خاطرات من و ام اس
قالب وبلاگ

سلاملیکم به همگی نیشخند

من خوشحالم می دونید چرا ؟

چون بالاخره موفق شدم بعد از 5 سال ابتلا به ام اس با همت خودم و یکی از دوستان گلم (ن.ط) و گروه کوهنوردی که باهاشون میرم کــــــــــــــوه یک بازارچه غذا راه بندازم و کلی فروش داشته باشیم ...

ایــــــــــــــــــول به همت خودم و دوستام و کمک خدای بزرگ که اینهمه دوستم داره قلب

حالا بماند چند میلیون تومن فروش داشتیم ولی مهم این بود که بازارچه ام راه انداختم و کلی هم حال داد و کلی هم ام اس رو به مردم معرفی کردیم و کلی هم خوش گذشت ینی اینقدر خوب بود که از جشن روز جهانی مون هم بهترتر بودش خنده

خدایا شکرت این برنامه ام هم به خوبی تموم شدلبخند

خدایا شکرت که همیشه مواظبم هستیلبخند

خدایا شکرت با اینکه من گاهی ازت گله می کنم ولی تو بازم پیشم می مونی و دوستم داریلبخند

خدایا شکرت که شش دنگ حواست به منه لبخند

خدایا ........................ لبخند

[ ۱۳٩٤/۳/۱۱ ] [ ۸:۳٢ ‎ق.ظ ] [ توت فرنگی ] [ نظرات () ]

سلااااااااملیکم

خوبین همگی ؟؟؟؟؟

ایول که خوبید نیشخند

آقا روز چهارشنبه همین هفته روز جهانی من بود ، روز جهانیم مبارک زبان

منو دوستم دیوانه شدیم برای جشن، هزار دفعه رفتم بازار اینو بخر اونو بخر دو تا رول روبان خریدیم و کلی از این شرشره های برقی برقی رنگی رنگی خنده جشنواره غذا هم راه انداخیتم و ....

خلاصه اندازه یک عروسی خرج کردیم واسه جشن و جشنواره غذا مون ابله

جشن روز جهانی مون که به سلامتی و خوشی تموم شد و خیلـــــــــــــــــــــی هم خوشگل برگزار شد، همه لباس نارنجی و روبان نارنجی و ... خلاصه که یکدست و خوب بود و هماهنگی بی نظیری بود قلب

باز واسه جشنواره غذا مون میام اخبارش رو درج می کنم نیشخند

خدایا شکرت جشن مون به خوبی تموم شد

خدایا شکرت ما رو اینهمه دوست داری

خدایا شکرت به خاطر همه ی آزمون هایی که از من می گیری

خدایا .............................

[ ۱۳٩٤/۳/٧ ] [ ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ ] [ توت فرنگی ] [ نظرات () ]

سلام

چطورین شما ها ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من که رفتم سفر مثلا حالم خوب شه جاتون خالی واقعا کیفور شدم اینقد بهم خوش گذشت که 10 سال از عمرم کم شد

با دوستان گرامم رفتیم کیش و فقط کیف کردیم و هی پووووووووووول خرج کردیم خنده

ینی تو عمرم اینهمه پول خرج نکرده بودم، به جان خودم هرچی پس انداز کرده بودم فوت شد رفت تو آسمون حالا بی پول و بدبخت شدم، به من فقیر بی پول کمک کنین ثواب داره به جان خودم نیشخند

 

اما همچی که برگشتیم دیدم بابام از چهارپایه افتاده کمرش آسیب دیده و کلی غمگین شدم ناراحت

3 روز گذشت و یکدفعه مامانم حالش بد شد و بردیمش بیمارستان و کارش به جراحی کشید و کلی مسئله پیش آمد که اندازه کل وزن بدنم گریه کردم و همون 10 سالی که تو مسافرت از عمرم کم شده بود جوون شده بودم بهش اضافه شد باز پیر شدم آخ

ینی هرچی بهم خوش گذشته بود از دماغم در آمد و کلی هم به خودم فحش دادم که دیگه تفریح و خنده بهت نیامده توت فرنگی خانم برو بیشین سر جات گریه

ینی فکرش رو هم نمی کردم اردیبهشت من امسال تبدیل شه به اردیجهنم !!!

 

خدایا شکرت الآن پدر و مادرم سالم هستن کنارم

خدایا شکرت مواظب خانواده ما هستی

خدایا شکرت که بازم ناشکری نکردم و تو همون شرایط بازم چشمم به درگاه تو بود

خدایا شکرت من هیچوقت فراموشت نمی کنم

خدایا ..............................

[ ۱۳٩٤/٢/٢٦ ] [ ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ ] [ توت فرنگی ] [ نظرات () ]

سلام

به قول یکی اعصاب ندارم

شما قضاوت کنین :

یکی از دوستان چند روز پیش پیامی ارسال کرده بود مبنی بر اینکه ماها که ام اس داریم نمی تونیم مثل مردم عادی باشیم واسه ی همین من رفتم پیش یک خانمی ازش درخواست کردم واسه ی ما ها که ناتوانیم کلاس مجزا یوگا بزاره !!!

منم بهش گفتم خانم جان چرا کار بی منطق می کنی آخــــــــــــه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بهم گفت ورزش بی منطقی هست ؟

بهش میگم نه ! ولی تو با این کارت منو هم بردی تو لیست آدمهای ناتوان ! تو خودت کجات ناتوانه ؟؟؟؟؟؟

معلومه که اگر مثلا 30 سال عمر داری یهو پاشدی رقتی کلاس ورزش بدنت خشک هست و انعطاف کسی که از 10 - 12 سالگی ورزش می کرده نداری ! پس نگو ما ناتوانیم ...

قبول نکرد آخرش منم دلم می خواست بزنم دهنش رو سرویس کنم ولی متاسفانه دوستان احمق دیگه هم نظرش رو قبول دارن و به منم می گفتن تو هم مثل مایی ما همه مثل همیم

جالبش اینجاست که یکی شون صراحتا برگشت گفت : من دارم خودم می بینم ضعیف ام و مشکل دارم پس هر کس بهم می گه تو ناتوانی به ناچار حرفش رو قبول می کنم و ...

آخه آدم نا حسابی کم عقل چرا به خودت و اطرافیانت می خواهی به زور ثابت کنی ناتوانی ؟ که بهت رحم کنن ؟ که مثلا دلشون برات بسوزه ؟ خوب آخه دیوانه ! تو وقتی بگی من چللاقم و نمی تونم از عهده کار خودم بر بیام من رو هم مثل تو می بینن !!!!!!!

بخوام برم سر کار می گن تو ناتوانی نمیشه

بخوام درس بخونم بهم می گن تو ناتوانی نمیشه

بخوام برم کلاس ورزش بهم میگن تو ناتوانی اینجا ثبت نام نمی کنیم

بخوام ازدواج کنم بهم میگن ما با آدمای ناتوان وصلت نمی کنیم

و هزار تا کار دیگه ناراحت

من هرچی خودمو به آب و آتیش میزنم به همه ثابت کنم ماها با بقیه فرق نمی کنیم امثال این خانم میان هرچی من رشتم پنبه می کنن

واقعا من نمی فهمم خدا این بنده های ابله رو برای چی آفریده ؟؟؟؟؟؟؟

خدایا شکرت خودمو کنترل کردم

خدایا شکرت من هنوز دلم به قدرتت محکم بسته است

خدایا ازت ممنونم مواظبمی

خدایا شکرت که ..............

خدایا ..........................

[ ۱۳٩٤/۱/٢۸ ] [ ۱:۳٩ ‎ب.ظ ] [ توت فرنگی ] [ نظرات () ]

سلام و صد سلااااااااااااام به دوستان گرام قلب

چطورین همگی ؟

ایول که خوبین منم خوبم خداروشکر مژه

اینم از امسال سال که به شنبه افتاد و ... از اولش که سال خوبی بود امیدوارم آخرشم خوب باشه مثل سال 93 ذاقارت نباشه سال بز هم هست دیگه کلن نور علا نور فقط به قول یکی امیدوارم بز نیاریم امسال خنده

آقا ما رفتیم سفر به خوبی و خوشی و سلامتی داشتیم بر می گشتیم طبق معمول همیشه بابای گرام خوابش گرفت و از بنده درخواست کرد بشینم پشت فرمون

منم نشستم و داشتم واسه ی خودم رانندگی می کردم که رسیدیم به ورودی یک شهری و بابا یهو از خواب پرید و شروع کرد به دستور دادن که از طرف چپ برو از راست برو، گاز نده، تند نرو و ... یهو یک عدد کامیون گنده از پشت آمد و منم پیچیدم سمت راست جاده که راه رو براش باز کنم چون بسکه بابا غر زده بود سرعت رسید به 60 تا بعد یهو پشت یک پراید گیر افتادم و دیدم اونم قصد رفتن نداره آمدم از طرف راستش سبقت بگیرم راهنما هم نزده بود منم نمی دونستم می خواد بپیچه راست قهقهه از کنارش پیچیدم که مسیر خودمو برم قشــــــــــــــــــــــــنگ مالوندم به گوشه ماشینش که تکونی خورد و دنگی چراغ راهنماش کنده شد و یک خط گنده افتاد رو ماشینش 

پراید آشغال جلوش یکذره خراب شد ولی ماشین ما محصول ایران خودرو نیشخند خراب نشد که هیچ کلن اصلا هیچیش نشد !!!

خلاصه 80 تومن بابا بهش پول داد و کلن خواب از سرمون پریده بود بابا خودش نشست پشت فرمون و رسیدیم خونه

حالا مامان از اون طرف میگه نترسی هاااااااااا نترسی هاااااااااا نگران

منم واستادم قش قش به خندیدن به ماشین اون طرف آخه مثل کاغذ خراشیده شد و چراغش کنده شد ! ینی واقعا پراید ماشین خنده داریه خنده

من اصلا نترسیدم و واسم مهم نبود بابا هم که خوب میدونست فقط تونست با اخم غضب ناکش منو از ادامه مسیر منصرف کنه وگرنه من واسم مهم نیست ! خلاصه که بعد از 5 - 6 سال رانندگی اولین تصادف عمرم رو تجربه کردم

فقط خداروشکر چون سرعت هر دو ماشین در حد 30 - 40 کیلومتر هیج اتفاقی نیوفتاد و تقریبا بدون خسارت از هم گذشتیم. لبخند

خدایا شکرت همه ی ماها سالم رفتیم و سالم برگشتیم

خدایا شکرت به خاطر اینکه به من فرصت می دی تا جبران کنم

خدایا شکرت که همیشه هوای منو داری

خدایا شکرت بخاطر ...............

خدایا ......................................

[ ۱۳٩٤/۱/۱٢ ] [ ٩:٠٦ ‎ب.ظ ] [ توت فرنگی ] [ نظرات () ]

یکسال دیگه از عمرم تموم شد
فکر می کردم بشه توی این سال به خیلی از آرزوهام برسم ولی نشد

کلی چیز از دست دادم، کلی خواسته هام رو له کردم تیکه تیکه کردم ریختم دور ولی یک سری چیز میز بدست آوردم که هی بد نبود !
حالا چی از دست دادم بماند ولی اونایی که بدست آوردم باحال تره

مثلا اینکه دو جفت گوشواره خریدم :))
گوشیم رو عوض کردم نوکیا ایکس دو سیم کارته تمام لمسی خریدم 350 حالا شده 280 خنده
تابلو گرفتم واسه انجمن مون 10 تا !!! مفتی با چاپ و نصب رایگان آخر سالم یک بیلبورد جاده ای گرفتم و بعد 1 ماه و نیم تلاش نصب شد

یک حمله خفیف داشتم که کارم به کورتون کشید ولی نزاشتم از پا بندازه منو
تلاش کردم آخرش تونستم یک برنامه اندروید بنویسم خیلی ساده و خنده دار ولی نوشتم همین ینی من می تونم !!! نیشخند
کاغذ دیواری اتاقم رو طراحی و چاپ کردم و نصبش کردیم تخت و لحاف و تشک و ... رو عوض کردم
تونستم چهار تا چیز ببافم ( شال + شالگردن + بلوز + دستکش ! )
یاد گرفتم چطوری میشه با پنج میل بافتنی کنم
تونستم جلو خودمو بگیرم و به دو تا از حسابهای بانکیم 1 ساله که دست نزدم ابله
روی خودم کار کردم تا تونستم به بیماریم غلبه کنم و اینقد ضعیفش می کنم که سال دیگه داروم رو هم قطع می کنم 100%
یک جاهایی کم آوردم ولی اون کم آوردن ها منو نا امید نکرد
من هنوزم انرژی دارم و می دونم سال دیگه نشه سال بعدش حتما به خیلی از آرزوهای دیگه که خیلی بزرگ هم هستن واسم میرسم 100%
من سرسخت تر از زندگی ام
سلام سال 1394

عید همه ی دوستای بسیار بسیار خوبم مبارک قلب

خدایا شکرت به خاطر بندگی من ماچ

[ ۱۳٩۳/۱٢/٢٩ ] [ ٤:٤۸ ‎ب.ظ ] [ توت فرنگی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یک بیمار MS هستم که از اردیبهشت 89 متوجه بیماریم شدم ، با همه توانم دارم باهاش مبارزه می کنم و سعی می کنم آینده ای روشن تر از نور واسه خودم بسازم ... خدایا شکرت ...
نويسندگان
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
امکانات وب

ایران رمان