لی لی هوراقلب

هورااااااااا نمی دونم چند سالش شد  ولی به نظرم 5 ساله شده و این عالیه عالــــــــــــی که 5 ساله این دختر خوشگلم رو دارمش قلب

خیلی دوستش دارم تو یکی دو روز آینده هم به علت پنجمین سالگرد تولدش قالب وبلاگ رو عوض می کنم کاری که همیشه می کردم.

توت دوستت داره وبلاگ عزیزم عاشقته با تو زندگی می کنه ، پس مواظب خودت باش خانم کوچولو مژهبغل

 

خدایا شکرت بخاطر اینکه اینهمه حواست به منه و منو از همه بنده هات بیشتر دوست داری

خدایا ازت ممنونم بخاطر همه روزهای قشنگی که واسم ساختی

خدایا شکرت بخاطر اینکه داری قدرت مبارزه کردن با این قضیه رو بهم می دی

خدایا شکرت بخاطر ..................

خدایا .....................................

[ ۱۳٩٤/٥/۸ ] [ ۸:۳۳ ‎ق.ظ ] [ توت فرنگی ] [ نظرات () ]

سلاملیکم

آقا من امروز از سر کله سحر تا الآن کلی داستان واسم پیش آمده متفکر

داستان شماره 1: تو خواب ناز بودم نمی دونم خواب چی می دیدم کلن یادم نیست ولی فهمیدم ساعت 5 صبح هست بیدار شدم از خواب چون عادت دارم صبح تزریق کنم آمپول رو آماده کردم بزنم دیدم صدای شُرشُر آب میاد احساس کردم شاید همسایه مون داره حیاط میشوره یا رفته حمومی چیزی نیشخند

تزریق کردم آمدم بخوابم دیدم نه مثل اینکه کلن لوله ای چیزی ترکیده !! رفتم تو اتاق مامان بابام دیدم شدید غرق خواب هستن دلم نیامد بیدار کنم رفتم با گوشیم زنگ زدم به اتفاقات آب میگم لوله ترکیده پاشید بیایید نیگاهی کنید ببینید چی شده ؟

برگشته میگه چون خونه شخصی هست ما کاری نمی تونیم بکنیم از تماس شما سپاسگزارم خنثی

منم برگشتم گفتم خوب پس بنر به در و دیوار شهر نزنین که 5 دقیقه دوش بگیر و فلان ...

نمی دونم این دیگه صیغه ای هست ؟

خلاصه که ساعت 7 رفتم مامان بابام رو بیدار کردم دیگه پاشدن یک کاری کردن آخر و باز مامانم زنگ زد اتفاقات آب که دیگه این سری آمدن آب خونه طرف رو بستن کل ساختمون 6 واحدی هیشکی توش نبود چشم

دلم خنک شد و خوابیدم باقیه داستانهای هم باز پشت بندش واسم پیش آمد خیلی مهم نیست ولی خنده دار که اندازه یک استخر قشنگ آب رفت تو چاه هیشکی هم هیچ کاری نکرد ...

خدایا شکرت حداقل بازم تونستم جلو هدر شدن بیشتر آب رو بگیرم لبخند

خدایا شکرت منو بیدار کردی قلب

خدایا شکرت واسه اون اتفاق دومی چشمک

خدایا شکرت بخاطر ............. ناراحت

خدایا ....................... ناراحت

[ ۱۳٩٤/٤/٢۸ ] [ ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ ] [ توت فرنگی ] [ نظرات () ]

سلاملیکم به همگی نیشخند

من خوشحالم می دونید چرا ؟

چون بالاخره موفق شدم بعد از 5 سال ابتلا به ام اس با همت خودم و یکی از دوستان گلم (ن.ط) و گروه کوهنوردی که باهاشون میرم کــــــــــــــوه یک بازارچه غذا راه بندازم و کلی فروش داشته باشیم ...

ایــــــــــــــــــول به همت خودم و دوستام و کمک خدای بزرگ که اینهمه دوستم داره قلب

حالا بماند چند میلیون تومن فروش داشتیم ولی مهم این بود که بازارچه ام راه انداختم و کلی هم حال داد و کلی هم ام اس رو به مردم معرفی کردیم و کلی هم خوش گذشت ینی اینقدر خوب بود که از جشن روز جهانی مون هم بهترتر بودش خنده

خدایا شکرت این برنامه ام هم به خوبی تموم شدلبخند

خدایا شکرت که همیشه مواظبم هستیلبخند

خدایا شکرت با اینکه من گاهی ازت گله می کنم ولی تو بازم پیشم می مونی و دوستم داریلبخند

خدایا شکرت که شش دنگ حواست به منه لبخند

خدایا ........................ لبخند

[ ۱۳٩٤/۳/۱۱ ] [ ۸:۳٢ ‎ق.ظ ] [ توت فرنگی ] [ نظرات () ]

سلااااااااملیکم

خوبین همگی ؟؟؟؟؟

ایول که خوبید نیشخند

آقا روز چهارشنبه همین هفته روز جهانی من بود ، روز جهانیم مبارک زبان

منو دوستم دیوانه شدیم برای جشن، هزار دفعه رفتم بازار اینو بخر اونو بخر دو تا رول روبان خریدیم و کلی از این شرشره های برقی برقی رنگی رنگی خنده جشنواره غذا هم راه انداخیتم و ....

خلاصه اندازه یک عروسی خرج کردیم واسه جشن و جشنواره غذا مون ابله

جشن روز جهانی مون که به سلامتی و خوشی تموم شد و خیلـــــــــــــــــــــی هم خوشگل برگزار شد، همه لباس نارنجی و روبان نارنجی و ... خلاصه که یکدست و خوب بود و هماهنگی بی نظیری بود قلب

باز واسه جشنواره غذا مون میام اخبارش رو درج می کنم نیشخند

خدایا شکرت جشن مون به خوبی تموم شد

خدایا شکرت ما رو اینهمه دوست داری

خدایا شکرت به خاطر همه ی آزمون هایی که از من می گیری

خدایا .............................

[ ۱۳٩٤/۳/٧ ] [ ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ ] [ توت فرنگی ] [ نظرات () ]

سلام

چطورین شما ها ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من که رفتم سفر مثلا حالم خوب شه جاتون خالی واقعا کیفور شدم اینقد بهم خوش گذشت که 10 سال از عمرم کم شد

با دوستان گرامم رفتیم کیش و فقط کیف کردیم و هی پووووووووووول خرج کردیم خنده

ینی تو عمرم اینهمه پول خرج نکرده بودم، به جان خودم هرچی پس انداز کرده بودم فوت شد رفت تو آسمون حالا بی پول و بدبخت شدم، به من فقیر بی پول کمک کنین ثواب داره به جان خودم نیشخند

 

اما همچی که برگشتیم دیدم بابام از چهارپایه افتاده کمرش آسیب دیده و کلی غمگین شدم ناراحت

3 روز گذشت و یکدفعه مامانم حالش بد شد و بردیمش بیمارستان و کارش به جراحی کشید و کلی مسئله پیش آمد که اندازه کل وزن بدنم گریه کردم و همون 10 سالی که تو مسافرت از عمرم کم شده بود جوون شده بودم بهش اضافه شد باز پیر شدم آخ

ینی هرچی بهم خوش گذشته بود از دماغم در آمد و کلی هم به خودم فحش دادم که دیگه تفریح و خنده بهت نیامده توت فرنگی خانم برو بیشین سر جات گریه

ینی فکرش رو هم نمی کردم اردیبهشت من امسال تبدیل شه به اردیجهنم !!!

 

خدایا شکرت الآن پدر و مادرم سالم هستن کنارم

خدایا شکرت مواظب خانواده ما هستی

خدایا شکرت که بازم ناشکری نکردم و تو همون شرایط بازم چشمم به درگاه تو بود

خدایا شکرت من هیچوقت فراموشت نمی کنم

خدایا ..............................

[ ۱۳٩٤/٢/٢٦ ] [ ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ ] [ توت فرنگی ] [ نظرات () ]

سلام

به قول یکی اعصاب ندارم

شما قضاوت کنین :

یکی از دوستان چند روز پیش پیامی ارسال کرده بود مبنی بر اینکه ماها که ام اس داریم نمی تونیم مثل مردم عادی باشیم واسه ی همین من رفتم پیش یک خانمی ازش درخواست کردم واسه ی ما ها که ناتوانیم کلاس مجزا یوگا بزاره !!!

منم بهش گفتم خانم جان چرا کار بی منطق می کنی آخــــــــــــه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بهم گفت ورزش بی منطقی هست ؟

بهش میگم نه ! ولی تو با این کارت منو هم بردی تو لیست آدمهای ناتوان ! تو خودت کجات ناتوانه ؟؟؟؟؟؟

معلومه که اگر مثلا 30 سال عمر داری یهو پاشدی رقتی کلاس ورزش بدنت خشک هست و انعطاف کسی که از 10 - 12 سالگی ورزش می کرده نداری ! پس نگو ما ناتوانیم ...

قبول نکرد آخرش منم دلم می خواست بزنم دهنش رو سرویس کنم ولی متاسفانه دوستان احمق دیگه هم نظرش رو قبول دارن و به منم می گفتن تو هم مثل مایی ما همه مثل همیم

جالبش اینجاست که یکی شون صراحتا برگشت گفت : من دارم خودم می بینم ضعیف ام و مشکل دارم پس هر کس بهم می گه تو ناتوانی به ناچار حرفش رو قبول می کنم و ...

آخه آدم نا حسابی کم عقل چرا به خودت و اطرافیانت می خواهی به زور ثابت کنی ناتوانی ؟ که بهت رحم کنن ؟ که مثلا دلشون برات بسوزه ؟ خوب آخه دیوانه ! تو وقتی بگی من چللاقم و نمی تونم از عهده کار خودم بر بیام من رو هم مثل تو می بینن !!!!!!!

بخوام برم سر کار می گن تو ناتوانی نمیشه

بخوام درس بخونم بهم می گن تو ناتوانی نمیشه

بخوام برم کلاس ورزش بهم میگن تو ناتوانی اینجا ثبت نام نمی کنیم

بخوام ازدواج کنم بهم میگن ما با آدمای ناتوان وصلت نمی کنیم

و هزار تا کار دیگه ناراحت

من هرچی خودمو به آب و آتیش میزنم به همه ثابت کنم ماها با بقیه فرق نمی کنیم امثال این خانم میان هرچی من رشتم پنبه می کنن

واقعا من نمی فهمم خدا این بنده های ابله رو برای چی آفریده ؟؟؟؟؟؟؟

خدایا شکرت خودمو کنترل کردم

خدایا شکرت من هنوز دلم به قدرتت محکم بسته است

خدایا ازت ممنونم مواظبمی

خدایا شکرت که ..............

خدایا ..........................

[ ۱۳٩٤/۱/٢۸ ] [ ۱:۳٩ ‎ب.ظ ] [ توت فرنگی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یک بیمار MS هستم که از اردیبهشت 89 متوجه بیماریم شدم ، با همه توانم دارم باهاش مبارزه می کنم و سعی می کنم آینده ای روشن تر از نور واسه خودم بسازم ... خدایا شکرت ...
نويسندگان
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
امکانات وب

ایران رمان