خاطرات من و ام اس
قالب وبلاگ

مادر بزرگی که واقعا بزرگ بود

و حالا دیگه نیست که بزرگ باشه افسوس

مامان جون عزیزم روحت شاد و جایت همیشه سبز

گریه

[ ۱۳٩۳/٥/۱٤ ] [ ۳:۳٢ ‎ب.ظ ] [ توت فرنگی ] [ نظرات () ]

تولد تولد تولدش مبــــــــــــــــــارک

تولد فرزند عزیزم وبلاگ خاطرات من و ام اس مبارک

حدود چهار ساله دارم باهاش زندگی می کنم و اندازه کل ستاره های آسمون دوستش دارم

رفیق همه ی روزهای زندگیم

تولدت مبارک ماچ

 

البته تولدش 7 مرداد بود من چون مسافرت بودم نشد پست بزارم ناراحت

حالا به مناسبت تولدش قالبش رو عوض کردم قلب

 

تولدت مبـــــــــــــارک

[ ۱۳٩۳/٥/۱۱ ] [ ٧:۱٠ ‎ب.ظ ] [ توت فرنگی ] [ نظرات () ]

سلاملیکم

آخر ماه شد باز ما اومدیم گزارش روزانه بدیم خدمت تون

اولش که باید بگم واقعا از مردم آزاری متنفرم و اگر یکی مردم رو جلو چشم من بیازاره دلم می خواد تو تاریکی گیرش بیارم ترورش کنم ، در این حد خشنم من عصبانی

همه تون می دونید که الان چند وقته اسرائیل حمله کرده به نوار غزهّ و ...

یکی نیست توی این دنیا به این مدیران و مدبران و شاهان و خلاصه کله گنده های ذاقارت بگه بابا !!!! تو آخرش میری تو 2 متر جا میگیری میکپی هیچی هم با خودت نمی بری ینی نمی تونی ببری ! جز همون کت شلوار تنت یا همون کفن تنت !

دیگه چرا حرص می خوری خو دِ لامصب ؟؟؟ از کشتن بچه ها چی عایدت میشه خداوکیلی ؟ کلافه

می دونید یاد اون گروه تروریست ذاقارت افتادم که رفته بود چار تا سرباز طفلیو گروگان گرفته بودش خوشالم بود که من اسیر گرفتم !!

نه خدا وکیلی غلدری ؟ برو با گنده هاش بجنگ وگرنه کشتن چارتا بچه هنر نمی خواد گریه

من خودم عاشق بچه ام عــــــــاشق بچه اینقد بچه ها رو دوست دارم که حد نداره ولی خوب چیکار می تونم بکنم جز دعا واسه ظهور امام زمان که بزنه همه این روانی ها رو شل و پل کنه همه از دستشون خلاص شن

 

خدایا شکرت من حداقل تونستم ایمان خودم رو حفظ کنم

خدایا شکرت هنوزم دارمت

خدایا شکرت چون هنوزم خیلی خیلی حواست به منه

خدایا شکرت که همیشه سایه خدایی ات بالای سرمه

خدایا ............................

[ ۱۳٩۳/٤/۳۱ ] [ ٩:٢٢ ‎ب.ظ ] [ توت فرنگی ] [ نظرات () ]

سلاملیکم

راستش من قصد نداشتم به این زودی ها آپ کنم ولی یک نظری نظر منو به خودش جلب کرد خنده

حالا من از وسطش میزارم :

...

میخاستم چند سوال ازتون بپرسم و شما به هر کدوم که خواستید جواب بدین،سوالاتم خصوصی هستند اگه حتی به یک سوالم پاسخ ندید من ناراحت نخواهم شد. لطفا چنانچه تمایل دارین نظرتونو برایم ایمیل کنید.با سپاس ۱.آیا تا قبل از طلاق گرفتنتون از زندگیتون راضی بودید؟؟؟آیا شما درخواست طلاق دادید یا همسرتون؟؟؟فکر میکنید همسر شما حق جداشدن ازتونو داشت؟؟؟ ۲. ایا شما مذهبی هستید؟؟ چه نوعی مقید یا معمولی؟؟ ۳.ایا در کل از زندگیتون راضی هستید؟؟رضایت درونی شما؟؟(و نه رضایت از برخورد جامعه باهاتون)

...

نمی دونم راستش چی بگم به این دوست جان که از کجا به این مسئله پی برده من ازدواج کردم !!!! تازه طلاق هم گرفتم خداییش من کجا از زندگی مشترک نوشتم توی پست هام ؟ و اینکه حتی وقتی هم نوشتم کجاش اشاره داشتم به اینکه من طلاق گرفتم ؟

من باب خوابیدگی کنجکاوی برخی خواننده گان و شنودگان وبلاگ بایس عرض کنم بنده مجرد هستم و تا حالا خداروشکر زندگی مشترکی رو تجربه نکردم که بخوام بدش طلاق بگیرم ابله

 

و اما در مورد سوال های دیگه ای که پرسیدن این دوست مهربان بایس بگم هیچ گونه جواب خاصی توی ذهنم نیست چون سوالات جالبی نپرسیدن راستش

 

خدایا شکرت به خاطر اینکه روحم رو تازه می کنی همیشه

خدایا شکرت به خاطر میوه های قشنگ و خوشمزه

خدایا شکرت به خاطر اینکه همیشه حواست به من هست

خدایا ..............

[ ۱۳٩۳/٤/۳ ] [ ٩:٢٦ ‎ب.ظ ] [ توت فرنگی ] [ نظرات () ]

سلــــــــــــــــــــــــــــــــــاملیکم

اینم یک سلام پر از انرژی و شادی واسه همه نیشخند

آقا من در حال ذوق مرگی به سر می برم ، شما چطور ؟

داستان چی هس حالا ؟

هیچی ، من بعد از 2 ماه تلاش پی در پی و پیاپی و پشت سر هم و اینا موفق شدم انجمن رو راضی کنم بریم تابلو بگیریم تو سطح شهر واسه انجمن تبلیغ بزنیم بلکم دو زار بره تو حساب انجمن و از اون مهم تر اینکه حتی اگر هیشکی هم هیچی به حساب انجمن واریز نکنه این تفکر در درون برخی انسانها متبلور میشه که اصن این ام اس که نوشتن چی هس ؟؟؟؟

خلاصه تابلو شهرداری گرفتیم بعد از کلی دوندگی و گرما و سرما خوردن که خدا خیرشون بده تعداد 10 عدد تابلو دادن با چاپ و نصب رایگان

خدایی خیلی حال کردم با این حرکت شهرداری جان قلب

و در آخر اینکه ما بن کلن در این روزها در حد فاجعه آمیزی ذوق مرگیم

خدایا شکرت دوستت دارم و این دوست داشتنت داره قلبم رو آروم می کنه

خدایا شکرت که هنوزم هستی و با منی

خدایا شکرت که همیشه و همیشه و همیشه پشتیبانمی و تنهام نمی زاری

خدایا شکرت که منو بخشیدی

خدایا .................... لبخند

[ ۱۳٩۳/۳/٢٩ ] [ ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ ] [ توت فرنگی ] [ نظرات () ]

سلاملیکم قلب

چطورین ؟ خوبین ؟

من که فعلا رو بهبودم و دارم با زندگیم حال می کنم !

چند روز پیش رفته بودم یک جا یک عده توریست آمده بودن منم اعتماد به نفس! رفتم جلو کلی حال و احوال کردمو تند و تند انگلیسی صبت کردم یک ذوقی میزدم تو قلبم که نگو  ینی دلم داشت واسه خودم قــــنج میرفتش  بعده کلی حرف زدن که فمیدم از آمریکا آمده بودن و اهل شیکاگو بودن و خانمه 2 تا بچه داشت گفت من خودم کلن تو آمریکا دنیا اومدم و اهل اونجامو ... بعدش یهو برگشت پرسید کجا رفتی کلاس که اینقد زبانت خوبه ؟

منم موندم چی جوابشو بدم لامصب بدجوری سقش سیا بودش آخه من خودم یاد گرفته بودم موندم بهش چطوری حالی کنم خودم !! خنده برگشتم بهش گفتم ME  قهقهه

دیگه حالا همینیه که هست ! بهتر بلد نبودم جوابشو بدم نیشخند

ولی عجب روز با حالی بودش قصد کردم برم خصوصی زبان تدریس کنم

چند روز پیشم روز جهانیم بودش روز و هفته ام مبارک باد ماچ

خدایا شکرت بدون تو هیچم مواظبم باش

خدایا شکرت بخاطر هوای بهاری و بارون

خدایا شکرت بخاطر میوه های رنگی رنگی و خوشمزه

خدایا شکرت بخاطر گرمی خورشید

خدایا ...........    

[ ۱۳٩۳/۳/۱٢ ] [ ۸:٠٧ ‎ب.ظ ] [ توت فرنگی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یک بیمار MS هستم که از اردیبهشت 89 متوجه بیماریم شدم ، با همه توانم دارم باهاش مبارزه می کنم و سعی می کنم آینده ای روشن تر از نور واسه خودم بسازم ... خدایا شکرت ...
نويسندگان
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
امکانات وب

ایران رمان