خاطرات من و ام اس
امیدوارم لحظات خوبی در این سایت داشته باشید .....

کاربر مهمان، خوش آمديد!


درباره :من یک بیمار MS هستم که از اردیبهشت 89 متوجه بیماریم شدم ، با همه توانم دارم باهاش مبارزه می کنم و سعی می کنم آینده ای روشن تر از نور واسه خودم بسازم ... خدایا شکرت ...
پروفایل مدیر : توت فرنگی







کسب و کار اینترنتی

نوشته شده توسط توت فرنگیدر تاریخ ۱۳٩٥/۳/٢۱

سلاملیکم

چطورین همگی ؟

من که کارم از ذوب شدن گذشته در حال تبخیر ام خنده

خداییش خعلی گرمه خنثی تابستون چیکار کنیم ؟؟؟؟

یکمی جدیدا گرمم که میشه چشم چپم شروع می کنه به تیر کشیدن و درد خفن، به دکترم گفتم برگشت گفت هیچیت نیست مشکلی نداری تو گرما نرو، یعنی در همین حد معاینه عمیق کرد منو نیشخند

نمی دونم دقیقا دکترها چرا اینقدر خلاصه اند ؟؟؟ کلن MP3 معاینه می کنن چرا؟؟؟

آقا من به علت بیکاری رجوع کردم به کسب و کار اینترنتی و یک سایت طراحی کردم خفن کلی چیز میز هم گزاشتم واسه فروش هیشکی چیزی نخرید تو فکرش بودم برم جمعش کنم بره پی کارش که یـــــــــــک فکر بکر رسید به کله ام، رفتم تو اینستاگرام واسش تبلیغ زدم خیلی خوب شد حداقل هفته ای یک خرید از سایتم انجام میشه نیشخند

بازم خدارو شکر که این خارجی ها هستن راههای کسب درآمد مون رو می تونیم با کمک اونها توسعه بدیم

 

29 اردیبهشت روز تشخیص ام اس من بود خنثی 5 خرداد هم روز جهانی مون بود و 7 خرداد هم جشنواره غذا !!!!

اینقدر استرس به من وارد کردن واسه جشن غذا که شنبه 8 خرداد یک سیناکتن نوش جان کردم. یکی نیست بگه به تو چه آخه می دویی دنبال اینطور کارا ؟؟؟؟

روانی ام دیگه کلن خوشم میاد برا خودم دردسر درست کنم

ولی تقریبا 5 - 6 میلیون پول جمع شد برای داروی بیماران و چسب زخم بستر و همچنین ایزیلایف برای بیماران ناتوان

خدایا شکرت که به من توفیق دادی تا بتونم به بیمارا کمک کنم

خدایا شکرت که کمی پول جمع شد تا بتونیم یکمی به بیمارا کمک کنیم

خدایا ............... 

خدایا ....................... 


کلمات کلیدی :جشنواره غذا به نفع بیماران ام اس، بیماری ام اس ( multiple sclerosis )، من و ام اس، من و ام اس و کورتون
نظرات ()




کــــــــــــیک :))

نوشته شده توسط توت فرنگیدر تاریخ ۱۳٩٥/٢/٢٢

سلاااااااااااملیکم

چطورین ؟

بارون میاد هنوزم ؟ نیشخند

ایول تازه امسال بعد ار سالها معنای بهار رو واقعا حس کردم از ته عمق وجودم، بسکه بارون بارید خدا رو شکر قلب

امروز با همکاران عزیزم هوس کیک خامه ای کردیم خنثی حالا هیشکی هم نمیرفت کیک بخره خلاصه روز مون تموم شد و من مثل همیشه تنها رفتم کافیشاپ و به علت نداشتن بودجه مورد نظر فقط دمنوش سفارش دادم خنده

آقا پس از لحظاتی که دمنوش منو آوردن یکدفعه دیدم یــــــــــــــــک کیک خفن هم آوردن گزاشتن بیخ دمنوشم و گفت : این اشانتیون تون هست چشمک

یعنی خودمو کلی فحش دادم کاش یک چیز دیگه از خدا می خواستم قهقهه

خیلی حال کردم ولــــــــــــی !!!

این روزها وقتی آمپول میزنم بدجوری تب می کنم نمی دونم چرا ؟  گاهی دلم می خواد دیگه آمپولمو قطع کنم بزارم کنار دیگه نزنم ولی از یک طرف هم ترس از حمله های بعدی منو اذیت می کنه، واقعا گاهی از تب کردن های مکرر خسته میشم.

البته دیگه جا هم نمونده روی بدنم خنده همه جاش مثل قاشق شده گودی گودی ولی خوب چه میشه کرد ؟

فقط خدا رو شکر می کنم واسه تمام داده هاش و نداده هاش که داده هایش نعمت است و نداده هایش حکمت لبخند

خدایا شکرت به خاطر بارون بهاری

خدایا شکرت به خاطر اینکه مواظب دل من هستی

خدایا شکرت به خاطر اینکه خیلی هوامو داری

خدایا ....................


کلمات کلیدی :بارون بهاری و ام اس، کیک خامه ای و ام اس، شیرینی و ام اس، بیماری ام اس ( multiple sclerosis )
نظرات ()




اردوی نیم روز بچه ای انجمن ام اس

نوشته شده توسط توت فرنگیدر تاریخ ۱۳٩٥/٢/۱٧

به به سلاملیکم به همگی نیشخند

چطورین با گرمــــــــــــا؟؟؟

من که به نظرم ده کیلو وزنم کم شد بسکه عرق ریختم خنده

جای همگی خالی دیروز 16 اردیبهشت مصادف با مبعث حضرت رسول اکرم (ص) بچه های انجمن مون رو بردیم اردو نیم روز قلب

خیلـــــــــــــــی خوب بود، فقط مشکل ایجاد شده یکی دو تا بود که اونا هم به مرور زمان تکمیل میشه و قابل حله !!

1. زمانش کم بود، یعنی من تعیین کرده بودم از صبح ساعت 8 تا ساعت 13 یا همون 1 عصر که خوب تا رسیدیم و صبحانه خوردیم شد ساعت 1 عصر قهقهه یعنی اردو مون در حد یک سک سک کردن به دیوار باغ بود خنده

2. چندین تا از بچه ها با وجود اعلام پیمایش زیاد و مسیر سنگ لاخی به اصرار نام نویسی کرده بودن که متاسفانه همون ها هم دچار مشکل شدن و کل گروه رو به دردسر انداختن ( معطل شدن و خسته شدن و ... ) البته به اونها گفته شد که هر کی خربزه می خوره باید پای لرزش هم بشینــــــــــــــــه خنثی

و ضمن اینکه تمام کارها رو من تنها انجام دادم اینکه تنها بخوام سرپرستی و سر قدم و عقب دار و تهیه ماشین و ثبت نام و ... رو کنترل کنم خیلی سخته و دست تنها دچار یک سری مشکلات شدم که امیدوارم در آینده با کمک و همکاری دوستان این مشکلات ایجاد نشه ...

خدایا شکرت ما همه سلامت رفتیم و سلامت برگشتیم

خدایا ازت ممنونم توفیق ایجاد اسباب شادی رو برام محیا کردی تا عده ای رو شاد کنم

خدایا بسیار سپاس که ما رو تنها نزاشتی و کمک های غیبی خودت رو بهمون دادی

خدایا .................


کلمات کلیدی :اردوی نیم روزی با انجمن ام اس، دیابت و ام اس در یک روز قشنگ، انجمن ام اس، طبیغت گردی بچه های ام اس
نظرات ()




عید شما مبــــــــــــارک :D

نوشته شده توسط توت فرنگیدر تاریخ ۱۳٩٥/۱/۱۳

سلام به دوستان عزیز

از زیر بارون 13 به در براتون پست میزارم خنده

من نمی دونم چه حکمتی شده هر سال چهارشنبه سوری و 13 به در بارون میاد متفکرمهم نیست خیلی هم آسمون تمیز و قشنگ میشه روزگارمون همیشه پر از تمیزی و پاکی انشاءالله سال 94 که سال زیاد خوبی نبود ولی خداروشکر کردم امیدورام امسال ، سال 95 سال رسیدن به آرزوهای همه باشه ...

خدایا شکرت به خاطر بارون

خدایا شکرت به خاطر وجودت ...

خدایا .........


کلمات کلیدی :بارون و 13 به در، آغاز سال 1395، ام اس و زندگی، بیماری ام اس ( multiple sclerosis )
نظرات ()




آخرین ساعتهای 94

نوشته شده توسط توت فرنگیدر تاریخ ۱۳٩٥/۱/۱

سلام

الآن که دارم این پست رو ارسال می کنم ساعت دقیقا 4 و نیم عصر روز 29 اسفند هست یعنی کمتر از 24 ساعت به تحویل سال جدید نمونده ...

خیلی اتفاق ها افتاد که حتی هیچ کدوم مون یادمون نمیاد چی بود ؟؟ و خیلی اتفاق ها افتاد که ممکنه تلخ بوده باشه، شیرین و یا بی معنی و بی تفاوت منتها چیزی که از آدم می مونه و برای آدم مهمه اینه که یاد و خاطرش عزیز باشه مثل لحظه مرگ و به دنیا آمدن اینکه سرنوشت آدم بعد از تولد چی هست نصفیش دست خودشه باقیش دست خدا ...

آرزو دارم اولین ماه سال 95 به آخرش نرسیده به همه آرزوهاتون برسید

دوست دار شما توت فرنگی

خدایا شکرت بخاطر بارون

خدایا شکرت بخاطر برف

خدایا شکرت بخاطر دوستای جدید

خدایا شکرت بخاطر بودن دوستای قدیمی

خدایا .....................


کلمات کلیدی :سال 94 هم تموم شد، پایان سال، یک سال دیگر با ام اس، عید و ام اس
نظرات ()




بای بای 94

نوشته شده توسط توت فرنگیدر تاریخ ۱۳٩٤/۱٢/٧

سلام و خداحافظ !!!

والا بوخوداااااااااا

نیگا چه تند و تند عمر میگذره و ما همش غصه می خوریم چرا این نشد و اون نشد ، بیخیال دنیا نیشخند

خودمم نشستم کلی غم خوردم بعد حالا با خودم می گم چقدر بد شد نشستم بهترین روزهای زندگیم رو الکی به غصه خوردن تموم کردم خنثی حالا جهنم و بیکار بودن ! حالا رفتم سرکار باز خسته شدم میگم کاش کار نداشتم خنده

ما آدمها هم روانی ایم ها !! برف میاد میگیم واااااااااااای سرده یخ زدم !! گرم میشه میگیم وااااااااااااااای گرمه پخته شدم !!! بارون میاد می گیم واااااااااااای چه بد شد خیس شدم !!! بیکاریم می گیم وااااااااااای خسته شدم از بیکاری !!! می ریم سرکا می گیم وااااااااااای چقدر بده همش کار کار کار !!! مجردیم غمگین میشیم وااااااااای من تنها موندم !!!!! ازدواج می کنیم می گیم وااااااااااای مردشوره تاهل رو ببرن چه غلطی کردم !!!

خلاصه تکلیف مون رو بایس روشن کنیم ابله یا رومیه روووووم یا زنگیه ززززنگ

بابا بیخیال از لحظه لذت ببر ، بخند بعد دنیا خسته میشه آخر روی خوشش رو بهت نمایان می کنه نیشخند

خدایا شکرت سال بدی بود تقریبا امیدورام سال آینده پر تر باشه از برکاتت

خدایا شکرت به خاطر اینکه امسال هم هوای منو داشتی

خدایا شکرت به خاطر تمام چیزایی که بهم دادی و تا الآن مواظبم بودی

خدایا .................

خدایا .................


کلمات کلیدی :شکر خدایی می کنم که بی هم تاست، زندگی با ام اس، من و ام اس، بیماری ام اس ( multiple sclerosis )
نظرات ()




مطالب پیشین



Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by http://ruzegaran.persianblog.ir
Design By : wWw.Theme-Designer.Com