خاطرات من و ام اس

سلاملیکم

آخر ماه شد باز ما اومدیم گزارش روزانه بدیم خدمت تون

اولش که باید بگم واقعا از مردم آزاری متنفرم و اگر یکی مردم رو جلو چشم من بیازاره دلم می خواد تو تاریکی گیرش بیارم ترورش کنم ، در این حد خشنم من عصبانی

همه تون می دونید که الان چند وقته اسرائیل حمله کرده به نوار غزهّ و ...

یکی نیست توی این دنیا به این مدیران و مدبران و شاهان و خلاصه کله گنده های ذاقارت بگه بابا !!!! تو آخرش میری تو 2 متر جا میگیری میکپی هیچی هم با خودت نمی بری ینی نمی تونی ببری ! جز همون کت شلوار تنت یا همون کفن تنت !

دیگه چرا حرص می خوری خو دِ لامصب ؟؟؟ از کشتن بچه ها چی عایدت میشه خداوکیلی ؟ کلافه

می دونید یاد اون گروه تروریست ذاقارت افتادم که رفته بود چار تا سرباز طفلیو گروگان گرفته بودش خوشالم بود که من اسیر گرفتم !!

نه خدا وکیلی غلدری ؟ برو با گنده هاش بجنگ وگرنه کشتن چارتا بچه هنر نمی خواد گریه

من خودم عاشق بچه ام عــــــــاشق بچه اینقد بچه ها رو دوست دارم که حد نداره ولی خوب چیکار می تونم بکنم جز دعا واسه ظهور امام زمان که بزنه همه این روانی ها رو شل و پل کنه همه از دستشون خلاص شن

 

خدایا شکرت من حداقل تونستم ایمان خودم رو حفظ کنم

خدایا شکرت هنوزم دارمت

خدایا شکرت چون هنوزم خیلی خیلی حواست به منه

خدایا شکرت که همیشه سایه خدایی ات بالای سرمه

خدایا ............................

نوشته شده در ۱۳٩۳/٤/۳۱ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ توسط توت فرنگی نظرات () |

سلاملیکم

راستش من قصد نداشتم به این زودی ها آپ کنم ولی یک نظری نظر منو به خودش جلب کرد خنده

حالا من از وسطش میزارم :

...

میخاستم چند سوال ازتون بپرسم و شما به هر کدوم که خواستید جواب بدین،سوالاتم خصوصی هستند اگه حتی به یک سوالم پاسخ ندید من ناراحت نخواهم شد. لطفا چنانچه تمایل دارین نظرتونو برایم ایمیل کنید.با سپاس ۱.آیا تا قبل از طلاق گرفتنتون از زندگیتون راضی بودید؟؟؟آیا شما درخواست طلاق دادید یا همسرتون؟؟؟فکر میکنید همسر شما حق جداشدن ازتونو داشت؟؟؟ ۲. ایا شما مذهبی هستید؟؟ چه نوعی مقید یا معمولی؟؟ ۳.ایا در کل از زندگیتون راضی هستید؟؟رضایت درونی شما؟؟(و نه رضایت از برخورد جامعه باهاتون)

...

نمی دونم راستش چی بگم به این دوست جان که از کجا به این مسئله پی برده من ازدواج کردم !!!! تازه طلاق هم گرفتم خداییش من کجا از زندگی مشترک نوشتم توی پست هام ؟ و اینکه حتی وقتی هم نوشتم کجاش اشاره داشتم به اینکه من طلاق گرفتم ؟

من باب خوابیدگی کنجکاوی برخی خواننده گان و شنودگان وبلاگ بایس عرض کنم بنده مجرد هستم و تا حالا خداروشکر زندگی مشترکی رو تجربه نکردم که بخوام بدش طلاق بگیرم ابله

 

و اما در مورد سوال های دیگه ای که پرسیدن این دوست مهربان بایس بگم هیچ گونه جواب خاصی توی ذهنم نیست چون سوالات جالبی نپرسیدن راستش

 

خدایا شکرت به خاطر اینکه روحم رو تازه می کنی همیشه

خدایا شکرت به خاطر میوه های قشنگ و خوشمزه

خدایا شکرت به خاطر اینکه همیشه حواست به من هست

خدایا ..............

نوشته شده در ۱۳٩۳/٤/۳ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ توسط توت فرنگی نظرات () |

سلــــــــــــــــــــــــــــــــــاملیکم

اینم یک سلام پر از انرژی و شادی واسه همه نیشخند

آقا من در حال ذوق مرگی به سر می برم ، شما چطور ؟

داستان چی هس حالا ؟

هیچی ، من بعد از 2 ماه تلاش پی در پی و پیاپی و پشت سر هم و اینا موفق شدم انجمن رو راضی کنم بریم تابلو بگیریم تو سطح شهر واسه انجمن تبلیغ بزنیم بلکم دو زار بره تو حساب انجمن و از اون مهم تر اینکه حتی اگر هیشکی هم هیچی به حساب انجمن واریز نکنه این تفکر در درون برخی انسانها متبلور میشه که اصن این ام اس که نوشتن چی هس ؟؟؟؟

خلاصه تابلو شهرداری گرفتیم بعد از کلی دوندگی و گرما و سرما خوردن که خدا خیرشون بده تعداد 10 عدد تابلو دادن با چاپ و نصب رایگان

خدایی خیلی حال کردم با این حرکت شهرداری جان قلب

و در آخر اینکه ما بن کلن در این روزها در حد فاجعه آمیزی ذوق مرگیم

خدایا شکرت دوستت دارم و این دوست داشتنت داره قلبم رو آروم می کنه

خدایا شکرت که هنوزم هستی و با منی

خدایا شکرت که همیشه و همیشه و همیشه پشتیبانمی و تنهام نمی زاری

خدایا شکرت که منو بخشیدی

خدایا .................... لبخند

نوشته شده در ۱۳٩۳/۳/٢٩ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ توسط توت فرنگی نظرات () |

سلاملیکم قلب

چطورین ؟ خوبین ؟

من که فعلا رو بهبودم و دارم با زندگیم حال می کنم !

چند روز پیش رفته بودم یک جا یک عده توریست آمده بودن منم اعتماد به نفس! رفتم جلو کلی حال و احوال کردمو تند و تند انگلیسی صبت کردم یک ذوقی میزدم تو قلبم که نگو  ینی دلم داشت واسه خودم قــــنج میرفتش  بعده کلی حرف زدن که فمیدم از آمریکا آمده بودن و اهل شیکاگو بودن و خانمه 2 تا بچه داشت گفت من خودم کلن تو آمریکا دنیا اومدم و اهل اونجامو ... بعدش یهو برگشت پرسید کجا رفتی کلاس که اینقد زبانت خوبه ؟

منم موندم چی جوابشو بدم لامصب بدجوری سقش سیا بودش آخه من خودم یاد گرفته بودم موندم بهش چطوری حالی کنم خودم !! خنده برگشتم بهش گفتم ME  قهقهه

دیگه حالا همینیه که هست ! بهتر بلد نبودم جوابشو بدم نیشخند

ولی عجب روز با حالی بودش قصد کردم برم خصوصی زبان تدریس کنم

چند روز پیشم روز جهانیم بودش روز و هفته ام مبارک باد ماچ

خدایا شکرت بدون تو هیچم مواظبم باش

خدایا شکرت بخاطر هوای بهاری و بارون

خدایا شکرت بخاطر میوه های رنگی رنگی و خوشمزه

خدایا شکرت بخاطر گرمی خورشید

خدایا ...........    

نوشته شده در ۱۳٩۳/۳/۱٢ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ توسط توت فرنگی نظرات () |

سلام

خوبین همه ؟

خداروشکر قلب

این پستم رو خیلی کوتاه می نویسم ، چون راستش نه زیاد خوشاینده نه زیاد غمگین !

تولدش رو می خوام تبریک بگم بهش ولی دلم نمیاد، چراش رو خیلی ها می دونن ...

چهار سال پیش تو همچین روزایی بود که چشمام دردناک شد و تار شد و بدش رفتیم بیمارستان تخصصی چشم و اونجا بعد از معاینه فرستادنم MRI و بعدش مشخص شد بـــعله من مبتلا شدم به ام اس لبخند

عذابم داد و میده ! ولی گاهی دوستش دارم، مثلا تو دانشگاه از طفلی چقد سوء استفاده کردم نمره بگیرم خنده یا مثلا باعث شد کوهنورد بشم !

ولی توی زندگی اجتماعی من به شدت عذابم میده ، گاهی مردم از من فاصله می گیرن گاهی ترحم بیجا می کنن گاهی حس می کنن من دارم خودمو بهشون آویزون می کنم و به من میگن پر رو و ...

ولی چه میشه کرد، من با همه نداشتنهای تن سالم و مغز خط خطی ای که دارم، بازم به زندگیه سخت خودم افتخار می کنم کاش آدما میفهمیدن ، ولی افسوس که فقط چون اسم ام اس رو یدک می کشم احساس های ناجور میاد سراغ شون.

خدایا شکرت منو داری سخت امتحان می کنی

خدایا ممنونم از تو بخاطر اینکه اینقدر منو دوست داری

خدایا منو تنها نزار و همیشه با من بمون

خدایا شکرت به خاطر همه ی زندگی

نوشته شده در ۱۳٩۳/٢/٢٤ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ توسط توت فرنگی نظرات () |

سلام و صد سلام به همه آدمای گرام

چطورین ؟

خوبین ؟

خدا رو شکر

من که حال و روز درست و حسابی ندارم ولی دارم سعی می کنم خودمو از تو چاه بکشم بیرون بیارم تو چاله

خداییش جدیدا زندگیم تبدیل شده به زندگی زامبی وار

بیخیال ارزش نداره بخوام خودمو بخاطر چرت و پرت ها اذیت کنم ! والا !!!

جمعه ها میرم کوه و همین واسم عالیه بهترن هدیه ای که ام اس بهم داد همین بود! کوهنورد شدم ...

یک جایی خوندم نوشته بود : " ام اس منو از زندگی عقب نگه نمی داره ! همونی میشم که همیشه آرزوش رو داشتم "

بعله ، ما اینیم ...

خداروشکر هنوز داره هم از آسمون بارون میاد هم از ...

خداروشکر من هنوز روی پای خودم می ایستم

خداروشکر من زندگی کردن رو تجربه کردم

نوشته شده در ۱۳٩۳/٢/٩ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ توسط توت فرنگی نظرات () |

Design By : nightSelect.com