|
خاطرات من و ام اس |
سلام بر جمیع دوستان خوب اول کاری بگم من به دلیل اینکه معمولا هر هفته آپدیت می کنم ، نوشته هام زیاد میشه ، دیگه به بزرگی خودتون ببخشید دوست جان های مهربان به سلامتی ، یکشنبه خانم پرستار تماس گرفت و گفت : توت جان پاشو بیا اون آمپولت که خراب شده بود ، آمده بیا ببرش خلاصه که من روز دوشنبه پاشدم رفتم انجمن و یک رسید امضا نمودم و اون دونه آمپولم رو گرفتم و یک سری کار داشتم اونجا انجام دادم و آمدم خونه این آمپول همون داستان اون روز بود که گفتم : سر سوزنش بسته بود و رفتیم سورنگ انسولین خریدیم و ... خلاصه که پشتی بانی را کیف کردم در حد تیم ملی خبر دیگه هم اینکه به سلامتی قیمت دارو به همون 323 هزار تومن فعلا تو بازار اینجا تصویب شده و کلی هم دوستان تو انجمن ... با اینکه دارو به قیمت 180 هزار تومن تصویب شده بود نمی دونم چرا داروخونه های اینجا اینطوری هستن ؟ خیلی بده وقتی میرم و می بینم یک عده هستن که به دلیل نداشتن هزینه نمی تونن دارو رو تهیه کنن ! آخه جالبه خیلی ها هستن اصلا بیمه نیستن !!!!!!! بعد از مبتلا شدن به بیماری های خاص ، میرن خودشون را بیمه می کنن خداوکیلی مگر بیمه سالی چقدر هزینه می گیره که بعضی از دوستان حاضر نیستن خودشون و خانواده شون را بیمه کنن . وقتی بنده ی خدایی رو دیدم که داره واسه خرج آرایشگاه عروسیش میره قیمت می گیره در حد 700 -800 هزار تومن دلم آتیش می گیره ای بابا روزگاره بدیه ، قیمت طلا و سکه و ارز و ... من اصلا حوصله پی گیری این جور چیزا رو ندارم اینقدر دلم میخواد بزنم برم تو یک جایی که نه آدمی باشه نه خبری از چیزی که استرس رو بیاره تو دلم خسته شدم از بس منتظر شنیدن خبر بد بودم ، دارو های ایرانی که تا دیروز رایگان بود حالا امروز باید ملت هزینه بدن اونم به خاطر این داروهای آرژانتینی هست که من نمی دونم چطور می تونن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خدایا شکر ، دلم می خواست زوده زوده زود بیام همونجایی که خودت می دونی ، حداقل از همه چیز خلاص میشم ، غیر از اینه ؟ خدایاشکرت ، محرم و صفر هم تموم شد ، امیدوارم حداقل تو این ماه تونسته باشم اونطوری که تو می خواهی زندگی کرده باشم شکرت به خاطر ............ امیدوارم همین آرامشی که داره فعلا ، پا بر جا بمونه گرچه هنوزم گاهی حرفایی میزنه که ... خدایا خودت خوب می دونی که من ................................. خدایا بهم صبر بده ، فقط همین ... [ ۱۳٩٠/۱۱/٤ ] [ ۱٢:٥٢ ب.ظ ] [ توت فرنگی ]
[ نظرات () ]
سلام به همگی دوستان خوبم مسئله دارو درمان رو راستش یک چند روزی هست گذاشتم کنار، نه اینکه تزریق نداشته باشم هـــــــــــــا !!! راستش حسش نیست برم دنبالش ببینم چند شد و چی شد و ... راستش یک وقتایی هست ، واقعا حس ندارم هیچ کاری انجام بدم یکمی هم هوا سرد شده ، سرمام میشه ، میلرزم ، جای بخیه های گردنم دردش میاد ( قضیه همون پلاسمافرز پارسال تابستون و داستان هاش ) چقدر عذاب کشیدم ، یک ماه تموم نشسته بودم روی ویلچیر کی فهمید من چی کشیدم ؟؟؟؟ حالا مهم نیست ، گذشت و تموم شد و فراموش کردم چقدر سخت بوده تحمل همه ی اون روزها با یک دوست گرامی تو ایکاریام اکانت باز کردیم و ایشون بعد از مدتی به دلیل مولتی شدن اکانت شون حذف شد و به سلامتی چند ماهی هست داره بازم یا یک اکانت جدید بازی می کنه اصلا حس ندارم برم جنگ و جدال انجام بدم ، گرچه یک چند روزی هست نشستم سر اینکه برم شهر یک بنده خدای بچه پررویی رو تصرف کنم نمی دونم چرا من با هزار تا سرباز از اون که همش 600 تا سرباز داره می بازم هی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آقای به قول خودشون سه میلیونی اتحادمون برگشت گفت : ببین توت جان ، تو فلان جای کارت مشکل داره واسه همین من پیشنهاد می کنم 2 - 3 هفته ای دست از سر کچل این یاور برداری ، یا می خواهی کلن من خودم برم حمله کنم بهش ها ؟ گفتم برو بینیم بابا عجب دور زمونه ای شده روز جمعه عصر نشستم بعد از مدتها به تماشای فیلم سینمایی ای که شونصد هزار بار تبلیغش رو می کرد و منم کنجکاو می خواستم ببینم چه چیزی می باشد این فیلم ؟ حالم بد شد کلن ، روحیه ام تضعیف شد ، به طور کلی نا امید شدم از زندگی همون داستانی که یک عده بچه تولید می کردن و آخرش تو سن 30 - 35 بای بای زندگی جان زورکی اعضاء بدنشون را اهدا می کردن ، از چشم و دست و پوست و کبد و طحال و قلب و ... خلاصه که می گفت تو عمل سوم یا چهارم می میرن دیگه البته فیلمش که سراسر بلوف یا به قولی خالی بندی محض بود ! آخه تا وقتی روح به بدنی که تولید دست بشر هست وارد نشه چطوری می خواد به اون سن برسه ؟ به طور کل بعضی از اعتقادات مسلمون ها رو مسخره کرده بود به طور خیلی غیر مسقیم ولی دقت نمی کردی متوجه هیچی نمی شدی، فقط کلی غصه خوردم به حال اون Lady ئه اسمش کتی بود می خواست با BF اش عروسی کنه ، اهدا به تعویق بیوفته ، خانم پیره گفت نــــــــــــه ما قرارمون اینه فلان موقع دار فانی را وداع کنی. آخرش بی اف بیچاره زیر عمل سوم رفت تو آسمون و دختره هم اهدا می خواست بکنه تا یک ماه بعدش . تو دلم گفتم اگه یکیشون M.S می گرفت چی ؟ بازم میشد اهداش کنن ؟ یا درجا میزدن می کشتنش ؟ خدا وکیلی اشکال زیاد داشت، یاد اون بزغاله قندی تولید داخلی افتادم که با شبیه سازی به دنیا آمده بود نمی دونم اسمش چی بود ؟ شنگول منگول ؟ یک چیزی تو همین مایه ها بود ، بعدش نمیدونم مرد ؟ موند ؟ خبری ازش نشد ببینیم به سن بلوغ رسید یا نه ؟ یا این یکی فیلم مسخره دیگه که عالم دنیا رو مسخره کرده خوبه خودشونم می بینن دارن فاتحه هرچی فیلم می خونن به قول دوستم فیلم مثبت هیجده ایرانی به اسم شیدایی !! وارد جزئیات نمیشم دیگه همه ملت به قسمت مسخره فیلم پی بردن و کلی هم داشتم با دوستم بحث و تبادل نظر می کردم دیگه به هر حال دکتری بوده واسه خودش خانمه ، پیشرفت علم و تکنولوژی روز دنیا کار خودش رو می کنه ای بابا روزگار مهربان تابستون میشه غر می زنیم به سر خدا که چرا گرمه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ زمستون میشه باز می گیم چرا سرده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خدا اون بالا می گه عجب بنده های خول وضعی دارم من ! اینا دیگه چی بودن من آفریدم ؟چی می گین شما ها ؟ چقدر غر میزنین ؟ جالبه که اگر تو زمستونی هوا ولرم باشه ملت غر می زنن : نیگا هوا چه بده !!! مثلا زمستونه هــــــــــــــا و ... خدا اون بالا نشته اینطوری : تو کوچه ما هم به دلیل اینکه 90% آپارتمان می باشد بیشترش سایه است آفتاب نمی تابه اول زمستون 4 مثقال برف بیاد تا اردیبهشت یخ بسته است کوچه ، ماشینا رد که میشن چنان صدای شکستن یخها میاد انگاری تو کانادا نشستی تو خونت ! حس می کنی وااااااااااای چقدر سرده ه ه ه ه ه می ری بیرون با کلی تجهیزات و چوب اسکلی و ... می بینی که به طور کل آفتاب داره بهت می خنده حس ندارم برم جنگ و جدال ، اصلا حس ندارم برم بیرون از خونه ، یک فاکتور بلند بالا هم واسه دکی تهیه کردم ببرم بدم دستش بگم بفرما اینم فاکتور فکر نکنه الکی می باشد ! بدم میاد از این آدما که ادعای همه چی دانی بهشون دست میده جالبه که پارسال پیش یک دکتر دیگه ای می رفتم بهش گفتم دکی جان مانیتورم را عوض کردم هــــــــــا الآن LED می باشد اون CRT را دادم کسی ، برگشت نیگاه عاقل اندر سفیه ای بهم کرد و گفت : به طور کل همش مثل همه ، این تفنگش لولش طولش کمتره واسه همین پشتش صافه می خواستم با همون چکش معاینه اش بکوبم تو مخش که دیگه اینطوری نگه به کسی، تو دلم گفتم روانی ، بی سوات یا یک سری دیگه یک بنده ی خدای دکتری آمد گفت : توت جان من رفتم کلاس برنامه نویسی ، فکر کردی شق القمر کردی ؟؟؟؟ من برنامه می نویسم به چه خفنی گفتم حالا چی نوشتی ؟ گفت : یک برنامه نوشتم رو دکمه اش کلیک می کنی آهنگ می زنه واست من در آن لحظه : پس از خروج از محل : آخه منم یک دوره هلال احمر دیدم خوبه بگم منم دکتر می باشم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حالا با این فیلمه چه کنم ؟ ای روزگار بدبختی یکی دو تا نیست که کنکور دارم من ینی ؟ کنکور کیه ؟ درس نخوندم که ، ینی کلن حس نبود ، به قول خودم هر موقع در رو باز کردن گفتن توت جان بیا بشین اینجا بهت درس بدیم میرم ای خدا شکر ، حس کل کل با ملت رو ندارم الآن و الا راه میوفتادم میرفتم پیش ... یک دست کتکش می زدم بفهمه هستن تو این دنیا اینهمه که دوستش دارن شکرت خدا جونم ، حداقل توانش رو بهم دادی بتونم تحمل کنم شکرت که من هرچی هم کم باشم بازم می تونم بزرگ بشم تا اونقدری تو می خواهی شکرت که هنوز تنهام نزاشتی ، دوست دارم تا ته دنیا هم تنهام نزاری چون بی خدا هیچی نیستم دلم تنگه خدای مهربونم واسه ... خدایا مواظبش باش ، تنهاست ، کمکش کن ... [ ۱۳٩٠/۱٠/٢٥ ] [ ٧:٥۸ ب.ظ ] [ توت فرنگی ]
[ نظرات () ]
سلاااااااااملیکم دوست جان های گرام به سلامتی هر چی تولیداتی داخلی هست بزن دست قشنگروووووووووووووووووو به جان خودم حاضرم برم زیفرون بزنم ولی بتافرون چینی نزنم امروز آخه انجمن بودم و از در هنوز نرفته تووووووووووووو گفتن : توت فرنگی جان به سلامتی داروت شده 370 تومن البته بیمه تامین اجتماعی ، ولی بیمه خدمات درمانی 180 تومن میده !! منم گفتم تو او روحه تو با این خبرت طرف هم رفت تو اتاق مدیریت اینطوری ~> آخه بابا جان ، می بینید من اعصاب ندارم چرا رو مخ من با میخ خط می کشید شما ؟؟؟؟؟ مجبور بودم واستم تو انجمن ، و الا تندی میامدم خونه از اون محیط خفقان خارج می شدم. همه اینطوری : یک نفر فقط اون وسط مثل این مرفهین بی درد این شکلی بود : حدس بزنید کی بود ؟ ( من تکذیب می کنم هر گونه چسباندن این چیز را به خودم !!! حواس تون باشه ها آنتم قوی می باشد میام ... به دکی جان می گم سیستم مدیریتی سایت تون خیلی خفن می باشد کلی تعریف کردم به من می گه پسورد مدیریت رو بده بهم خودتم دیگه نیا شایس من بخوام چیزی بنویسم تو نبینی ( والا نفهمید من چی گفتم آخه آخه خواستم بهش بگم دکی جان ، من شونصد سال رفتم کامپیوتر خوندم هنوز مثل آهـــــــــــــــــــو تو گـــــــُـــــــل ( بخونید Gol در حیرتم این قشر تحصیل کرده ی مملکت چرا آخه همش قصد دارن رو دمب همدیگه پا بزارن ؟ خداوکیلی من هیشوخ نرفتم بگم : دکی جان بده منم با اون گوشیت صدا قلبت رو گوش بدم حالا چرا این دکی جماعت حس می کنن خیلی همساده عموبیلی می باشند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آمپرم زده بالا چسبیده به سقف ، از اونم بالاتر رفته اصلا !!! من دارو بایس بگیرم به قیمت خونه فیریز شده بند ناف نوه پادشاه انگلیس ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بعد بیام چشم بزارم سایت بسازم مفتی مفتی برم تقدیم کنم ، بعد بهم بگه پسورد Admin را بده من ، تو برو بینیم باقالی ؟؟؟؟؟؟ موندم حیران تو کار ... ( همون روزگار غدار شما فکر کن
ای خــــــــــــــــــــدا شکرت من هنوز زنده ام دارم نفس می کشم خدا جونم شکر که .... خدا جونم ممنونم به خاطر اینکه واقعا اینهمه توجهت به منه شکرت می کنم خدا جون به خاطر .... خدایا هنوزم تنهاست ، کمکش کن ، به خاطرش خیلی دارم غصه می خورم خدایا ................. [ ۱۳٩٠/۱٠/٢۱ ] [ ٤:٥٠ ب.ظ ] [ توت فرنگی ]
[ نظرات () ]
سلاملیکم دوست جان های عزیز تر از جان می بینم که سال 2012 آغاز شد و همچنان در قید حیاتیم همگی یکی بود چند ماه پیش شایس تو تابستون یا کمی اونور ترش این فیلم مسخره 2012 را بهم داد گفت : میلو جان پاشو بیا ببین این فیلم رااااااااااااااااااا هممون می میرم اینقدر اعتقاد راسخ داشت که می گفت : بهتره واسه مرگ آماده بشیم و ... گفتمش : آخه آدم حسابی جان خلاصه که قبول نمی کرد تا چند وقته پیش باز دیدمش ، قرار بود بره یک خانم پیری را بیاره خونش حوصلش نمیشد و کلی غر میزد ، بهش گفتم : دوست جان ، پاشو برو ببرش خونتون ، الآن آذر ماهه تا دی ماه هم که خونت بمونه می شه یک ماه ، تازه ه ه ه ه ه دی هم که دنیا تمومه دیگه ثواب می کنی میشه تا آخر دنیا پیشت مونده برگشت به من گفت : مسخرم می کنی ؟؟؟؟؟؟؟ گفتم بابا بیخیال نشدی هنوز ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ گفت : خیلی ها باورشون عجیبه ، که من یادم نمیره چندین سال پیش اینطور که تو روزنامه و اینترنت خوندم سال 2000 بود که می گفتن سال میشه صفر و ساعت صفر و همه جا خاموش میشه و تاریکی و ... خلاصه که هیچی نشد همه چی آروم بود خداییش آخه من از خودمون تعجب می کنم که مـــــــــــــــا که مسلمونیم چرا این جفنگیات رو باور می کنیم ؟؟؟ گاهی وقتا دلم به حال خودم و بعضی ها می سوزه و دوست دارم واقعا دنیا تموم شه لااقل هممون راحت شیم دل منم خنک شه ای خدا شکرت واسه که یک جو عقل به بعضی ها ندادی که ازش استفاده کنن ، تا بعضی های دیگه از سادگی اینا استفاده کنن و ... خدا جونم شکرت واسه که نجاتم دادی ، داشتم می مردم از غصه خدایا ممنونم به خاطر اینکه دوستم داری هنوز خدایا چی بگم ، من شرمنده ام ، تقصیر من نبود ، نمیشد کاریش کرد خدایا خیلی خیلی خیلی تنهاست ، دلم می خواد کمکش کنم ، حیف توانش رو ندارم ، پس خودت مواظبش باش [ ۱۳٩٠/۱٠/۱۱ ] [ ۱٢:۳٦ ب.ظ ] [ توت فرنگی ]
[ نظرات () ]
سلام بر همه ی دوستان خوبم دیروز تولد حضرت عیسی (ع) بود. پیامبر مهربانی ها و دوستی ها میگن خدای بزرگ و مهربون هر پیامبریش را با یک سری خصوصیات آورده برای تبلیغ دین و خدا پرستی به هر حال سال نوی میلادی و کریسمس رو به همه دوستان خوبم ( اقلیت های مذهبی ) تبریک می گم ، امیدوارم تو این سال جدید که واسشون شروع شده بهترین هایی رو که از خدای بزرگ می خوان بهشون بده
[ ۱۳٩٠/۱٠/٤ ] [ ۱۱:۳۸ ب.ظ ] [ توت فرنگی ]
[ نظرات () ]
سلام به همگی دوست جان های مهربانم سلام به خدای بزرگی که اون بالاست و هم منو می بینه هم از دلم خبر داره امروز وارد سایت پشتی بانی ADSL ام شدم و دیدم مقدار کمی از شارژم مونده واسه همین هم کم میام اینترنت چیزی به کنکور ارشد نمونده و بازم استرس و دلهره با اینکه چیز زیادی نخوندم چون واقعا چشمام بدجوری اذیتم می کنه وگاهی حتی جلو پام رو نمی بینم اشکال نداره دیگه اینم سهم من می باشد از زندگی. خداروشکر می کنم چون واقعا بزرگه و من از ته دلم دوستش دارم دارم لحظه های زندگیم رو می شمارم تا ببینم کی میرم پیش اون که منو آفرید ؟ خدای مهربانم اونچه که در دل من هست تو میدانی و اونچه در زندگیم هست می بینی ، فقط نجاتم بده چون دیگه تحمل این یکی رو ندارم خدای بزرگ شکرت می کنم ، فقط به من صبر بده همین ... فعلا حسابم خالی هست و پول ندارم اینترنتم را شارژ کنم معلوم نیست دیگه اصلا شاژش کنم یا نه ؟ ولی ...
[ ۱۳٩٠/۱٠/۱ ] [ ٩:٢٢ ب.ظ ] [ توت فرنگی ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |